اطلاعیه:

سایت یک رمان تمام رمان های خود را از سایت های معتبر گرفته و در سایت قرار داده است و اگر نویسنده ای نا راضی باشد اثر آن را پاک خواهدکرد.در سایت یک رمان رمان های چاپی قرار نخواهد گرفت و اگر رمانی چاپ شده است و در سایت موجود است اطلاع دهید پاک خواهد شد;اگر رمانی دارید و قصد ساخت ان را دارید به ایمیل   yekroman1@gmail.com ارسال نماید تا به فرمت ها مختلف ساخته شود

دانلود رمان میستری جاوا، اندروید،pdf، ایفون

موضوع : pdf,اندروید,ایپد,تخیلی,جاوا,دانلود انواع رمان برای موبایل,عاشقانه

دانلود رمان میستری جاوا، اندروید،pdf، ایفون

NMMDE.jpgت

دانلود رمان میستری جاوا، اندروید،pdf، ایفون

نویسندگانAzitaو

H@niyey
ژانر رمان:طنزو ترسناک و معمایی
خلاصه رمان:آروین قصه ما یه پسریه عاشق هیجانو ترس…همین علایقش باعثمیشه اروینو دوستاش برای تعطیلات به یه روستابرنیه روستاکه توش یه خونه نفرین شده وجود داره…!!!اتفاقاتی که تو اون خونه نفرین شده میوفته،ماجراهایی رو به وجود میاره که باعث میشه آروین ی راز خیلی بزرگ از زندگیش روبفهمه یه راز از گذشتش!!از خانوادش!!و…..دیگه بقیشو باید زحمتبکشینو رمانو بخونین:-) ? امیدوارم از خوندن رمانمون لذتببرید.
باید ترسید
باید از دنیای پوچ
دنیایی با این همه نامردی
باید ترسید
ترس از ضعف نیست
ترس از تنهاییست

با گفتن خسته نباشید استاد جزومو بستمو گذاشتم تو کوله پشتیم بلند شدم تا کلاس بعدیمون شروع نشده بریم با بچه ها یه چیزی بخوریم زدم رو شونه ی اریا و گفتم : پسر پاشو بریم دیگه چیکار داری میکنی؟؟
_ باشه و بعد بلند شد و گفت : سامی چرا امروز نیومده؟؟؟
_ دیشب عروسی خواهرش بود گفت احتمالا کلاس اولو نمیاد الانه که پیداش بشه
_ راستی چرا مارو دعوت نکرد؟؟؟
_ چون عروسی تو کرج بود ترسید ما تو زحمت بیفتیم پاشو دیگه حالا هی میخواد اینجا حرف بزنه بلند شد و دو تایی رفتیم سمت بوفه ی دانشگاه
جلوی بوفه یسری میز و صندلی چیده شده بود به اریا گفتم : الان اینجا شلوغ میشه تو بشین پشت یکی از میز ها من برم یه چیزی بگیرم

_ باشه و بعد نشست پشت نزدیک ترین میز دو تا نسکافه گرفتم با کیک شکلاتی طبق معمول دیشب دوباره تا صبح نتونسته بودم بخوابمو همون صداهای مسخره رو باز شنیدم شاید این نسکافه بتونه منو تا اخر امروز سر پا نگه داره
با سینی کیک و نسکافه برگشتم سمت میزمون با دیدن سامی که کنار اریا نشسته لبخندی زدمو گفتم : به به اقا سامی دیشب خوش گذشت؟؟؟
_ اره خوب بود …
سینی رو گذاشتم روی میزو گفتم : سامی کیکو نسکافه دیگه؟؟؟

 

0 تا کنون ثبت شده است

سیزده − 2 =

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز