اطلاعیه:
  • سایت یک رمان تمام رمان های خود را از سایت های معتبر گرفته و در سایت قرار داده است و اگر نویسنده ای نا راضی باشد اثر آن را پاک خواهدکرد.
  • در سایت یک رمان رمان های چاپی قرار نخواهد گرفت و اگر رمانی چاپ شده است و در سایت موجود است اطلاع دهید پاک خواهد شد
  • اگر رمانی دارید و قصد ساخت ان را دارید به ایمیل  yekroman1@gmail.com  ارسال نماید تا به فرمت ها مختلف ساخته شود

دانلود رمان از غرور تا عشق جاوا، اندروید، pdf

موضوع : pdf,اندروید,ایپد,جاوا,دانلود انواع رمان برای موبایل,عاشقانه

دانلود رمان از غرور تا عشق جاوا، اندروید، pdf، تبلت

az-ghoror-ta-eshgh-s

نویسنده : baran

خلاصه:باران خانوم واقااراد مادریک اتفاق نه چندان خوشایند :(برای دوطرف)باهم

اشنامیشن ودریک مهمونی که بیشتر به مجلس خاستگاری خواهراقاارادشبیه هست

باهم صحبت می کنند.یکی ازافرادفامیل برای اینکه تلافی اذیت هاوازارهای باران

رودربیاره به دروغ حرف هایی جلوی بقیه میزنه که …

قسمتی از داستان

سالن خلوت بود واین نشون دهنده ی این بودکه همه ی استادا رفتن سرکلاساشونو مابدبخت

شدیم.درزدیم باصدای کلفتش گفت:بفرمایید
منوباران اب دهنمون روقورت دادیم وسریع باران روشوت کردم جلو برگشت یه چشم غره به من رفت

منم به روی خودم نیاوردم سلام کردیم اونم جواب سلاممون روداد.
سیرابی:فکرنمیکنیدیه مقداردیرکردین؟
بعدازاین حرف استاد،صدای سلام یه پسراومد بعدش یکی دیگه هم سلام کردصداشون

اشنابودبرگشتیم عقب وبادیدن ارادو سیاوش چشامون گردشد

 

باصحبتای استادفهمیدیم دانشجوی انتقالی هستن که منتقل شدن به دانشگاه ما.باصدای استادکه ازشون دلیل دیررسیدنشون رومیپرسید ،به خودم اومدم.
اراد:ببخشیداستاد توی راه یه خانوم نابلدکه معلوم نبودازکجاگواهی نامه گرفتن زدن به مابرای همین دیر شد تابیایم.
استاد:اولین واخرین بارتون باشه من روی نظم وانضباط وسرموقع حاضرنشدن درکلاس حساسم.بفرمایید بشینید.
بعدازتشکرازاستادرفتن نشستن استاد برگشت سمت ما وگفت:شماعلت تاخیرتون چیه؟
باران باقیافه ی خونسردوخرکنی گفت:خروسمون قوقولی قوقو نکردوخواب موند.درنتیجه ماهم خواب موندیم.
همه به غیرازاون دوتاکه باعصبانیت نگاهمون میکردن،زدن زیرخنده.
استاد:خروستون؟
باران:بله تازه نمیدونید چه صدای بدی هم داره.
استاد:مسخره میکنید؟
باران:نه بابااستاد مسخره چیه؟تازه به خاطرخواب موندن خروسمون پای دوستمم اسیب دید.حالامیتونیم بریم بشینیم؟
استادکه مات چرت وپتای مابوداروم گفت:بله بفرمایید. در اره

گفت:بله بفرمایید. در اره نه اره

قسمت دانلود

تعداد صفحات کتاب : ۹۴۵ صفحه پرنیان ، ۳۷۲ صفحه پی دی اف

 

 

 

 

برچسب ها
0 تا کنون ثبت شده است

سیزده − نه =

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز
Free WordPress Themes