دانلود رمان آرامش نگاه تو

 

دانلود رمان آرامش نگاه تو

 

 

خلاصه داستان
دانلود رمان آرامش نگاه تو داستان راجب دختری بنام مهشاده که تک و تنها میره به یکی از روستاهای گیلان در واقع میره خونه عمه ی دوستش با کلی در به دری و بدبختی خونه ی عمه دوستشو پیدا کنه ، عمه نیکی (نیکی دوست مهشاده) یه پسر داشته که در تهران مشغول راه اندازی یه شرکت تبلیغاتی بوده تو همین مدتی که مهشاد خونشون بوده میاد گیلان و…

با صدای راننده به خودم اومدم با لهجه گیلکی گفت _رسیدیم دختر جان
_دستتون درد نکنه لطف کردید چقد تقدیم کنم 
_ای بابا من که از شما پول نخواستم دیدم غریبی گفتم تا یه جایی برسونمت 
حوصله تعارف تیکه پاره کردن نداشتم 
_خب اینجوری که شرمنده شما می شم 
_نه گل دختر تو هم مث دختر خودم برو به سلامتا یه لبخند گفتم _ممنون از لطفتون خداحافظ 
با یه خداحافظی رفت بیچاره کلی هم تعارف کرد که اگه جایی رو نداری بیا خونه ی ما و از این حرفا
در کوله مو باز کردم دنبالیه آدرس می گشتم نیکی (دوستمو می گم) کلی سفارش منو
به عمه خانوم ش کرده بود می گفت عمه خانومش خیلی زن ماهیه و تنها ست 
ای وای پس آدرسم کو 
کل کیفمو زیرو رو کردم نبود که نبود تو ساکمو نگاه کردم بازم نبود گوشیمو
از تو جیبم در آوردم ای به خشک شانس اینم که آتن نمی ده 
من که کسی رو اینجا نمی شناسم تازه اسم عمه خانمش چیه وای خدا من چقدر سر
به هوام چیکار کنم اگه کسی رو دیدم باید نشونی کجا رو ازش بگیرم . بگم ببخشید
خونه عمه خانوم کجاست ؟اااای خدا جدا من چی باید بگم

پیشنهاد ما به شما:

رمان ازدواج به سبک دزدی | n.ghasemi

رمان سلطه‌گران_کتاب برگزیده‌ی سیاهی | phantom.hive

رمان شیاطین هم فرشته اند | roro nei30

این مطلب را به اشتراک بگذارید