دانلود داستان چاقو کش ⭐️

خوشم نیومدبد نبودمعمولی بودخوب بودفوق العاده بود (اولین امتیاز را شما بدهید)
Loading...

یه دختری که مدت هاست کارشو کنار گذاشته اما یه اجبار اونو دوباره سمت کار سابقش میکشونه دزدی… و دو نفر که مدتها از هم جدا بودنو به بهانه ی یه دزدی دو باره همدیگرو میبینن ما هر کدام از هم جدا هر کداممان از یک نقطه دنیا با سرنوشت به هم وصل شدیم و باعث وصل شدیم…

صورتمو آب زدم تا یکم از آتیشم کم بشه. آروم باش. آروووم. این دفعه نه. این دفعه ازدواج کن فقط به خاطر آوا. جون آوا مهمه مگه نه؟ دستامو تکون دادم تا آبشون خشک شه بعد از دستشویی بیرون اومدم و به مامانم نگاه کردم که کنار طوبی نشسته بود و طوبی مخشو کار گرفته بود. کمال به فضای خالی کنارش رو مبل اشاره کرد. مجبوری نشستم پیشش که گفت–کم پیدایی خانم؟

بعد بلند شد و دستمو گرفت و رو به مامان گفت–ستاره خانم ما میریم استراحت کنیم. شماهم شب بمونید.

بعد بدون این که منتظر یک کلمه باشه دستمو کشید و منو برد بالا. لحظه ی آخر صدای زمزمه ی آوا رو شنیدم که گفت–فقط به خاطر منه.

نه به خاطر اون نبود. به خاطر خودم بود. من نمیتونم یه بار دیگه یکی دیگه ارو از دست بدم. پروا کافی بود. اون رفت. من تمام تلاشمو میکنم تا این یکی نره.

 

 

دانلود داستان چاقو کش

 

دانلود داستان چاقو کش

 

 

چشمامو ریز کردم و گفتم–یعنی چی؟

دستشو آورد سمت شونه ام و گفت–اینو بیخیال. بیا امشب به هیچی فکر نکنیم.

شونه هامو از دستش کشیدم بیرون و گفتم–صبر کن. منظورت از خیال باطل چی بود؟

دوباره منو کشید سمت خودش و گفت–عزیزم ول کن این حرفارو.

خودمو کشیدم عقب و داد زدم–میگم منظورت چی بود؟

پوزخند زد و گفت–عزیزم اون تا چند وقت دیگه میره اون دنیا چرا من پول بی زبونمو فدای خواهر تو بکنم؟

محکم زدم تو صورتش و گفتم–خفه شو عوضی.

صدای جیغ مامان که آوا رو صدا میزد پیچید تو گوشم

اگه قراره پول نده من چرا باید باهاش ازدواج کنم

دوباره به سمتم حمله کر دکه چاقومو در آوردم و گفتم–ولم میکنی یا نه؟

با این که ترسو تو صورتش معلوم بود اما گفت–جرئتشو نداری جوجه.

چاقو رو کشیدم رو بازوش که دادش در اومد. یه لگد زدم بهش که پخش شد کف زمین. چاقومو گرفتم جلوی چشماش و گفتم–ببین کمال،اگه یه بار دیگه دور و ورم بپلکی از اینم بدتر حالتو میگیرم.

 

 

رمان هایی که نباید از دست داد:

رمان قلب خونین شیطان | سیده پریا حسینی

رمان تُنگی بلورین برای ماهی | س.سرحدی

رمان خفته در کالبدها | fateme078

رمان کورباوری | مریم شکیبایی

دانلود رمان کاش نبودم

کتاب با ماهی ها غرق می شوم

 

منتشر شده توسط :REZA_M در 237 روز پیش

بازدید :2186 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..