تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • گرد و غبار دل | Dilan کاربر انجمن یک رمان
    به نام خدا با تو حرف می‌زنم خیلی جدی به چشمانت مینگرم! ‌دستانت را می‌گیرم درِ گوشت آرام لب میزنم دوستت دارم... باز نگاهت می‌کنم طوری که اینبار همان جمله را از چشمانم بخوانی... آخم می‌کنی و بار دیگر دلم را میلرزانی سکوت می‌کنی و برای همیشه میری... ***
  • تاپیک همگانی امشب ...
    بنام خدا لطفا مثل همیشه همراهی کنید با شروع واژه ی امشب ...
  • اسم خودتو به لاتین چک کن و بنویس ...
    سومین حرف در اسم هرکس ، نشانی از شخصیت او دارد ... A : رمانتیک B : مغرور C : معصوم D : دوست داشتنی E : خوب و درد آور F : احساساتی برای دیگران G : منطقی H : رهبر و پیشرو I : مفید J : خوشگذران ، هرچه پیش آید خوش […]
  • شِروین دُخت هَنوز اَز بَهـرِ طُ می نِویسَد| SheRviN DoKhT کاربر انجمن یک رمان
    به نام او. هر چقدر توی رمان نوشتن به خودم اطمینان دارم، برعکس به همون میزان به دلنوشته هام اطمینان ندارم. حتی قبلاً هم تاپیک زدم، ولی به نیم ساعت نشده پاکش کردم... اینجا؛ فقط اونچه که به ذهنم می رسه رو تایپ می کنم بی اصول، بی منطق. ​خالقِ رمان هایِ: این مرد ویران […]
  • کلمه هارو برعکس کن
    خوب سلام یکی یک کلمه میگه شما باید برعکس کنید داماد

دانلود رمان نگاهش دنیام بود اختصاصی یک رمان

بازدیدها: 896 بازدید
0 نظر
REZA_M
۷ آبان, ۱۳۹۵

دانلود رمان نگاهش دنیام بود اختصاصی یک رمان

دانلود رمان نگاهش دنیام بود اختصاصی یک رمان

دانلود رمان نگاهش دنیام بود اختصاصی یک رمان

نویسنده : Anita.a کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه

خلاصه:

داستان در مورد دختریه به اسم رکسانا از یه خانواده ی اصیل و ثروتمند ولی شیطون و خوش گذرون تا روزی

که روز اول دانشگاه توجهش به پسری جلب می شه که شده بت دخترای دانشگاه، یه پسر

مغرور و سرد، رکسانا خودش

زیبا و پولداره و سر لج و لجبازی با یکی شرط می بنده که سامیار رو عاشق خودش

بکنه و تو بازی

سرنوشت این دوتا با هم هم گروهی می شن تا روی یه پروژه ی مشترک کار کنن و همین شروع نزدیکی اون

ها می شه تا اینکه کم کم عاشق هم می شن و همه چیز آماده است تا ازدواج کنن ولی یهو سامیار

عوض می شه، تلخ می شه و غرور رکسانارو می شکنه و برای همیشه از ایران می ره…
بعد از سه سال همه چیز عوض شده، رکسانا تغییر کرده، سامیار تغییر کرده و این بار با هم تو فرانسه

ملاقات می کنند و ……..

قسمتی از رمان نگاهش دنیام بود »

 

چشمامو که باز کردم صدای رایانو می شنیدم که از مریم می خواست تا بیاد و منو بیدار کنه مریم

خدمتکار شخصیم و رایان برادرم بود، قبل از اومدن اون از تخت بلند شدم و به سرویس اتاق رفتم

تا صورتمو بشورم که با نگاه کردن به آینه ناخوداگاه به جای چشمای خودم یه جفت چشم

سبز-آبی جلوم ظاهر شد،

چشمای خاصی که دیگه هیچ وقت مثلشو

 

 

 

 

ادامه / دانلود



IRAN