دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی | یک رمان

صفحه اصلی نقشه سایت
کانال یک رمان فراموش نشه!
رمان توصیه شده توسط مدیر

دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی

نویسنده : admin
۹ آذر ۱۳۹۵
بازدیدها: 1,006

دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی

دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی

دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی

دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی

نام نویسندگانραʀαsтoo_sedna.z
ژانر:عاشقانه ، پلیسی ، طنز
«بدون ویراستار»

خلاصه رمان:
میگمـ پلیس بازے ولے توباورنڪنـــ…
عاخه من پلیســـ واونــ….
من راهـ راستـــ واونـــ….

خلاصه بعدکلی دنگ وفنگ خانوم آنجلنا جولی وحاضرمیکنمـ وبه سمت اداره حرکت میکنیمـ…
تینوـ سایدا منم ببر…
نگاه خنده داری بهش میکنمـ :همینم مونده بچه باخودم ببرمـ….اخمی میکنهـ :خوبه من ازت بزرگترما اینقدرپروبازی درمیاری!
انگشتموبه سرم میزنم:بزرگی به عقل نه به سن…که توازعقل محرومی!

جعبه دستمال کاغذی روداشبردوسمتم پرت میکنهـ که ازپنجره ماشین بیرون میوفتهـ…
نگام میکنه میخندمـ…
اونم میخندهـ:یدونه برات میخرمـ…

پشت دراتاق تیمسارنفسی کشیدمـ…
تینولبخندی بهم میزنهـ :بروداخل…
دراتاق وبازمیکنمـ…

نگاهم به بابا وتیمسارمیوفتهـ….
بابابادلخوری نگام میکنهـ…
من نمیدونم باباچه اصرارداره به من بگه که توهنوزبچهـ ای!!!

من ـ سلام برتیمساربزرگ وکبیر
لبخنددل نشینی میزنهـ….
ـ ـ سلام دخترم خوبی؟

کمرخم میکنمـ:اگه پدرگرامی بزارن چراکه نهـ…
دستشوسمت جایگاهی بابانشسته میگیرهـ..

ـ ـ بشینـ…
ـ إی بروچشمـ …
کناربابامیشینمـ…..

تیمساردستاشوتوهم قلاب میکنهـ :خودت میدونی من دلم نمیخادبه این ماموریت خطرناک بری!…
ولی خب پدرت سرپرست این ماموریتهـ..وتوخودت هم اصرارداری بری!

من ـ به به بابام هم گفتم تیمسارخسته شدم ازاین ماموریت های کوچیک وخسته کنندهـ یه کم هیجان میخوامـ…
باباـ عاخه دخترمن خوشگلم نونت مه آبت کمه روسیه رفتنوکجادلم بزارمـ…..
ـ الهی دورت بگردم باباحمیدم ولی خب مرگ یه بارشیون یه بار….

یه عالمه نصیحتم میکننـ…..یه عالمه حرف میزنن وتهش من یه لبخندبزرگ میزنمـ:وای بابانمیدونی چه قدروسیه خوشگلهـ
پایتختشوبگومُسکـــوعالیهـ….
باباـ ببین تیمسارجان هنوزنمیفهمه اون جایی که میخادبره 

 

 

Google plus
این پست 12 ماه پیش توسط admin ارسال شده:
QR code
دیدگاه کاربران
آخرين مطالب ارسالي سايت
دسته ها
انجمن
انجمني براي همه سليقه ها