تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • گرد و غبار دل | Dilan کاربر انجمن یک رمان
    به نام خدا با تو حرف می‌زنم خیلی جدی به چشمانت مینگرم! ‌دستانت را می‌گیرم درِ گوشت آرام لب میزنم دوستت دارم... باز نگاهت می‌کنم طوری که اینبار همان جمله را از چشمانم بخوانی... آخم می‌کنی و بار دیگر دلم را میلرزانی سکوت می‌کنی و برای همیشه میری... ***
  • تاپیک همگانی امشب ...
    بنام خدا لطفا مثل همیشه همراهی کنید با شروع واژه ی امشب ...
  • اسم خودتو به لاتین چک کن و بنویس ...
    سومین حرف در اسم هرکس ، نشانی از شخصیت او دارد ... A : رمانتیک B : مغرور C : معصوم D : دوست داشتنی E : خوب و درد آور F : احساساتی برای دیگران G : منطقی H : رهبر و پیشرو I : مفید J : خوشگذران ، هرچه پیش آید خوش […]
  • شِروین دُخت هَنوز اَز بَهـرِ طُ می نِویسَد| SheRviN DoKhT کاربر انجمن یک رمان
    به نام او. هر چقدر توی رمان نوشتن به خودم اطمینان دارم، برعکس به همون میزان به دلنوشته هام اطمینان ندارم. حتی قبلاً هم تاپیک زدم، ولی به نیم ساعت نشده پاکش کردم... اینجا؛ فقط اونچه که به ذهنم می رسه رو تایپ می کنم بی اصول، بی منطق. ​خالقِ رمان هایِ: این مرد ویران […]
  • کلمه هارو برعکس کن
    خوب سلام یکی یک کلمه میگه شما باید برعکس کنید داماد

دانلود رمان عروس خون بس اختصاصی یک رمان

بازدیدها: 6,554 بازدید
0 نظر
PARISA
۲۲ آبان, ۱۳۹۵

دانلود رمان عروس خون بس اختصاصی یک رمان

دانلود رمان عروس خون بس اختصاصی یک رمان

دانلود رمان عروس خون بس اختصاصی یک رمان

خلاصه داستان :

داستان درباره دختریه به اسم روژان تو یکی از روستاهای ایران زندگی میکنه ، که بخاطر یه رسم قدیمی که هنوز در بعضی مناطق پابرجاست محکوم به قربانی شدن میشه فقط به یک جرم دختر بودن..

قسمتی از رمان:

 هوا گرگ ومیش بود. روستا در سکوت غریبی فرو رفته بود .تنها صدای گرگ هایی که اطراف روستا پرسه می زدند هر از گاهی سکوت کوچه ها را میشکست. و نور ضعیفی از بعضی پنجره های خانه ها به بیرون میتابید که نشان از سحرخیزی اهل روستا می داد.
زن بیدارشده بود و نگاهی به بچه هایش که معصومانه خوابیده بودند انداخت.

ادامه / دانلود



IRAN