اطلاعیه:

سایت یک رمان تمام رمان های خود را از سایت های معتبر گرفته و در سایت قرار داده است و اگر نویسنده ای نا راضی باشد اثر آن را پاک خواهدکرد.در سایت یک رمان رمان های چاپی قرار نخواهد گرفت و اگر رمانی چاپ شده است و در سایت موجود است اطلاع دهید پاک خواهد شد;اگر رمانی دارید و قصد ساخت ان را دارید به ایمیل   yekroman1@gmail.com ارسال نماید تا به فرمت ها مختلف ساخته شود

دانلود رمان چیک چیک…عشق از patrishiya اختصاصی یک رمان

موضوع : pdf,اجتماعی,اندروید,ایپد,جاوا,دانلود انواع رمان برای موبایل,عاشقانه

دانلود رمان چیک چیک…عشق از patrishiya اختصاصی یک رمان

دانلود رمان چیک چیک…عشق از patrishiya اختصاصی یک رمان

دانلود رمان چیک چیک…عشق از patrishiya اختصاصی یک رمان

نام رمان :رمان چیک چیک…عشق

 به قلم : patrishiya

 حجم رمان : ۳.۹۸  مگابایت پی دی اف , ۱.۲۱  مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۰۸  مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۹۹  کیلو بایت نسخه ی epub

 

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان در مورد زندگیه یه دختره مثل همه دخترایی که اطرافمون هست شایدم خیلی نزدیک به خودمون !
دختری که یه اتفاق دیدش رو به زندگی و آینده عوض میکنه و تو یه مسیر جدید قرار میگیره …

صفحه ی اول رمان:

محکم سر جام وایستادم که از خطر له شدن زیر دست و پای این جمعیت منتظر به ورود در امان بمونم !
با بسته شدن در و حرکت دوباره مترو فکر کردم حالا خوبه با این حجم مسافر و این هوای سنگین یهو وسط تونل وایستیم !
از فکرشم وحشت داشتم … نفسم رو دادم بیرون و سرم رو گرم نگاه کردن به زن فروشنده ای کردم که داشت تبلیغ سرویسهای بدلیجاتش رو میکرد …
همیشه اینها رو که میدیدم فکر میکردم چقدر سخته براشون هر روز با این کیسه های سنگین بار تو مترو خط عوض بکنند و دو ساعت در مورد یه انگشتر و این که رنگش نمیره سخنرانی کنند آخرشم دو تا دختر کم سن و سال احتمالا یه دستبند ارزون قیمت میخرند !همین …


بلاخره از شر این شلوغی راحت شدم و اومدم بیرون … آینه کوچیکه کنار کیفم رو آوردم بیرون و نگاه سرسری به ریخت و قیافم کردم .
خوب بودم هنوز … بالای شالم رو یکم صاف کردم و موهای تازه کوتاه شدم رو با دست مرتب کردم .
آینه رو پرتاب کردم ته کیف و دوباره راه افتادم به سمت بیرون .
به آدرس توی دستم نگاهی کردم . شرکت تبلیغات و طراحی بیتا طرح . خودشه
طبق معمول وقتایی که استرس میگیرم انگشتهای دستم رو تند تند شکستم و رفتم تو
طبقه سوم .. پشت در چوبی قهوه ای که رسیدم پوفی کردم و با بسم الله دستم رو گذاشتم روی زنگ .
یه دختر خوشرو و ریز میز که میخورد هم سن خودم باشه شایدم یکم کمتر در رو باز کرد …

 

قسمت دانلود

دانلود رمان چیک چیک…عشق از patrishiya با فرمت pdf

دانلود رمان چیک چیک…عشق از patrishiya با فرمت apk

دانلود رمان چیک چیک…عشق از patrishiya با فرمت java

دانلود رمان چیک چیک…عشق از patrishiya با فرمت jad

دانلود رمان چیک چیک…عشق از patrishiya با فرمت epub

0 تا کنون ثبت شده است

شانزده − دو =

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز