اطلاعیه:

سایت یک رمان تمام رمان های خود را از سایت های معتبر گرفته و در سایت قرار داده است و اگر نویسنده ای نا راضی باشد اثر آن را پاک خواهدکرد.در سایت یک رمان رمان های چاپی قرار نخواهد گرفت و اگر رمانی چاپ شده است و در سایت موجود است اطلاع دهید پاک خواهد شد;اگر رمانی دارید و قصد ساخت ان را دارید به ایمیل   yekroman1@gmail.com ارسال نماید تا به فرمت ها مختلف ساخته شود

دانلود رمان رخصت نوشته ماهور فتحی اختصاصی یک رمان

موضوع : pdf,اندروید,ایپد,جاوا,دانلود انواع رمان برای موبایل,عاشقانه,عاشقانه,معرفی

 دانلود رمان رخصت نوشته ماهور فتحی اختصاصی یک رمان

دانلود رمان رخصت نوشته ماهور فتحی اختصاصی یک رمان

دانلود رمان رخصت نوشته ماهور فتحی اختصاصی یک رمان

 

نام رمان : رمان رخصت

به قلم : ماهور فتحی

حجم رمان : ۶.۶۵ مگابایت پی دی اف , ۱.۵۳ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۲۱ مگابایت نسخه ی جاوا , ۲۲۴ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

این روزابَرز‌َخی اَم،خیلے خَرابَم داش آکُل…
ی چیزایــی میبینَم، اِنگاری خوابَم داش آکُل…
قیصَراون روزا،ب خون خواهی فَرمون می اومَد…
خودفََرمون شُده آق مَنگُلیه امروز داش آکَل…
اونی ک اون قَدیما،ی تهرون روسیاه میکَرد،سَر چهارراه امروز شُده حاجی فیروز داش آکُل…
آدَمامَشتے بودَن،ناکَس ونالوتی نَبود،ولی امروزلوتی بازی توی قِصه هاس داش آکل…
اَِسم توهمه جا وِرد زَبون بود داش آکُل…
پای هَم آدَما وامیستادَن ومَشتی بودَن، مَعرَفَت تورُفقا خیلی کَلون بود داش آکُل…
اون روزا سیّد ماواسه خودش قُدرَتی بودحالاقَدرَت شُده پول وسِکّه وزَر داش آکُل…
مَردی ومردونگے روجِدی
نَگیر ک قِصه بود،توی طُوقی توگَوَزن ها توی قیصَرداش آکُل…… !!
قصہ ے که فرق داره با تموم دخترا ….
دختری که مردونگیش چوب شده تو سر نامردا …
دختری که ….
پسری که دین و دنیاش شده دینش….
متدین و بی اعصاب…
و سرانجام؟

قسمتی از رمان:

➖آمنه آمنه اشک تو آب دماغ منه ….هوووو دس دس دس بیاجون ننه اقدس بیا امنه امنه به چه گلی کاشتم بابا فیروزقشنگم

➖بسه ماهورجمعش کن

مقنعه مو صاف کردم ونگاه لیلا که بالای سرم بود کردم

➖چیع ؟چیشده؟

➖پاشوحراست کارت داره

بچه ها باهم اووووو

بااخم گفتم خف

➖منو؟

➖نه منو

➖خواگه توروکارداره چرایقه منو چسبیدی

➖ببنددهنتوحوصله ندارم بحث جدیع پاشو

➖یاعلی توکی الوات شدی؟

➖ماهورمرگ مادرت پاشو

ازجابلند شدمو روبه مهنازگفتم ریتمو داشته باش

دیشب اومدم خونتون نبودی راستشو بگو کجارفته بودی

ومهناز داشت ادامه میداد که لیلا کشون کشون بردم

پشت دروایسادم استینامو دادم پایین ومقنعمو به قول بابام اسلامی کردم

ودرزدم

➖بفرما

یاالله کشداری گفتمو واردشدم

حاج اقا کنارپنجره وایساده بود

وتامنو دید برگشت واخمی کرد که نزدیک بود خودمو خراب کنم

اون پسره ی نچسب هم سرجاش نشسته بود واس من بااون قیافه مونگولش سوسه میومد

حاجی:علیک سلام

من:سلام علیکم ورحمت الله

حاجی:رحمت الله بزنه کمرتو ازوسط نصف کنه

ازرو نرفتم وگفتم

➖اخ که خداازدهنت بشنوه حاجی راستش خودمم حوصله زندگیمو ندارم

پسره پوزخندی زد که زیرلب گفتم هندل

حاجی:چی؟

فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

 

دانلود رمان رخصت از ماهور فتحی با فرمت pdf برای کامپیوتر و لپتاپ

دانلود رمان رخصت از ماهور فتحی با فرمت apk  برای گوشی های اندرویدی

دانلود رمان رخصت از ماهور فتحی با فرمت java برای گوشی های سازگار با جاوا

دانلود رمان رخصت از ماهور فتحی با فرمت jad

دانلود رمان رخصت از ماهور فتحی با فرمت java (پرنیان)

دانلود رمان رخصت از ماهور فتحی با فرمت epub برای آیفون ها,آیپد و کتابخوان ها

0 تا کنون ثبت شده است

هفده − چهارده =

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز