تازه ترین مطالب انجمن


RSS انجمن یک رمان
  • چرا‌ همسرتان به شما خیانت می‌کند؟
    واقعا چرا مردم مثل نقل‌ونبات در رابطه‌های‌شان خیانت می‌کنند؟ مگر چه چیزی کم دارند؟ این‌همه نامَردی از کجا آب می‌خورد؟‌ سؤالِ مهم‌تر اینکه چه کار کنیم تا بهِمان خیانت نشود؟ چشم و چارتان را یک ربع به ما قرض بدهید تا در این مقاله‌ی مفصل، ماجرای خیانت کردن را با همدیگر بشکافیم و بدوزیم. چنگیز […]
  • خوشبختی یعنی........
    خوشبختی یعنی یه خنده واقعی!
  • چطور از رابطه عاطفی ناسالم دست بکشیم؟
    آیا می‌دانستید که عاشقی و اعتیاد به ماده‌ای مخدر تأثیری یکسان در مغز شما دارند؟ دست کشیدن از یک رابطه، حتی اگر بدترین رابطه دنیا هم باشد، کار بسیار دشواری است . در حال بدی که بعد از آن به شما دست می‌دهد، فاکتورهای زیستی هم نقش مهمی ایفا می‌کنند. بررسی‌ها نشان داده‌اند عشق و […]
  • مشاوره های پزشکی در رمان هایتان
    با سلام خدمت شما دوستان عزیز دوستان رمان نویس گرامی شما می توانید، سوالات پزشکی خود را از این مکان پرسیده و دریافت کنید اطلاعات دریافتی شما درست خواهد بود. پ.ن: این پست به نامShaparakعزیز بود ولی بنده برای مدیریت بهتر آن پست را حذف کرده و از اول این تایپک را زدم. پ.ن: هیچ […]
  • سروها استوار می میرند | Àlı Ŗ‍eža کاربر انجمن یک رمان
    "بِسمِ الرَب.." جوانی که میچرخد دورِ سرش دنیا و هزار و یک کارِ روی زمین مانده.. نویسنده نیستم حرفِ دله.. مینویسم تا خوب یادم بمونه! AliReza

دانلود رمان عقیق اندروید، جاوا،pdf،ایفون

بازدیدها: 968 بازدید
0 نظر
PARISA
۱۰ شهریور, ۱۳۹۵

دانلود رمان عقیق اندروید، جاوا،pdf،ایفون

aghigh.jpgghj

دانلود رمان عقیق اندروید، جاوا،pdf،ایفون

نوشته نیل۲ کاربر نودهشتیا
اززبان نویسنده رمان ولی خب تو قصه ما قرار یه کار خوب دیگه هم بکنه! یه سنگ ارزشمند که قرار یک راز رو برملا کنه!
راز زندگی آیه …
آیه کیه!! او خدای من فکر اینجاش رو نکرده بودم! آیه باید چطور معرفی بشه؟خب چطور شرع کنیم؟ مثلا بگیم :یه دختر خاص که… نه .نه زیادی کلیشه ای شده نه؟ یا بگیم یه دختر معمولی مثل همه دخترای دیگه!! اوه نه خدای من اینم خیلی کلیشه ای شد!!! چطور بگیم آیه آیه است؟ آره این بهترین تعریف برای آیه است! آیه یه دختریه مثل خودش با تمام خصایص آیه گونه و مختص به خودش!
که داره زندگیشو میکنه ولی عقیق انگشترش یه کار مهم دستش میده!! یه کار خاص!!
میدونم خلاصه نویسی افتضاحی بود!! شما ببخشید چطور با آیه دنبال بشید و بفهمید داستان چیه؟قسمتی از داستان
بی توجه به داد و بیدادهایش تند و سریع میگویم: فدات بشم یاعلی خداحافظ
و گوشی را قطع میکنم… نگاهی به آسمان صاف و نگاهی به لیوان نسکافه سرد شده و غیر قابل شربم می اندازم و لبخندی میزنم و با خودم میشمارم… مبادا هنوز تعداد شکرهایم به هزارمینش در امروز نرسیده باشد بابت تمام این داشته ها …
میشمارم بابت این پرخوری که خدا نصیبم کرده پرخوری حسرت… میشمارم مبادا کم شود شکر هایم بابت نداشته هایم… لیوان نیمه خورده را به سطل آشغال می اندازم و در حالی که خودم جانم را بابت این اسراف ملامت میکنم به بیمارستان برمیگردم.. .
ادامه / دانلود



IRAN