تازه ترین مطالب انجمن


RSS انجمن یک رمان
  • رمان تقصیر | بهار قربانی کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان : 1162 ناظر : PaRIsA-R نام رمان: تقصیر نویسنده: بهار قربانی ژانر: اجتماعی خلاصه: تقصیر آرزوهای مردیست که راوی است. داستان در ابتدا روایتگر زندگی سپهر و دو همسرش است. همسرانی که از وجود یکدیگر بی‌خبرند و سپهر نیز سعی در پنهان نگاه داشتن این رابطه‌ها دارد. با ورود فرزندان سپهر به داستان […]
  • **تاپیک جامع اعلام پایان تایپ رمان کاربران**
    به نام آفریننده ی قلم​ **تاپیک جامع اعلام پایان تایپ رمان کاربران**​لطفاَ قبل از اعلام ، به نکات زیر توجه کنید 1- وقتی مطمئن شدید که رمانتون دیگه نیاز به هیچ گونه تغییری نداره اینجا اعلام میکنید. 2- دقت کنید وقتی رمانتون تموم شد حتما جلد داشته باشه و جلدش هم تو... **تاپیک جامع اعلام […]
  • رمان باران ماه مرداد | کار گروهی کاربران
    کد رمان : 1120 ناظر رمان : Sima.81 ¤بسم الله الرحمن الرحیم¤...​ رمان باران ماه مرداد | کار گروهی کاربران
  • سقوط هواپیمای تهران یاسوج | ایرانم باز سیاه پوش شد
    ◼️ هواپیمای مسافربری تهران به مقصد یاسوج با ۶۰ مسافر در سمیرم اصفهان سقوط کرد... به علت مه‌آلود بودن هوا، امکان رفتن با بالگرد به محل حادثه نیست، لذا هنوز اطلاعی از آسیب دیدگان دردست نیست. تسلیت ایرانم
  • چرا تا این حد به گوشی موبایل‌مان وابسته هستیم؟
    شما هم به‌طور مرتب گوشی‌‌تان را چک می‌کنید؟ شب‌ها آن را دمِ دست‌‌تان نگه می‌دارید؟ اگر گوشی‌تان را در خانه جا بگذارید، حتما برمی‌گردید و آن را با خود می‌برید؟ امروزه افراد بسیاری در‌صورت جدا ماندن از گوشی موبایل‌شان دچار اضطراب می‌شوند. حدود ۶۰ درصد از کاربران موبایل، «نوموفوبیا» را تجربه کرده‌اند. «نوموفوبیا» ترکیبی از […]

دانلود رمان نیش

بازدیدها: 2,786 بازدید
0 نظر
admin
۲۹ بهمن, ۱۳۹۵

دانلود رمان نیش

دانلود رمان نیش

دانلود رمان نیش

نوشته نازنین ۸۷ کاربر انجمن نودهشتیا

از رادیو مناجات سوزناک حضرت علی پخش می شد . قلب شکسته ام بی تابش بود .باز این دل … امان از این دل …
محمد طعنه زد:تعارف نداریم ،گریه کن…(تلخ تر نیش زد)گریه کن براش …سبک میشی !
لبخند تلخی زدم ،به صفحات کتاب زل زدم و خواندم
هیچ گاه کسی را دوست نداشته باش
چون دوست داشتن اسارت است و اسارت انسان را به جنون می کشاند .
هر گاه کسی را دوست داشتی رهایش کن ،
اگر به سویت بازنگشت بدان که از اول هم مال تو نبوده است .
محمد گفت:مال ِ تو نبود رهاش کن!
سوز اشک چشمم را سوزاند
-رهاش کردم … اون رهام نمی کنه .
و نگاهم به آن سوی شیشه ،به آن سوی خیابان کشیده شد به ماشین مشکی مدل بالایش …
اگر دوستم نداری چرا رهایم نمی کنی ؟ … پایان خوش

ادامه / دانلود



IRAN