دانلودرمان نفوذناپذیرنوشته ی ~Sea daughteR~

 

دانلودرمان نفوذناپذیر

 

 

خلاصه:
دانلودرمان نفوذناپذیر رائیکا کردانی(kardani)سروان دوم دایره ی جنایی پلیس دختری نفوذناپذیر و جدی اما با قلبی مهربان است،اما به خاطر شخصیت بیرونی وی بسیاریاو را نشناخته اند.رائیکا ماموریت میگیرد برای متوقف ساختن یک گروه

دانلود رمان کنیزک زشت من

دانلود رمان هیس خدافظ عشقم

شخصیت های زیبا داره….چون لازم بود….در ضمن آدم زیبا کم نیست….حالا یکمم زیاده روی….مشکلی نداره از نظر خود من….بازم میگم لازم هم بود….چون اگه این زیبایی نبود هیچ کدوم از اتفاق های درون داستان،اتفاق نمی افتاد…..
زندگی فرازیست با نشیبی تند و گذری است با بن بستی در آخر تمام آواره های اندیشه….
اما زندگی گذران عمریست سبک و ان هنگام درک فداکاری شکوهی است به وسعت یک سرنوشت…
دانلودرمان نفوذناپذیر
دنیا اطراف گاه دیدنی است و گاه به وسعت تمام اندیشه های یک نسل متزلزل کننده افکار…
اما شجاعت لغتی است به گستردگی تمام همت یک زن بر گسترش امنیتی دور از ذهن و این شروعی است برای یک حس و یک احساس ، احساس بودن و خواستن برای اثبات کردن زن بودن یک زن….زنی که مردانگیش را به رخ تمام مردنماهای عالم میکشاند و فریاد برمی آورد:آری من یک زنم…یک زن…
و در آخر از زن بودنش لذت خواهد برد….
روژان گفت:رائیکا تروخدا…
همونجور که مقنعه ام رو درست میکردم،با لحن جدی و همیشگیم گفتم:روژان الکی بحث نکن،من خوشم نمیاد برم اینجورجاها…تولد شمسی و قمری و میلادیشون رو هی جشن میگیرن،من که نمیگم تو نرو،برو خوش باشی اما من نمیام….
با زاری گفت:تو دلم مونده برای یک بار هم که شده تو رو به دوستام نشون بدم…
-پس موضوع اینه؟عزیز من مجبور نیستی جار بزنی خواهر من پلیسه…
مطمئن بودم که نگفته….یک دروغ کاملا بچگانه بود….میدونست کار من رو نباید به کسی بگه!
با زاری گفت:تو دلم مونده برای یک بار هم که شده تو رو به دوستام نشون بدم…
-پس موضوع اینه؟عزیز من مجبور نیستی جار بزنی خواهر من پلیسه…
مطمئن بودم که نگفته….یک دروغ کاملا بچگانه بود….میدونست کار من رو نباید به کسی بگه!