تازه ترین مطالب انجمن


RSS انجمن یک رمان
  • چرا‌ همسرتان به شما خیانت می‌کند؟
    واقعا چرا مردم مثل نقل‌ونبات در رابطه‌های‌شان خیانت می‌کنند؟ مگر چه چیزی کم دارند؟ این‌همه نامَردی از کجا آب می‌خورد؟‌ سؤالِ مهم‌تر اینکه چه کار کنیم تا بهِمان خیانت نشود؟ چشم و چارتان را یک ربع به ما قرض بدهید تا در این مقاله‌ی مفصل، ماجرای خیانت کردن را با همدیگر بشکافیم و بدوزیم. چنگیز […]
  • خوشبختی یعنی........
    خوشبختی یعنی یه خنده واقعی!
  • چطور از رابطه عاطفی ناسالم دست بکشیم؟
    آیا می‌دانستید که عاشقی و اعتیاد به ماده‌ای مخدر تأثیری یکسان در مغز شما دارند؟ دست کشیدن از یک رابطه، حتی اگر بدترین رابطه دنیا هم باشد، کار بسیار دشواری است . در حال بدی که بعد از آن به شما دست می‌دهد، فاکتورهای زیستی هم نقش مهمی ایفا می‌کنند. بررسی‌ها نشان داده‌اند عشق و […]
  • مشاوره های پزشکی در رمان هایتان
    با سلام خدمت شما دوستان عزیز دوستان رمان نویس گرامی شما می توانید، سوالات پزشکی خود را از این مکان پرسیده و دریافت کنید اطلاعات دریافتی شما درست خواهد بود. پ.ن: این پست به نامShaparakعزیز بود ولی بنده برای مدیریت بهتر آن پست را حذف کرده و از اول این تایپک را زدم. پ.ن: هیچ […]
  • سروها استوار می میرند | Àlı Ŗ‍eža کاربر انجمن یک رمان
    "بِسمِ الرَب.." جوانی که میچرخد دورِ سرش دنیا و هزار و یک کارِ روی زمین مانده.. نویسنده نیستم حرفِ دله.. مینویسم تا خوب یادم بمونه! AliReza

دانلود رمان نگاهش دنیام بود اختصاصی یک رمان

بازدیدها: 816 بازدید
0 نظر
admin
۷ آبان, ۱۳۹۵

دانلود رمان نگاهش دنیام بود اختصاصی یک رمان

دانلود رمان نگاهش دنیام بود اختصاصی یک رمان

دانلود رمان نگاهش دنیام بود اختصاصی یک رمان

نویسنده : Anita.a کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه

خلاصه:

داستان در مورد دختریه به اسم رکسانا از یه خانواده ی اصیل و ثروتمند ولی شیطون و خوش گذرون تا روزی

که روز اول دانشگاه توجهش به پسری جلب می شه که شده بت دخترای دانشگاه، یه پسر

مغرور و سرد، رکسانا خودش

زیبا و پولداره و سر لج و لجبازی با یکی شرط می بنده که سامیار رو عاشق خودش

بکنه و تو بازی

سرنوشت این دوتا با هم هم گروهی می شن تا روی یه پروژه ی مشترک کار کنن و همین شروع نزدیکی اون

ها می شه تا اینکه کم کم عاشق هم می شن و همه چیز آماده است تا ازدواج کنن ولی یهو سامیار

عوض می شه، تلخ می شه و غرور رکسانارو می شکنه و برای همیشه از ایران می ره…
بعد از سه سال همه چیز عوض شده، رکسانا تغییر کرده، سامیار تغییر کرده و این بار با هم تو فرانسه

ملاقات می کنند و ……..

قسمتی از رمان نگاهش دنیام بود »

 

چشمامو که باز کردم صدای رایانو می شنیدم که از مریم می خواست تا بیاد و منو بیدار کنه مریم

خدمتکار شخصیم و رایان برادرم بود، قبل از اومدن اون از تخت بلند شدم و به سرویس اتاق رفتم

تا صورتمو بشورم که با نگاه کردن به آینه ناخوداگاه به جای چشمای خودم یه جفت چشم

سبز-آبی جلوم ظاهر شد،

چشمای خاصی که دیگه هیچ وقت مثلشو

 

 

 

 

ادامه / دانلود



IRAN