تازه ترین مطالب انجمن


RSS انجمن یک رمان
  • معرفی و نقد اشعار کاربران
    بارها روی از پریشانی به دیوار آورم ور غم دل با کسی گویم به از دیوار نیست "سعدی" درود عزیزانی که دستی در شعر دارند می‌توانند در این تاپیک شعر های خودشان را قرار دهند و عزیزانی که توان نقد دارند شعر آن‌ها را نقد خواهند کرد. لطفاً پست اسپم ارسال نکنید
  • مشاعره با اشعار خودمون
    امیدوارم با اشعار خودتون همراهی کنید
  • سیاهroya.saadat_کاربر انجمن یک رمان
    گاه ادمی انقدر خسته می شود که از خستگی هایش قلبش هم سرد می شود... ای کاش گاهی هم ادمی بتواند دست از خستگی هایش بکشد وکمی زندگی کند... .
  • خاطرات و سخنان شهدا
    آقای شهردار: ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﮔﺮﻡ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ، ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻬﻨﺪﺱ (ﻣﻬﺪﯼ ﺑﺎﮐﺮﯼ ) – ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺩﻻ‌ﻭﺭ ﻟﺸﮑﺮ 31 ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ – ﺍﺯ ﻣﺤﻮﺭ ﺑﻪ ﻗﺮﺍ ﺭﮔﺎﻩ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ . ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﻣﻔﺮﻁ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ، ﯾﮏ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﮔﯿﻼ‌ﺱ ﺧﻨﮏ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ، ﻣﻬﺪﯼ ﻗﺪﺭﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ […]
  • سیاهroya.saadat_کاربر یک رمان
    حال همه ی مان خوب است اگر کمی عقب نشینی کند حال بد و سرنوشت و روزگار نامرد. حال همه ی مان خوب است فقط کمی بد اورده ایم در زندگی ای که بازیی بیش نیست...

دانلود رمان عروس خون بس اختصاصی یک رمان

بازدیدها: 5,582 بازدید
0 نظر
PARISA
۲۲ آبان, ۱۳۹۵

دانلود رمان عروس خون بس اختصاصی یک رمان

دانلود رمان عروس خون بس اختصاصی یک رمان

دانلود رمان عروس خون بس اختصاصی یک رمان

خلاصه داستان :

داستان درباره دختریه به اسم روژان تو یکی از روستاهای ایران زندگی میکنه ، که بخاطر یه رسم قدیمی که هنوز در بعضی مناطق پابرجاست محکوم به قربانی شدن میشه فقط به یک جرم دختر بودن..

قسمتی از رمان:

 هوا گرگ ومیش بود. روستا در سکوت غریبی فرو رفته بود .تنها صدای گرگ هایی که اطراف روستا پرسه می زدند هر از گاهی سکوت کوچه ها را میشکست. و نور ضعیفی از بعضی پنجره های خانه ها به بیرون میتابید که نشان از سحرخیزی اهل روستا می داد.
زن بیدارشده بود و نگاهی به بچه هایش که معصومانه خوابیده بودند انداخت.

ادامه / دانلود



IRAN