تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • رمان در عشق تو | Elnaz20 کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1345 ناظر: roro nei30 نام رمان: در عشق تو نام نویسنده: الناز ژانر: عاشقانه خلاصه داستان درباره دختری بنام مهرگان که پسرش عموش هومن رو دوست داشت و همه میدونستن که برا هم دیگ هستن که شبی خانواده ی عموش دعوتشون میکنن و یهو...
  • رمان من یک موزیسینم | فاطمه طالب دوست کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1342 ناظر: سیده پریا حسینی نام رمان:من یک موزیسینم نام نویسنده:فاطمه طالب دوست ژانر:طنز، اجتماعی خلاصه: این رمان راجع به دوتا دختر هست که تو رشته موسیقی بین الملل مدرک دانشگاهی دارند و بورسیه لندن برای ادامه تحصیل میشوند. اما هدف انها این است که هنر ایران و ایرانی را در معرض دید […]
  • رمان کافه کاغذی | کار گروهی کاربران انجمن یک رمان
    کد رمان: 1300 ناظر: PARISA-R به نام خداوندی که در این نزدیکی است ... نام رمان : کافه کاغذی نویسندگان : محدثه فارسی و roro nie30 ژانر : عاشقانه ، طنز خلاصه : داستان از یک عشق ، یک نگاه ، یک قهوه ، ویک کافه شروع میشه ! داستان پسرک کافه داری که دلباخته […]
  • رمان معشوقه‌ی عشقم | ℳona atiye کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1273 ناظر: NOSHIN نام رمان: معشوقه‌ی عشقم نام نویسنده:ℳona atiye ژانر: تراژدی،کمی طنز خلاصه: رمان در مورد دو دوست فوق‌العاده صمیمی هست، به مرور زمان یه اتفاقاتی رخ می‌ده که یکی از اون‌ها خوشبخت و دومی از درون نابود می‌شه. فداکاری می‌کنه برای دوستی که مثل خواهرش می‌مونه، بیاید به گذشته‌ی دختر‌قصه‌ی من […]
  • رمان زندگی تخیلی من | حسنا (هکرقلب) کابر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1309 ناظر: سیده پریا حسینی نام رمان: زندگی تخیلی من نام نویسنده : هکر قلب (حسنا) ژانر:تخیلی، اجتماعی، پلیسی، جنایی، عاشقانه، طنز، درام، ماجراجویی، ترسناک، تاریخی .زندگی نامه ای،مافیایی خلاصه : دنیای عجیب غریبی در ذهن نویسنده ای ایجاد می‌شود که از که به واقعیت تبدیل می‌شود...واقییتی با ماجراهای گوناگون که باعث میشود […]

دانلود رمان جنجال عشق اختصاصی یک رمان

بازدیدها: 2,058 بازدید
0 نظر
REZA_M
۲۵ مهر, ۱۳۹۵

دانلود رمان جنجال عشق اختصاصی یک رمان

دانلود رمان جنجال عشق اختصاصی یک رمان

دانلود رمان جنجال عشق اختصاصی یک رمان

خلاصه رمان :

داستان دوتا خواهره که سال ها از هم دور بودن و از وجود هم خبر نداشتن …

تا اینکه هر دو نفرشون عاشق یک نفر می شن و اونوقته که …

با عصبانیتی آشکارا به سمتم حمله ور شد و شروع کرد مشت و لقد پروندن به بدنم !

یکی در میون ضربه هاشو تو شکمم فرو می کرد ، با اینکه زن بود زورش از منی که روزی یه وعده غذا می خوردم بیشتر بود .

ادامه / دانلود



IRAN