اطلاعیه:
  • سایت یک رمان تمام رمان های خود را از سایت های معتبر گرفته و در سایت قرار داده است و اگر نویسنده ای نا راضی باشد اثر آن را پاک خواهدکرد.
  • در سایت یک رمان رمان های چاپی قرار نخواهد گرفت و اگر رمانی چاپ شده است و در سایت موجود است اطلاع دهید پاک خواهد شد
  • اگر رمانی دارید و قصد ساخت ان را دارید به ایمیل  yekroman1@gmail.com  ارسال نماید تا به فرمت ها مختلف ساخته شود

رمان راز شاهزاده شهر جادو جلد دوم

موضوع : تخیلی,معرفی

رمان راز شاهزاده شهر جادو جلد دوم

رمان راز شاهزاده شهر جادو جلد دوم

رمان راز شاهزاده شهر جادو جلد دوم

نام رمان : راز شاهزاده شهر جادو (جلد دوم )
*سرنوشت شاهدخت ناشناخته*

نویسنده : AMI74

ژانر:عاشقانه،فانتزی،هیجانی”رازآلود

جلد دوم:

در جلد اول تا اونجایی خوندید که نگین پا به دنیای جدیدی میذاره و بعد روبه رو شدن با یک مرد چشم قرمزو مرموز توسط یه سری مرد زره پوش به اشتباه دستگیر میشه.قابل ذکر است که در این جلد داستان از پایان جلد اول آغاز میشه و بدون کوچکترین فاصله ای ادامه پیدا میکند.

خلاصه جلد دوم:

اینجا دنیایی دیگر است.دنیایی مخوف، راز آلود و ناشناخته.سرنوشتی شوم و مسئولیتی بزرگ بر شانه های ظریف دخترک سنگینی میکند.
حال،زمان این رسیده که دخترک کوچک قصه بزرگ شود،قدرت بگیرد و درست فکر کند و ترس را کنار بگذارد.
باید دید پرنسس ترسوی ما با قلبی مالامال و پرشده از عشقی سوزناک میتواند در این جنگ بزرگ و نابرابر همراه با مریدان خود،پیروز شود؟

و آیا توان شنیدن حقیقت را دارد و میتواند بین
بد و بدتر یکی را انتخاب کند و با مشکلات جدیدش روبه رو شود و روی پاهای خودش بایستد یا بازهم به دنبال یک تکیه گاه میگردد…؟؟!
قسمتی از رمان

به نام خالق پیدا و پنهان

که پیدا و نهان داند به یکسان​

از درد جیغ های گوش خراشی میکشیدم.
دو جلاد سیاه پوش با کمال بی رحمی دست هامو از مچ گرفته بودن و منو به طرز وحشیانه ای به طرف جایگاه اعدام میکشیدن.
مردم دورتا دور جایگاه جمع شده بودن و با لبخند به منی که روی زمین کشیده میشدم،چشم دوخته بودن و مدام در گوش هم پچ پچ میکردن.

 

جلادها مانند جنازه ای بی جان بدنمو از پله ها بالا کشیدن و بعد به روی سکو پرت کردن.
همون لحظه و با پرت شدنم،مرد قوی هیکلی بلندم کرد و طنابی رو دور گردنم انداخت.
خیلی ترسیده بودم،بدنم به شدت میلرزید.
داد زدم:به خدا من اون نیستم،اشتباه گرفتید.
همه بلند بلند میخندیدن و هیچ کسی به حرفام گوش نمیداد،طناب هر لحظه تنگ تر و تنگ تر میشد و حدقه ی چشم هام گشادتر.
ناگهان زیر پام خالی شد و….

با وحشت چشمامو باز کردم،نفس کشیدن برام سخت بود.درد شدیدی رو روی بازوهام حس میکردم و اصلا نمیتونستم از جام تکون بخورم،با دیدن طناب کلفت دور بازوهام و احساس سطح زبر تنه ای که بهش چسبیده بودم،فهمیدم که به یه درخت بسته شدم!

 

این رمان در حال تایپ است

 

56 نظر تا کنون ثبت شده است

دو × دو =

مهدیه از اصفهان در پنج شنبه , ۲۰ آبان ۱۳۹۵ گفته :

سلام رمان قشنگیه اگه میشه زودتر پخشش کنید

ممنون

نیلا در یکشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۵ گفته :

رمان عالی ای بود لطفا زودتر پخشش کنید

رها در یکشنبه , ۷ آذر ۱۳۹۵ گفته :

عالیه.
میشه خلاصه رو هم اضافه کنید؟

PARISA در چهارشنبه , ۱ دی ۱۳۹۵ گفته :

خلاصه اضافه شد

Tara در یکشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۵ گفته :

سلام خواهشا هرچه زودتر قسمت دوم رمان رو بذارید دیگه تحمل ندارم.

نیلا در یکشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۵ گفته :

چطوری این رمان جلد دومش دانلود میشه؟

PARISA در چهارشنبه , ۱ دی ۱۳۹۵ گفته :

جلد دوم در حال تایپه.

نیلا در یکشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۵ گفته :

لطفا سریع پخشش کنید چون اگه طول بکشه هیجانش میره مرسی

نیلا در یکشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۵ گفته :

گل گفتی

Tars در پنج شنبه , ۲۵ آذر ۱۳۹۵ گفته :

دمت گرم

PARISA در چهارشنبه , ۱ دی ۱۳۹۵ گفته :

به گقته ی نویسنده جلد دوم تا چند ماه اینده تموم میشه تایپش

Naji در یکشنبه , ۱۲ دی ۱۳۹۵ گفته :

چند ماه دیگه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

negin در شنبه , ۲۷ آذر ۱۳۹۵ گفته :

ترخدا جلد دوم هم بزارید

PARISA در چهارشنبه , ۱ دی ۱۳۹۵ گفته :

به مخض تموم شدن تایپ رمان لینک دانلود رمانو قرار میدیم

Donya در چهارشنبه , ۸ دی ۱۳۹۵ گفته :

Key mizarinesh pas ☹️

ساحل در پنج شنبه , ۹ دی ۱۳۹۵ گفته :

گفتید چندماه دیگه چیشد پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟

maryam در جمعه , ۱۰ دی ۱۳۹۵ گفته :

وااااای
تا چند ماهه دیگ؟؟
میمیریم بخدا

Naji در یکشنبه , ۱۲ دی ۱۳۹۵ گفته :

بیشتراز ۳۰۰ تا رمان خوندم ولی این رمان موضوعش خیلی باحاله لطفا هرچه زودتر جلد دوشو بذارید

MaRYaM در دوشنبه , ۱۳ دی ۱۳۹۵ گفته :

سلام
میشه بگین دقیقا کی جلد دوم رو تو سایت میذارین؟؟؟

بهار در پنج شنبه , ۱۶ دی ۱۳۹۵ گفته :

کی جلد ۲ تموم میشه؟لطفا زود پخشش کنین خیلیییی قشنگه

Monika_m در شنبه , ۱۸ دی ۱۳۹۵ گفته :

سلام به محض اتمام تایپ رمان قرار میگیره 🙂

بهار در سه شنبه , ۲۱ دی ۱۳۹۵ گفته :

تارا در جمعه , ۱۷ دی ۱۳۹۵ گفته :

ازتون خواهش می کنم هرچه زود تر جلد دومش رو بذارین.
حتی اگه شده سه جلدش کنید ولی بذارید رمان و نزدیک سه ماه منتظرم.

Monika_m در شنبه , ۱۸ دی ۱۳۹۵ گفته :

سلام باورکنید هنوز تموم نشده ..به محض تموم شدن قرار میگیره 🙂

تارا در یکشنبه , ۱۹ دی ۱۳۹۵ گفته :

مممون

شبنم در شنبه , ۱۸ دی ۱۳۹۵ گفته :

وای نمیدونید که این جلد چقدر قشنگه.تازه پیداش کردم و دارم در حال تایپ میخونمش هم موضوعش تا حدودی تغییر کرده و هم هیجانی تر شده و هم قلم نویسنده پخته تر شده.
کلا عالیه
نویسنده حق داره خدایی که نتونه زود تایپش کنه نمیدونم چطوری داره این داستان پر از اتفاق و هیجان رو مینویسه

اکرم در دوشنبه , ۲۰ دی ۱۳۹۵ گفته :

لطفا جلد ۲ رمان رو بزاریدچون من عاشق این رمانم

PARISA در شنبه , ۲۵ دی ۱۳۹۵ گفته :

جلد دوم درحال تایپه .محض تموم شدن روی سایت قرار میگیره

baran ranjbar در پنج شنبه , ۲۳ دی ۱۳۹۵ گفته :

خواهش میکنم زود تر جلد دوم رمان رو بزارید…فقط آخرش غمناک نباشه…اگه میشه…

PARISA در شنبه , ۲۵ دی ۱۳۹۵ گفته :

به محض تموم شدن روی سایت قرار میگیره 🙂

مینا در جمعه , ۲۴ دی ۱۳۹۵ گفته :

میشه بگید چقدر مونده که جلد دوم تمام بشه چون بی صبرانه منتظرم ادامشو بخونم

PARISA در شنبه , ۲۵ دی ۱۳۹۵ گفته :

جلد دوم در حال تایپه .به گفته ی نویسنده طی چند ماه اینده تموم میشه

سارا در جمعه , ۲۴ دی ۱۳۹۵ گفته :

واقعا عالی بود مرسی
اگه میشه کمی زود تر جلد دومش رو اراعه بدید

PARISA در شنبه , ۲۵ دی ۱۳۹۵ گفته :

به محض تموم شدن تایپیش روی سایت قرار داده میشه 🙂

سعید در شنبه , ۲۵ دی ۱۳۹۵ گفته :

ببخشید کی تموم میشه

PARISA در یکشنبه , ۲۶ دی ۱۳۹۵ گفته :

طبق گفته ی نویسنده در چند ماهه اینده تموم میشه

Deli در یکشنبه , ۲۶ دی ۱۳۹۵ گفته :

سلام عوض اینکه هی جواب بدین رمانتون روبنویسین تا زودترتموم شه باتشکر

PARISA در یکشنبه , ۲۶ دی ۱۳۹۵ گفته :

سلام
نویسنده ی رمان ما نیستیم دوست عزیز .
و پاسخ دادن به سوالات افراد از وظیفه ی ماست

Deli در سه شنبه , ۲۸ دی ۱۳۹۵ گفته :

کلی گفتم ازبس این رمان باااااحالهههه دیگه ???

سعید در یکشنبه , ۲۶ دی ۱۳۹۵ گفته :

ممنون ‎:)‎

اسرا در دوشنبه , ۲۷ دی ۱۳۹۵ گفته :

سلام خیلی رمان قشنگی است ازتون خواهش می کنم زودتر جلد دومش بزارید خیلی قشنگه

سعید در دوشنبه , ۲۷ دی ۱۳۹۵ گفته :

صبرم توی وضیعت قرمز لطفا زود باشید!

Deli در سه شنبه , ۲۸ دی ۱۳۹۵ گفته :

مگه پسراهم رمان میخونن؟جلل خالق???

نازنین در سه شنبه , ۲۸ دی ۱۳۹۵ گفته :

رخیلیی عالیه لطفا هرچه زود تر رمانو تایپ کنین البته اگه میشه از زبان نیاک هم بنویسین ?

الی در چهارشنبه , ۲۹ دی ۱۳۹۵ گفته :

من ۶ماه پیش جلد اول و خوندم.انقد طولش میدید آدم یادش میره داستان چی بود.

Deli در پنج شنبه , ۳۰ دی ۱۳۹۵ گفته :

احسنت برتوای خواهرگرام

زینب در جمعه , ۱ بهمن ۱۳۹۵ گفته :

دوستان یکم صبر داشته باشیدجلد دوم بسیار پیچیده است و پر از توصیف و مثل اینکه به خاطر مشکلات خانوادگی تا دو ماه نویسنده نتونستن ادامه بدن و بعد دوباره تایپ کردن و الانم مثل همه دانشجوها امتحان دارن
فعلا ۷۰ صفحه از داستان نوشته شده تو انجمن خیلیم عالیه ولی به گفته ی نویسنده چون طولانی تر از جلد اوله دو سه ماه تا اتمامش طول میکشه.
بعد مدتها منتظر یه داستان جدید و عالی بمونید

sahar در شنبه , ۲ بهمن ۱۳۹۵ گفته :

ممنون برای توضیحات مفیدتون .

سعیده در شنبه , ۲ بهمن ۱۳۹۵ گفته :

لطفا زود باشید

سعیده در شنبه , ۲ بهمن ۱۳۹۵ گفته :

ممنون

Arezoo در یکشنبه , ۳ بهمن ۱۳۹۵ گفته :

لطفا زود رمان رو بنویسید

ستاره در پنج شنبه , ۱۴ بهمن ۱۳۹۵ گفته :

سلام من جلد اول را خوندم
چون زیاد کتاب می خونم میدونم از ذهنم میره لطفا یه تاریخی بفرمایید که بدونیم حداقل تا اون موقع جلد دوم منتشر میشه

الهام در جمعه , ۲۲ بهمن ۱۳۹۵ گفته :

با سلام ممنون از رمان بسیارزیباتون یه خسته نباشید هم میگم بخطر زحماتی که برای نوشتن این رمان میکشید واقعا جلد اول عالی بود.

نفس در یکشنبه , ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ گفته :

ترو خدا دقیق بگید کی تموم میشه من تحمل ندارممممممممممممم

dalya در دوشنبه , ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ گفته :

سلام میخواستم بدونم اگه بخوام رمان خودم و به نرم افزار گوشی تبدیل کنم باید چیکار کنم یا به کی بگم برام جلد رمانم و درست کنه؟؟

admin در دوشنبه , ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ گفته :

سلام ما برای شما این کار را می کنیم

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز
Free WordPress Themes