تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • انتخاب اجباری!!
    سلاااااااااام ... جریان از این قراره که هر نفر دو چیز رو نام میبره ..میتونه اشیاء باشه احساس باشه اسم باشه خوراکی و هر چیزی که به ذهنتون میرسه ... اون دو چیز رو نام میبرید و نفر بعد باید بین اون دو چیز یک کدوم رو انتخاب کنه و خودش برای نفر بعدی دوچیز […]
  • کلمه هارو برعکس کن
    خوب سلام یکی یک کلمه میگه شما باید برعکس کنید داماد
  • مشاعره با اسم دختر
    من یه اسم دختر میگم و شما با حرف دوم اون یه اسم دیگه میگین شروع نازنین ...
  • نقش اجاره تجهیزات نمایشگاهی در غرفه های نمایشگاهی
    اجاره تجهیزات نمایشگاهی و غرفه سازی امروزه در جذب مخاطبان و مشتریان شرکت در نمایشگاه نقش بسیار مهمی دارد.به همین دلیل است که غرفه سازی نمایشگاه و اجاره تجهیزات نمایشگاهی بسیار مورد توجه قرار گرفته است.و برای غرفه سازی زیبا باید در طراحی و رنگ آمیزی غرفه و پوسترهای تبلیغاتی و چیدمان محصولات و بسیاری […]
  • درخواست تبلیغ و معرفی رمان در کانال یک رمان
    به نام خدا سلام خدمت کاربران و نویسندگان عزیز انجمن یک رمان طبق مشورت های انجام شده جهت افزایش انگیزه ی نویسنده های عزیزمون، از این به بعد رمان های در حال تایپ در کانال یک رمان تبلیغ و معرفی خواهند شد‌. هر نویسنده ای که تمایل به تبلیغ و معرفی رمانش در کانال را […]

دانلود رمان دروازه بهشت از asemane shab اختصاصی یک رمان

بازدیدها: 778 بازدید
0 نظر
PARISA
۱۲ آبان, ۱۳۹۵

دانلود رمان دروازه بهشت از asemane shab اختصاصی یک رمان

دانلود رمان دروازه بهشت از asemane shab اختصاصی یک رمان

دانلود رمان دروازه بهشت از asemane shab اختصاصی یک رمان

 

نام رمان :رمان دروازه بهشت

به قلم : آسمان شب

حجم رمان : ۷.۱۱ مگابایت پی دی اف , ۱.۱۷ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۰۴ مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۱۴ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی دختری به اسم عسل هستش که بعد از مرگ مادرش دچار افسردگی میشه و بعد از چند وقت به اصرار دوستش به یک روانپزشک مراجعه میکنه .بعد از مدتی بین عسل و دکتر معالجه ش یک رابطه به وجود میاد که….

صفحه ی اول رمان:

بلند شدم به اشپز خ و نه رفتم. لیوانی آب میوه از یخچال در آوردم و وقتی در یخچال و بستم چشمم به یادداشت مادر افتاد که نوشته بود به خرید رفته و زود برمی گرده.

به اتاقم برگشتم. شروع کردم به درس خ و ندن اصلا حواسم به اطراف نبود که گوشیم زنگ زد. نگاه کردم مریم بود.

– سلام.

– سلام و زهر مار کدوم گوری هستی؟ زود باش منو علاف کرده!

ادامه / دانلود



IRAN