تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • تاپیک همگانی امشب ...
    بنام خدا لطفا مثل همیشه همراهی کنید با شروع واژه ی امشب ...
  • تاپیک همگانی با تو .../
    سلام خدمت کاربران و دوستان علاقمند می تونید در این تاپیک شرکت کنید اگر دلنوشته ی زیباتون رو با کلمه ی ( با تو ) شروع کنید با تو ...​
  • مجموعه اشعار شیدای شیلایی| soran کاربر انجمن یک رمان
    بسمه دوست که هرچه هست ازوست و از دوست هرچه رسد نیکوست… با یاد آسمان می نویسم، تا شمارا به آسمانی ببرم که خیالاتم سازنده آن است… نویسنده: soran (شیدای شیلایی: عاشق آسمانی)
  • وحشتناک ترین سوتی های شما
    سلام! با توجه به اسم تاپیک زیاد توضیح نمی دم فقط خودتون وحشتناک ترین (و البته خنده دار ترین) سوتی که دادینو بگید هم باعث خندست و هم عبرت گرفتن! موفق باشید
  • به سوال قبلی جواب بده!
    سوال می کنیم، بعدی میاد جواب میده و سوال دیگه ای می پرسه و به همین منوال... شب ساعت چند خوابیدی؟

دانلود رمان طوفان تاريكي (جلد سه رمان زاده تاريكي)

بازدیدها: 4,271 بازدید
0 نظر
PARISA
۱۷ فروردین, ۱۳۹۷

دانلود رمان طوفان تاريكي (جلد سه رمان زاده تاريكي) اختصاصی یک رمان

 

دانلود رمان طوفان تاريكي (جلد سه رمان زاده تاريكي) اختصاصی یک رمان

خلاصه:
همه چیز در سياهی و خاموشی غوطه‌ور است كه با آمدن شخصی مرموز، جرقه‌ی انتقام زده می‌شود. آتش دوباره به پا می‌شود و طوفان درست می‌كند. زاده‌ تاريكی برمی‌گردد با آتش انتقامی كه در سينه دارد و طوفانی كه در راه است؛ طوفانی از جنس تاریکی.

ادامه / دانلود

دانلود رمان طوفان جاوا،ایفون، pdf،اندروید

بازدیدها: 1,173 بازدید
1 نظر
PARISA
۱۰ شهریور, ۱۳۹۵

دانلود رمان طوفان جاوا،ایفون، pdf،اندروید

toofan.jpg].jpgyy

دانلود رمان طوفان جاوا،ایفون، pdf،اندروید

نوشته شکوفه ن۳۳ کاربر انجمن نودهشتیاخلاصه:داستان در مورد دختریه که بنا به شرایط زندگی مجبور است که وارد دنیای مردانه شود و این منافات با جامعه سنتی دارد.
داستان در یکی ازشهرستانهای اصفهان می گذرد البته کم نیستند زنانی که بخاطر شرایط زندگی خود مجبورند با مردان سر و کله بزنند سوین هم یکی ازانهاست…
و سوین مجبور است با نامردیها و پستیهای دنیای مردانه مقابله کند…پایان خوشقسمتی از متن رمان :دست نرمی که بین موهایم می چرخید وانهارانوازش میداد .لالایی می خواندوانهارامی بافت
صدای شلپ شلپ اب حوض .صدای جیغهای ساره .صدای خندهای ازته دل سپهر وصدای بق بقوی کبوترها؛وقتی سینابرایشان دان میپاشید .بوی خوب سمنو ازدیگ خانه همسایه .صدای نمکی توی کوچه وانطور کشیدن ن و م که همیشه مایه خنده های من وساره بود.صدای پسرهای شیطان محله که همانطورادا ی نمکی رادرمیاوردند؛این تمام خاطرات شیرین بچگی ام بود ……
چراماهمیشه ارزوداریم وقتی بچه هستیم بزرگ شویم و وقتی بزرگ میشویم باحسرت به کودکی می نگریم.!؟
یادم میاید ان خطوط روی دیوار حیاط دم عیدکه میشد؛ هرسال مامان ؛من وساره وسپهروسیناراردیف میکرد,تاببیند چقدرقدکشیده ایم ومادر با ان چشمهای به رنگ دریایی اش می خندید : هرکی بزرگترشده باشه ؛باید شیشه هارا برای عیدپاک کنه…….
ادامه / دانلود



IRAN