اطلاعیه:

سایت یک رمان تمام رمان های خود را از سایت های معتبر گرفته و در سایت قرار داده است و اگر نویسنده ای نا راضی باشد اثر آن را پاک خواهدکرد.در سایت یک رمان رمان های چاپی قرار نخواهد گرفت و اگر رمانی چاپ شده است و در سایت موجود است اطلاع دهید پاک خواهد شد;اگر رمانی دارید و قصد ساخت ان را دارید به ایمیل   yekroman1@gmail.com ارسال نماید تا به فرمت ها مختلف ساخته شود

دانلود رمان وانیا ملکه خواب ها نوشته saniya

موضوع : pdf,اندروید,ایپد,تخیلی,جاوا,دانلود انواع رمان برای موبایل,عاشقانه

دانلود رمان وانیا ملکه خواب ها نوشته saniya

vania-malake-khabha-s

دانلود رمان وانیا ملکه خواب ها نوشته saniya

 

دانلود رمان وانیا ملکه خواب ها جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان وانیا ملکه خواب ها

نویسنده : saniya کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر اصلی تخیلی/فانتزی وعاشقانه اس ولی شاید طنز و غمم توش باشه کلا قاطیه

جلد دوم  درحال تایپ است

خلاصه :
داستان از اونجایی شروع میشه که آنیا،دختر افسانه ای ما خواب میبینه،اما خوابای اون معمولی نیستن!خوابای وانیا میشن آینده،میشن واقعیت…
وانیا ما یک شب میخوابه ولی ایندفعه خواب عجیب غریبی میبینه و زندگیش میشه افسانه و داستان توی کتابا،پرت میشه تو یک سرزمین عجیب که پر از ماجرا های عجیب تره و همه چیزش تغییر میکنه از اسمش بگیر تا شیوه زندگیش
حالا این دختر باید اونجا چیکار کنه؟
چرا به اون سرزمین رفته؟
چطوری رفته؟
چه اتفاقایی براش میفته؟
چه ماموریت هایی داره؟
واقعیت چیه؟
اون کیه؟
چه قدرتی داره؟
چه کسانی رو میبینه؟
چه حسایی پیدا میکنه؟
من نمیگم شما باید بخونین.

توضیحی درباره اسم دختر رمان : اسم دختر رمان ابتدا آنیا هست و بعد از اتفاقاتی که قراره بیفته به وانیا تغییر میکنه…

خلاصه رمان وانیا ملکه خواب ها

-آنیییی،نمیخوای از اون تخت دل بکنی؟
صدای مامانم بود که برای بار هزارم این جمله رو تکرار میکرد.آخه من موندم چه گیری به خواب من داره؟
مادر پایه ای دارم…ولی خب بعضی مواقع خیلی مقرراتی میشه و بیشتر هم این اتفاق صبح زود و سر بیدار کردن من اتفاق میفته وگرنه بقیه مواقع آدم باحالیه.
به سختی و زور از تخت قشنگم دل کندم و با همون سر و وضع رفتم توی آشپزخونه،متاسفانه خونه ما دوبلکس نبود و من آرزو به دل موندم یک بار از نرده‌ها سر بخورم و به آشپزخونه برم.چیه خو؟آرزو بر جوانان عیب نیس.
-آنی این چه سرووضعیه؟
-سلام بابا،سلام مامان، وای مامان بیخی که میخوام خواب دیشبمو برات بتعریفم…
-ایندفعه عفو خوردی،بگو
اینم از مامان ما.تعجب نکنین مدلش اینه.
-وای وای ی خواب جالبی بود که نمیدونی…خواب دیدم چند تا گرگ با صورت های انسان روی مبل های توی خونه ما نشستن و دارن چایی میخورن…

 

 

قسمت دانلود

 

 

0 تا کنون ثبت شده است

دو + 12 =

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز