دانلود رمان آب و آتش ⭐️

خوشم نیومدبد نبودمعمولی بودخوب بودفوق العاده بود (اولین امتیاز را شما بدهید)
Loading...

خلاصه:

رمان آب و آتش روایتگر داستانی است که دختر داستان ما به فکر خودش و اینکه خودش برنامه چیده پسری را وارد زندگیش کنه که باب میل پدرش باشه و با اون به راحتی ازدواج کنه و  بعد از اینکه به مقصدش رسید ازش جدا بشه و بره خارج کشور سمت کسی که دوستش داره ولی دختر داستان اطلاع نداره پسری که انتخاب کرده برای اردواج خودش با نقشه وارد زندگیش شده و قصد انتقام گرفتن از پدر دختر را داره و در این مدت لج بازی های دختره و ….

همچین می گه کار! خب، چندتا مشتری برای خریدن آبمیوه یا آیس پک یا شایدم برای خریدن دوتا اسکوپ بستنی منتظرتن؟! یا نه شایدم دوتا کافه با کیک شکلاتی برای یه جفت عالی؟!

حرفم که خیلی تند بود تحمل نکرد و از جا بلند شد تا بره که تند گفتم:

بشین.

نفسش رو محکم فوت کرد. بی توجه به حجم عصبانیتش، شروع کردم به حرف زدن:

-من می خوام برم فرانسه اما بابام گفته تنهایی نمی ذارم بری چون خودشونم نمیان، تنها کسی که دوست داره بره منم!. یه عمه دارم اون جا که بابام به شدت رابطشم باهاش بده و در نتیجه من اونجا تنهام برای همین بابام می ترسه که تنها اونجا بمونم.

به من چه ربطی داره؟

دندون قروچه ای کردم و با نگاه عاقل اندر سفیه ای رو بهش غریدم:

-اگر دندون رو جیگر بذاری تا ته ماجرارو می گم و این تویی که تصمیم می گیری.

 

دانلود رمان آب و آتش

 

دانلود رمان آب و آتش

 

دانلود رمان عاشقانه آب و آتش لیوان آب پرتقال خوش رنگ که دستم بود خیره شدم، چه طور توضیح می دادم تا باور کنه؟!

یه مقدار از محتوای داخل لیوان رو مزه مزه کردم تا گلوم از خشکی بیرون بیاد

-دنبال یه پسری بودم که تقریباََ خانواده نداشته باشه چون حوصله خاله زنک بازیارو ندارم و این که وضعیت مالیش هم بد باشه تا بتونم معامله کنم.

سوالی نگاه کرد که آب دهنش و قورت داد و بی معطلی گفت:

-با مادر و پدر جعلی که برات انتخاب می کنم بیای خواستگاریم، به مدت شش ماه زن و شوهر باشیم و بعد جدا شیم توام تو این مدت همه جوره از لحاض مالی تضمینی همچنین خواهر کوچیکت آها فکر می کنم عمل قلب هم لازم داره نه؟ اونم یه کاری می کنیم که پیش بهترین دکتر زود خوب شه.

آرتین که تا الان سکوت کرده بود تک خنده ای کرد و بهم خیره شد.

-چه داستان مسخر ای، پدر جنابعالی اجازه نمی ده تنهایی اونجا باشی اما بعد از طلاق اجازه می ده اونجا باشه!.

با غضب گفت:

-حیف که مجبورم برات توضیح بدم وگرنه به تو از اونجا به بعدش ربطی نداره. من عاشق پسریم که بابا طی خواستگاری که اومد اجازه ازدواج نداد اون الان فرانسه هست و برای همینم پافشارم که برم اونجا بعد از جدایی ام جوری تظاهر می کنم که بعد از یه

 

 

رمان های توصیه شده ما :

خلاصه رمان بده اسم تحویل بگیر

 رمان منِ خیالی | Baran

رمان مودیت | زهرا صالحی (تابان)

رمان جاده می‌رقصد | masihe.ch

دانلود رمان سیگار صورتی

دانلود رمان انفجار تاج

منتشر شده توسط :REZA_M در 85 روز پیش

بازدید :8128 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 3 )


  1. مهرنوش.پ گفت:

    رمانت جالب بود خوشم اومد با امید شهرت قلمت و موفقیت جانان

  2. mahi_t.z گفت:

    رمان قشنگی بود
    هرچند که باورپذیری کمی داشت، ولی موضوعش جالب و جذاب بود و میتونست خواننده رو ساعاتی از زندگی واقعی دور نگه داره
    تنها مشکلاتش همین باورپذیری کم و پیرنگ باز بود… چون انتهای داستان از ۲۰ تا صفحه اولش کاملا مشخص بود و نویسنده نتونسته بود که خواننده رو برای ادامه خوندن ترغیب کنه ولی با این حال توصیفات و انتقال حس و حالات این نقص رو به خوبی پوشش داده بودن

    خوندنش خالی از لطف نیست❤️
    با رزوی موفقیت برای خانم رنجبر عزیز🌹

  3. shirin گفت:

    سلام
    پر از اشتباه! یه بار داداش کوچیکش قلب درد داشت یدفعه وسط داستان میگفت خواهر کوچیکم! وسط خاستگاری پدر آتش تفنگ درمیاره!!!!! واقعا دور از واقعیت و تخیلی بود تاحدی… موضوعش تکراری و پایانش کاملا مشخص بود و این باعث عدم جذابت میشد…
    موفق باشید