دانلود افسانه دختر و گرگ سفید

 

230 5 - دانلود افسانه دختر و گرگ سفید

 

خلاصه داستان:

دانلود افسانه دختر و گرگ سفید این داستان کوتاه در مورد یک دختر شهری و نترسه ،که با ورودش به یک ده دور افتاده گرفتار عشقی ممنوع و اسرار آمیز میشه…. نفس های باد وتپش های برگ کمی دورتر از کلبه یا همون خونه ی جدیدمون روی تخت سنگی نشسته بودم و تکالیف ریاضیم رو انجام میدادم که همون لحظه صدای داد مامان به گوشم رسید. مامان:ترانه…ترانه…دختر بیا خونه تکالیفتو انجام بده..هوا سرده سرما میخوری. برای اینکه صدام بهش برسه بلندتر از خودش داد زدم:چشم مامان..الان میام. وبعد خودکارم رو لای دفترم گذاشتم و دفتر رو بستم .


از جام بلند شدم و نگاهی به اطرافم انداختم.
واقعا زیبا بود…چمن های سبزی که اطرافم رو احاطه کرده بودن به واسطه ی بادی ملایم به

ر*ق*ص دراومده بودن و زیبایی وصف نشدنی رو به تصویر کشیده بودن.
صدای زیبای پرنده هایی که توی آسمون به صورت گروهی پرواز میکردن”گوش هام رو نواش میکرد.
محیط اطرافم واقعا آرامش بخش بود..
نفس عمیقی کشیدم و ریه هام پر شد از هوای پاک و تمیز…

نه اونقدرا هم که فکر میکردم بد نیست..نه اصلا بد نیست..
اوایل که اینجا اومده بودیم خیلی ناراحت بودم ولی حالا و با دیدن این طبیعت زیبا،نظرم به کلی تغییر کرده بود.
اینبار نگاهم رو به جنگل که کمی دورتر از چمنزار قرار داشت دوختم.
تمام جنگل پر شده بود از درخت های سبز و تنومند،سرسبزی که آرامش رو به وجودم تزریق میکرد.

همین جور محو جنگل و درختای زیباش بودم که یه دفع جلوی اون همه دار و درخت و رنگ

سبز،موجودی سفید رنگ با چشمانی درشت،زیبا و براق نگاه و توجهم رو به خودش جلب کرد!

لینک دانلود

دانلود رمان برای اندروید

دانلود رمان برای جار

دانلود رمان برای پی دی اف

دانلود رمان برای ایپد

دانلود رمان