تازه ترین مطالب انجمن


RSS انجمن یک رمان
  • صندلی داغ با حضور"روشنک"
    سلام بر تمامی کاربرای انجمن بازم اومدیم با یه صندلی داغ دیگه طبق رای گیری سابق کسی که برای صندلی داغ انتخاب شده روشنک مدیر تالار کتاب میباشد http://www.forum.1roman.ir/members/28/ شما سوالاتتونو بپرسید (قبلش قانونو بخونید) تا روشنک جان پاسخ بده! اگه پاسخ سوالاتتون کمی دیر به دستتون... صندلی داغ با حضور"روشنک"
  • درخواست تبلیغ و معرفی رمان در کانال یک رمان
    به نام خدا سلام خدمت کاربران و نویسندگان عزیز انجمن یک رمان طبق مشورت های انجام شده جهت افزایش انگیزه ی نویسنده های عزیزمون، از این به بعد رمان های در حال تایپ در کانال یک رمان تبلیغ و معرفی خواهند شد‌. هر نویسنده ای که تمایل به تبلیغ و معرفی رمانش در کانال را […]
  • رمان سراب رد پای تو | مریم علیخانی کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1155 ناظر رمان: Sima.ch نام رمان: سراب ردپای تو نام نویسنده: مریم علیخانی ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه: اين داستان در مورد زندگي دختري است به نام ليلي كه برعكس دخترهاي هم سن و سالش خلقيات كاملا مردانه دارد. داستان ،آينده او را به تصوير ميكشد و مرتب به گذشته اش سر ميزند تا […]
  • رمان تصویر یک رویا | رویا نظافت کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1196 ناظر: cinder نام رمان:تصویر یک رویا ژانر:عاشقانه.تراژدی نویسنده:رویا نظافت بنام خالق رویاها خلاصه:در این دنیا.....رویایی زنده شد...تصویری کشیده شد از یک رویا...در اوج ها این رویا شکست.....رویایی از جنس تلخی ها میخواهد ک زندگی کند...ایا سخت است؟؟رویایی از جنس رویاها دنیارا ب زیر میکشد....
  • رمان گلوله های فنا ناپذیر (جلد اول) | بهداد حجام کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1192 ناظر: cinder به نام خدا​نام رمان : گلوله های فنا ناپذیر (جلد اول) نام نویسنده: بهداد حجام ژانر: عاشقانه، فانتزی، جنایی خلاصه:الکس و مکس٬همپای از کودکی٬دو دوست٬دو رفیق٬پایِ خود را به جایی می گذارند که نامش خوابگاهِ دانشجویی است٬اما این ٬فقط ظاهرِ ماجراست... مقدمه: و ما بدن هامان پر از گلوله های […]

دانلود رمان طوفان جاوا،ایفون، pdf،اندروید

بازدیدها: 1,045 بازدید
1 نظر
PARISA
۱۰ شهریور, ۱۳۹۵

دانلود رمان طوفان جاوا،ایفون، pdf،اندروید

toofan.jpg].jpgyy

دانلود رمان طوفان جاوا،ایفون، pdf،اندروید

نوشته شکوفه ن۳۳ کاربر انجمن نودهشتیاخلاصه:داستان در مورد دختریه که بنا به شرایط زندگی مجبور است که وارد دنیای مردانه شود و این منافات با جامعه سنتی دارد.
داستان در یکی ازشهرستانهای اصفهان می گذرد البته کم نیستند زنانی که بخاطر شرایط زندگی خود مجبورند با مردان سر و کله بزنند سوین هم یکی ازانهاست…
و سوین مجبور است با نامردیها و پستیهای دنیای مردانه مقابله کند…پایان خوشقسمتی از متن رمان :دست نرمی که بین موهایم می چرخید وانهارانوازش میداد .لالایی می خواندوانهارامی بافت
صدای شلپ شلپ اب حوض .صدای جیغهای ساره .صدای خندهای ازته دل سپهر وصدای بق بقوی کبوترها؛وقتی سینابرایشان دان میپاشید .بوی خوب سمنو ازدیگ خانه همسایه .صدای نمکی توی کوچه وانطور کشیدن ن و م که همیشه مایه خنده های من وساره بود.صدای پسرهای شیطان محله که همانطورادا ی نمکی رادرمیاوردند؛این تمام خاطرات شیرین بچگی ام بود ……
چراماهمیشه ارزوداریم وقتی بچه هستیم بزرگ شویم و وقتی بزرگ میشویم باحسرت به کودکی می نگریم.!؟
یادم میاید ان خطوط روی دیوار حیاط دم عیدکه میشد؛ هرسال مامان ؛من وساره وسپهروسیناراردیف میکرد,تاببیند چقدرقدکشیده ایم ومادر با ان چشمهای به رنگ دریایی اش می خندید : هرکی بزرگترشده باشه ؛باید شیشه هارا برای عیدپاک کنه…….
ادامه / دانلود



IRAN