تازه ترین مطالب انجمن


RSS انجمن یک رمان
  • صندلی داغ با حضور"روشنک"
    سلام بر تمامی کاربرای انجمن بازم اومدیم با یه صندلی داغ دیگه طبق رای گیری سابق کسی که برای صندلی داغ انتخاب شده روشنک مدیر تالار کتاب میباشد http://www.forum.1roman.ir/members/28/ شما سوالاتتونو بپرسید (قبلش قانونو بخونید) تا روشنک جان پاسخ بده! اگه پاسخ سوالاتتون کمی دیر به دستتون... صندلی داغ با حضور"روشنک"
  • درخواست تبلیغ و معرفی رمان در کانال یک رمان
    به نام خدا سلام خدمت کاربران و نویسندگان عزیز انجمن یک رمان طبق مشورت های انجام شده جهت افزایش انگیزه ی نویسنده های عزیزمون، از این به بعد رمان های در حال تایپ در کانال یک رمان تبلیغ و معرفی خواهند شد‌. هر نویسنده ای که تمایل به تبلیغ و معرفی رمانش در کانال را […]
  • رمان سراب رد پای تو | مریم علیخانی کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1155 ناظر رمان: Sima.ch نام رمان: سراب ردپای تو نام نویسنده: مریم علیخانی ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه: اين داستان در مورد زندگي دختري است به نام ليلي كه برعكس دخترهاي هم سن و سالش خلقيات كاملا مردانه دارد. داستان ،آينده او را به تصوير ميكشد و مرتب به گذشته اش سر ميزند تا […]
  • رمان تصویر یک رویا | رویا نظافت کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1196 ناظر: cinder نام رمان:تصویر یک رویا ژانر:عاشقانه.تراژدی نویسنده:رویا نظافت بنام خالق رویاها خلاصه:در این دنیا.....رویایی زنده شد...تصویری کشیده شد از یک رویا...در اوج ها این رویا شکست.....رویایی از جنس تلخی ها میخواهد ک زندگی کند...ایا سخت است؟؟رویایی از جنس رویاها دنیارا ب زیر میکشد....
  • رمان گلوله های فنا ناپذیر (جلد اول) | بهداد حجام کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1192 ناظر: cinder به نام خدا​نام رمان : گلوله های فنا ناپذیر (جلد اول) نام نویسنده: بهداد حجام ژانر: عاشقانه، فانتزی، جنایی خلاصه:الکس و مکس٬همپای از کودکی٬دو دوست٬دو رفیق٬پایِ خود را به جایی می گذارند که نامش خوابگاهِ دانشجویی است٬اما این ٬فقط ظاهرِ ماجراست... مقدمه: و ما بدن هامان پر از گلوله های […]

دانلود رمان ایستادم اختصاصی یک رمان

بازدیدها: 530 بازدید
0 نظر
PARISA
۱۴ مهر, ۱۳۹۵

دانلود رمان ایستادم اختصاصی یک رمان

estadam-s%d8%b3%d8%b7%d8%b4

دانلود رمان ایستادم اختصاصی یک رمان

دانلود رمان ایستادم

نویسنده : راضیه درویش زاده

ژانر:عاشقانه

خلاصه:

ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ “ﻫﯿﭽﮑﺲ ” ﺩﺳﺖ ﺍﺯ “ﺍﺭﺯﺷﻬﺎﯾﺖ ” ﻧﮑﺶ ﭼﻮﻥ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻓﺮﺩ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺸﺪ ،

ﺗﻮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﯾﮏ “ﻣﻦ” بی ارزش..ارزش!!

زمانی ارزش این کلمه رو فهمیدم که از من فقط یک “من”بی ارزش مونده بود..نمیدونم شاید یادم رفته بود مهربونی

و سادگی باعث نمیشه ساده لوح هم بشم و خیلی راحت غرورمو بشکونم ..اره یادم رفته بود که اگه میخوام مهربون

باشم باید غرورمو نگه دارم..یادم رفته بود مهربونی با غرور قشنگ تره. یادم رفته بود

سادگی و سادلوحی اصلا مث هم نیستن.

شاید من اصلا ساده نبودم و ساده لوح بودم شاید هم اصلا مهربون نبودم و غرور نداشتم

و این باعث میشد مهربون به نظر بیام..

چون الان میخوام دیگه مهربون نباشم دیگه ساده نباشم میخوام پاشم وایسم اینبار

غرورِ که توی من حرف اولو میزنه اینبار میخوام ایستاده بجنگم..

بجنگم با کسایی که یه روز غرورمو زیر پا له کردن اینبار میخوام دیگه زمین نخورم..

دیگه میخوام بشم یک “من” باارزش..منی که بهم

افتحار کنن نه با ترحم نگام کنن..آره یادم رفته وجود من با ارزشِ..من یه دخترم..

دختری که ارزشش تو جامعه بالاس دیگه نمیخوام با وجودم باعث بی ارزشی اسم دختر بشم..

میخوام بشم یک “منِ” باارزش..ایستادم چون دیگه نمیخوام ترحم انگیز باشه..ایستادم چون من با ارزشم..

ایستادم چون مغرورم..ایستادم چون من یک دخترم..

قسمتی از رمان ایستادم :

با صدای غرغرای مامان که داشت بجون من میزد سرمو از تو گوشی در اوردم
-جووونم مامان
صداش اومد:زرمارو جووونم ۳ساعته دارم صدات میکنم بسوزه همون گوشیت که دیگه دیوونم کردی ۲۴

ساعت تو اون بد شد دور گوشیتی از تو آیینه به خودم لبخند زدم ولی میتونستم قسم بخورم اگه مامانم

با این وضع منو میدیدحتما میکشتم خنده ریزی کردم گوشیو انداختم رو تخت از رو تخت پریدم پایین و اومدم

بیرون مامان داشت از پله ها میومد بالا با حرص و خشم نگام میکرد بدجور خندم گرفته بود سریع سرمو

انداختم پایین و با احتیاط از کنارش رد شدم هنوز ۲پله بیشتر نرفته بودم که صدای گوشیم اومد 

 

قسمت دانلود

 

 

ادامه / دانلود



IRAN