دانلود رمان اسطوره ⭐️

زیر باران زیر شلاق های بی امان بهاره اش…ایستادم و چشم دوختم به ماشینهای رنگارنگ وسرنشین های از دنیا بی خبرشان…! دستم را به جایی بند کردم که مبادا بیفتم و بیش از این خردشوم…بیش از این له شوم…بیش از این خراب شوم …!صدای بوق ماشینها مثل سوهان…یا نه مثل تیغ !….یا نه از آن بدتر…مثل یک شمیشیر

پزهرآلود…! روحم را خراش میدادند.سرم را به همانجایی که دستم بند بود و نمی دانستم
کجاست…تکیه دادم…! آب از فرق سرم راه می گرفت…از تیغه بینی ام فرو می چکید و تا زیر
چانه ام راهش را باز می کرد…! از آن به بعدش را…نمی دانم به کجا می رفت …!
همهمه اوج گرفت…دهانم گس شد…عدسی چشمانم سوخت…گلویم آتش گرفت…خشکی گردنم
بیشتر شد…اما سر چرخاندم و دیدم که ماشین سیاه ایستاد…سیاه بود دیگر…نبود؟خواستم تحمل

کنم…خواستم به چشم ببینم بلکه باورم شود…

خواستم خاطره این ماشین سیاه تا ابد در ذهنم حک
شود…اما نتوانستم…درش که باز شد تاب نیاوردم….

دانلود رمان اسطوره

 

دانلود رمان اسطوره

 

کامل چرخیدم…پشت سرم را به همان تکیه
گاه کذایی چسباندم….لرزش فکم را حس می کردم…حالا…

یا از گریه و بغض…و یا از خیسی
لباسها و سرمای فروردین ماه…!دستانم را بغل گرفتم و چشم بستم…چشم بستم روی همه زشتیهای
این دنیا…روی این دنیا …!
پایان خط…خط پایان….همانکه می گویند آخر زندگی ست…همان تلخی دردناکی که هیچ کس نمی
خواهد باورش کند…همان سوت دقیقه نود…اینجاست…! همینجا…درست همین جایی که من
ایستاده ام…! می دانی چرا؟ چون امروز اسطوره مُرد…!!! اسطوره من…مَرد من…مُرد! تبسم
نیشگون آهسته ای از دستم گرفت و گفت: -یه جوری حرف می زنی انگار من شرایطت رو نمی
دونم.خب با این وضعیت اونی که به این کار احتیاج داره تویی…نه من!تعارف که باهات
ندارم….بالاخره یه کاری هم واسه من پیدا میشه. سرم

لینک های دانلود پاک شده است

پیشنهاد می شود

رمان قاتل سفارشی | ROSHABANOO کاربر انجمن یک رمان

دانلود رمان مردی حکم می دهد

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 21 )


  1. نگین گفت:

    رمان های عشق وعاشقی زیادی خوندم خیلیییییی اما این رمان بهترین بود

  2. MOonLight گفت:

    خیلی خوب بود
    فقط اینکه بیش ازحد طولانی بود !

  3. آلما گفت:

    چرا اینقدرمن این رمانو دوست داشتم عالی بود, خسته نباشید

  4. نوازشگر گفت:

    رمان جذابی بود و ارزش خواندن دارد

  5. آنا گفت:

    رمانی با قلمی پخته و روان بود و اونقدر کشش داشت که تااخر خواننده رو جذب کنه
    موضوعش هم جدید بود
    بسییییییییییار توصیه می شود
    مرسی از نویسنده عزیز

  6. ASaL گفت:

    خیلی خوبه عالی بود واقعا
    پیشنهاد میدم رمان زهر تاوان رو هم بخونید واسه همین نویسنده اس قشنگه

  7. Fateme گفت:

    بی‌نظیره این رمان‌… از نیمه‌های شب تا صبح بدون اینکه یک‌لحظه از خوندنش دست بکشم، می‌خوندم.

  8. نگار گفت:

    عالی تر از این رمان تو این سه سال نخوندم خیلی قشنگ بود همه ماها تقریبا کسایی که برامون خون دادن تا الان تو آرامش باشیم رو فراموش کردیم و فکر میکنیم که وظیفشون بوده در صورتی که وظیفه نبود اونا قید خانوادشون رو زدن تا ما کنار خانواده هامون بمونیم اما دیگه کسی قدر نمیدونه
    واقعا خیلی رمان عالی بود و همچنین قلمتون باعث افتخاره که همچین نویسنده هایی هنوزم هست موفق باشین دوست عزیز

  9. B.H.R گفت:

    رمان بی‌نظیر، جذاب، فوق العاده
    پیشنهاد میکنم کسانی که این رمان رو نخوندم حتما بخونم واقعا معرکه‌اس
    ??

  10. الیکا گفت:

    عالی بود .سه چهارتا رمان بلند خوندم .یکیش گناه کار بود که عالی بود .دومی هم این .بینظیره.به همه پیشنهاد میکنم بخونید.
    من از ده شب شروع میکردم به خوندن .چهار صبح که می شد هنوز داشتم میخوندم .مامانم با چک و نفرین منو میخوابوند ساعت چهار پنج صبح.???
    ولی واقعا پر محتوا ترین رمان عمرم بود کلی درس زندگی به من داد .اینکه واقعا شهدا و خانواده هاشون چی کشیدن .
    نمیخوام ساسی کنم .چون حالم از سیاست ایذان و نظام کثیفمون به هم میخوره .ولی واقعا شهدا گناهی نکردن .ادنا فقط برای ارامش و امنیت ما شهید میشن و خانواده هاشون بی سر پناه .امیدوارم یه روز یه حکومتی در ایران بر قرار بشه که قدر ملت ایران رابداند.و مثل انساس با ان ها برخورد کند .
    هم گریه کردم سر رمانش.هم خندیدم .واقعا بی نظیر بود .ممنونم از نویسنده ماهر و توانمد.منتظر درخشیدن بیشترت هستم .?????

  11. Shahrzad گفت:

    سلام
    به نظر منم اسطوره یکی از بهترین هاست.واقعا ارزش خوندن داره.من به هرکی پیشنهادش دادم از خوندنش راضی بود…

  12. ونوس گفت:

    رمان زیبایی بود البته جای نقد هم بسیار داشت
    باعث خوشحالیه ک میون این همه رمان ابکی و هرز این دست از رمانها ک برای لحظاتی ما رو یاد شهدا میندازه هنوز خودنمایی میکنن

  13. باران گفت:

    سلام چرا من نمیتونم دانلودش کنم.نکنه رفته واسه چاپ و برش داشتن ازرو سایت?

  14. آترین گفت:

    شاید واستون جالب باشه ولی من دقیقا این پنجمین دفعه ایه که من این رمان میخونم وهمچنان وقتی میخونمش از هیجان دست و پام میلرزه

  15. فاطمه گفت:

    از نویسندش واقعا ممنونم چون بهترین رمان زندگیم بود

  16. نسیم گفت:

    شخصیت شاداب خیلی تخیلی بود و اینکه دم به دقیقه اشکش جاری میشد روی اعصاب بود.

  17. طناز گفت:

    بهترین رمانی بود که تا حالا خوندم. ولی نمیدونم چطور به نویسندش دسترسی پیدا کنم کسی میتونه جواب منو بده؟ آیا امیدش هس که جلد دومش هم نوشته بشه؟ بی صبرانه منتظرمممم لطفا جوابمو بدین

  18. Fariba گفت:

    این رمان جزء بهتریناس!:))جلو دوم نوشته بشه عالی میشه💙🤗

  19. Narjes گفت:

    این رمان معرکست ورمان رازیک سناریوروهم بخونیداونم عااالیییهه

  20. صدف گفت:

    خیلی رمان قشنگی هست نویسنده اش هم pegah هستش و له نظر من این بین همه رماناش خاص و تکه واقعا زهرتاوان و… با اینکه خیلیییییی قشنگن ولی به پای این رمان نمی رسن چیزی که بیشتر از همه هم جذبتون میکنه قلم فوق العاده نویسنده هستش ولی به نظرم یه فرقی بین مظلوم بودن و توسری خور بودن وجود داره که نویسنده این رو رعایت نکرده بود در نورد ساداب و بعضی جاها شخصیت شاداب رو له می کرد