دانلود رمان آوای عشق

bijade.com roman avaye eshghف - دانلود رمان آوای عشق دانلود رمان آوای عشق
 نام رمان : آوای عشق
♥ نویسنده : *Lovely* کاربر انجمن نودهشتیا
♥ ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub 
♥ تعداد صفحات : ۲۷۷
♥ خلاصه داستان :
دختری بچه لجباز و مغرور شیطونی که غرق دنیای اطرافشه و به جز خودش و شیطنتاش چیزی رو نمیبینه … 
پسری عاشق مغرور جدی و مرد ، پسری که هیچکس نگاه عاشقش رو نمیبینه شاید هم دیدن ولی نگاهش قابل درک نیست …
پسرس که برای یک لجبازی عشقش رو پنهان میکنه ولی باز هم آثار اون عشق در تک تک رفتارش دیده میشه 
پسری که برای به دست آوردن عشقش با لجبازی شروع به کار کرد …

♥  قسمتی از متن :

– مـامــان…..مامـان…. خونه ایی؟؟
– اره دختر بیا توی اتاقم.
-اااااااااا.. مامان اینجا چیکار میکنی؟؟مامان من گشنمه الان شما باید توی اشپزخونه باشین نه اینجا جلوی میز ارایشتون.
نگاه دلخوری به مامان کردم. مامان برگشت طرفمو سرشو رو به اسمون بلند کرد و گفت:ای خدا….میبینی؟۱۸ سال خون جگر بخور بچه بزرگ کن تر و خشکش کن اخرش چی شد؟؟ هیچی از مدرسه میاد خونه میگه ای وای چرا نشستی به خودت میرسی پاشو برو کلفتی مارو بکن. بعد روشو کرد طرف منو گفت:من مثلا تورو بزرگ کردم که کمک دستم باشی بشی عصای دستم نه این که بشینی سروری کنی اونجا.
خدایا خندم گرفته بود مامانم همیشه همینجور بود اصلا غر زدن تو خونش بود ولی بازم من عاشقش بودم همیشم سر به سرش میذاشتم. رفتم طرفش خواستم بوسش کنم که هولم داد عقبو گفت: آوا میدونی که اگه بخوای با این لباسا و صورت کثیف بوسم کنی زندت نمیذارم. بعد پشت چشمی نازک کرد و گفت:حالا برو لباسای مدرستو عوض کن شاید بهت افتخار دادم که بیای و صورت بانویی چون منو بوس کنی.
واقعا داشتم از خنده منفجر میشدم همچین این حرفارو با صدایی نازک و کشدار میگفت که از بس خودمو کنترل کرده بودم نزدیک بود خرابکاری کنم تو لباسام
. خندیدم و عقب گرد کردم که برم بیرون ولی وسط راه یهو برگشتم و یه محکم از لپاش گرفتم و دویدم بیرون. صدای جیغش پشت سرم بلند شد:اواا من تو یکی رو زنده نمیذارم. تو ناهار میخواستی دیگه اره؟بیا تا بهت ناهار خوردنو نشون بدم دختره…
قسمت دانلود
  • لینک های دانلود پاک شد محتوا مجرمانه
منبع : wWw.98ia.cOm

دانلود رمان