دانلود رمان هیاهو جاوا،ایپد،اندروید

موضوع : دانلود رمان,دانلود رمان برای اندروید,دانلود رمان برای ایپد,دانلود رمان برای جاوا,دانلود رمان برای کامپیوتر

دانلود رمان هیاهو جاوا،ایپد،اندروید

دانلود رمان هیاهو جاوا،ایپد،اندروید

دانلود رمان هیاهو جاوا،ایپد،اندروید

دانلود رمان هیاهو جاوا،ایپد،pdf،اندروید

نویسنده:Zahra_s

خلاصه: رمان درباره دختری به اسم زهراست که توسط عشق قدیمیش به

گروگان گرفته میشه ،تو این حین عاشق میشه و به عشقش میرسه ،اما

بعد از مدتی عشق قدیمیش دوباره برمیگرده اما اینبار با برگشتنش زندگی

آروم زهرا به طوفان تبدیل میشه و باعث زندانی شدن زهرا میشه و..

ماشین رو بستم و به سمت عمارت حرکت کردم .با دیدن راه طولانی

عمارت وارفتم ،به هر جون کندنی خودمو رسوندم
.مامانم بغلم کرد و گفت :تو نمیخواي از ما یه خبر بگیري؟
با سردي گفتم :کار داشتم ،و روي مبل نشستم ،به زینت گفت برام

شربت بیاره .بعداز خوردن شربت بلند شدم وبا دو پله هاي
عمارتو بالا رفتم و رفتم تو اتاق بعد از در آووردن لباسام خوابیدم رو تخت
من زهرا تهرانی متولد سال ۱۳۶۷از تهران .متخصص و جراح قلب از

دانشگاه شهید بهشتی .توي یکی از خانواده هاي مرفه
جامعه .مادرم لیلا خانه دار و پدرم محمد نمایشگاه ماشین داشت و

خودشم سرهنگ بود البته نمایشگاه بیشتر دست عموم بود
و اما من یک خواهر ناتنی به اسم آنا داشتم ،آنا رو از پرورشگاه آووردن با

اینکه من رو اون موقع به دنیا آؤورده بودن اما
نمیدونم چرا آنارو هم از پرورشگاه آووردن .پدر و مادرش و خوانوادش توي

یک تصادف مردن .من هنیشه از آنا متنفر بودم
چون باعث میشد من از پدر مادرم دور باشم وقتی آنا به خانوادمون اومد

من شش سال داشتم و توجه اونا به آنا بیشتر بود .و
همین توجهات باعث شد ازش متنفر بشم ،من همیشه از آنا بدم میومده

اما اون منو خیلی دوست داشت و همیشه قربون
صدقم میرفت ،
هر کار میکردم خوابم نمیبرد بلند شدم 

 

لینک های دانلود

0 تا کنون ثبت شده است
تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز