اطلاعیه:

سایت یک رمان تمام رمان های خود را از سایت های معتبر گرفته و در سایت قرار داده است و اگر نویسنده ای نا راضی باشد اثر آن را پاک خواهدکرد.در سایت یک رمان رمان های چاپی قرار نخواهد گرفت و اگر رمانی چاپ شده است و در سایت موجود است اطلاع دهید پاک خواهد شد;اگر رمانی دارید و قصد ساخت ان را دارید به ایمیل   yekroman1@gmail.com ارسال نماید تا به فرمت ها مختلف ساخته شود

دانلود رمان نوای شب اختصاصی یک رمان

موضوع : pdf,اندروید,ایپد,جاوا,دانلود انواع رمان برای موبایل,عاشقانه

دانلود رمان نوای شب اختصاصی یک رمان

دانلود رمان نوای شب اختصاصی یک رمان

دانلود رمان نوای شب اختصاصی یک رمان

نویسنده : سارا سلیمانی کاربران

تعداد صفحات : ۵۴۷

ژانر : عاشقانه، طنز

خلاصه رمان :

نوا دختره شیطونی که یه شب تو شهربازی دلش برای امیر کسی که چند وقتی باهاش سر جنگ افتاده میلرزه و …

مانا به ماشین سرعت داد، جوری که ۲۰۶ قرمزش تو خیابون ها پرواز میکرد خداروشکر ترافیکم نبود حدود یک ساعت و نیم بعد منو مانا توی پاساژ خفن تو نیاوران مشغول دید زدن مغازه هایی بودیم که برق تجملاتشون هر بینده ایی رو جذب خودش میکرد

مانا:نوایی ببین میتونی یه لباس شیک واسم پیدا کنی یا عرضه نداری

نوا:من واسه خودم انتخاب کنم هنر کردم، خبر مرگم ترم سه هم تموم شد یه نره خر نتونستم تور کنم و خودمو بهش غالب کنم بزار توی این مهمونی که بچه پولدارا هستن ببینم میتونم یه کروکدیل پیدا کنم

مانا:هاهاهه حالا چرا کروکدیل جیگرم، شما باید پرنس پیداکنی پرنـــــس

بلند خندیدم و گفتم:من به کروکدیلم راضیم جونه تو

بعده یکساعت مانا یه لباس دکلته قرمز که تا زانوهاش بود خرید و دوتا مغازه بعدشم من یه پیرهن کوتاه مشکی که روش با حریر خیلی شیک تزئین شده بود خریدم خوبیمون همین بود جفتمون شیک پسند بودیم ولی سخت پسند نبودیم بخاطره همین مجبور نبودیم شیش ساعت خیابون های پاساژو متر کنیم

از پاساژ که خارج شدیم مانا گفت: نوا بریم یه چیزی بخوریم؟

_بیا بریم خونه ما زی زی جونم غذا پخته

دیگه نزدیکای غروب بود که مانا بند و بساطشو جمع کرد و بعده ماچ و بوسه و و خدافظی شَرِشو کم کرد و شب موقع

دانلود رمان جدید نوای شب

لینک های دانلود

0 تا کنون ثبت شده است

20 − 18 =

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز