اطلاعیه:

سایت یک رمان تمام رمان های خود را از سایت های معتبر گرفته و در سایت قرار داده است و اگر نویسنده ای نا راضی باشد اثر آن را پاک خواهدکرد.در سایت یک رمان رمان های چاپی قرار نخواهد گرفت و اگر رمانی چاپ شده است و در سایت موجود است اطلاع دهید پاک خواهد شد;اگر رمانی دارید و قصد ساخت ان را دارید به ایمیل   yekroman1@gmail.com ارسال نماید تا به فرمت ها مختلف ساخته شود

دانلود رمان گرگ زاده شکارچیان مخفی جلد اول

موضوع : pdf,اجتماعی,اندروید,ایپد,تخیلی,ترسناک,جاوا,دانلود انواع رمان برای موبایل,عاشقانه

دانلود رمان گرگ زاده شکارچیان مخفی جلد اول

دانلود رمان گرگ زاده شکارچیان مخفی جلد اول

دانلود رمان گرگ زاده شکارچیان مخفی جلد اول

نام رمان: گرگ زاده : شکارچیان مخفی جلد اول
ژانر: فانتزی تخیلی-عاشقانه
نام نویسنده: Elnaz Dadkhah کاربر انجمن نگاه دانلود

ویراستاران: نازآفرین، مریم صناعی، Atosa96، ماهتاب:)، nika_emady، HAD!S، narcissus ، A*T*E*F*E*H

خلاصه

متفاوت بودن سخته. این که متفاوت باشی و مجبور شی خودتو همرنگ جماعت نشون بدی سخت تره. مایک پسریه که با همه اطرافیانش فرق داره…انسان نیست….بلکه گرگینه اس. همین موضوع باعث میشه تنها تر از سایر انسان ها باشه ولی یه مشکل دیگه هم وجود داره…مایک حتی با هم نوعان خودش هم فرق داره…

تفاوتی عجیب و شوم. چیزی که روی تمام زندگیش خط سیاهی می کشه و باعث میشه حس کنه تنها ترین آدم روی زمینه…در این گیرو دار تنهایی اتفاقی میوفته که گرما رو به قلبش بر می گردونه…حسی که بهش امید میده برای ادامه دادن برای مبارزه کرد….گرگینه به دام عشقی ممنوعه اسیر میشه…عشقی که باعث بیدار شدن نفرینی هولناک میشه.

از دیگر اثار این نویسنده :

دانلود رمان در بطن شب …دانلودرمان درنده تاریک شب  …دانلود رمان در انتهایی ترین نقطه شب

 

قسمتی از داستان:

شیرها ادعا می کنند سلطان جنگلند!
ببرها خود را قوی ترین حیوان دنیا می دانند!
اما خنده دارست که به دستور انسانی در سیرک بالا و پایین میپرند!
ولی گرگ رام نمی شود…!
اهلی نمی شود!
برای کسی عوض نمی شود و ….
همه می دانند بازی کردن با گرگ حکمش مرگ است…!
***

کلافه از جا بلند شدم چندین بار عرض اتاق رو طی کردم اما از سردرگمی و کلافگیم چیزی کم نمی شد. دست هامو توی جیبام فرو کردم، شی سردی رو با سر انگشت هام حس کردم. دستمو دور زنجیر بلندش مشت کردمو و از جیبم بیرون کشیدم.
دست هام به سردی فلز ساعت جیبی قدیمی که بهم هدیه داده بود می شود .قاب ساعت رو باز می کنم و نگاهم روی لبخند پررنگش توی عکس خیره می مونه ..روی عکسش دست می کشم

 

قسمت دانلود

0 تا کنون ثبت شده است

5 × چهار =

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز