دانلود رمان النا اختصاصی یک رمان

 

elena - دانلود رمان النا اختصاصی یک رمان  

 

خلاصه رمان :

دانلود رمان النا دخترزیباومغروری که فکر میکنه هیچوقت عاشق نمیشه ولی بازی سرنوشت اونوبه جاهایی میکشونه که حتی فکرشم نمیکنه! اماسرانجام این داستان چی میشه؟

درمسیر پرفراز و نشیب عشق ..

نویسندگان : رها کاربر

تعداد صفحات : ۱۴۸

ژانر : عاشقانه،غمگین،اجتماعی

سلام اسم من الناس ۲۱سالمه من تو یه خانواده ثروتمندبه دنیااومدم پدرم جراح قلبه مادرمم مربی یوگا من

تنهافرزندشون هستم وبعدازمن دیگه صاحب بچه نشدن به همین دلیل ازبچگی خیلی نازک نارنجی یا بقول دوستم ستاره

لوس وننرباراومدم اگه بخوام ازظاهرم براتون بگم واقعاقابل وصف نیست من خیلی زیبام البته نه این که فکر کنیدازخودم

تعریف میکنمانه اصلا این چیزیه که همه میگن خب حقم دارن! من دختری باقدمتوسط،اندام متناسب، پوست گندمی

،چشمایی درشت وگیرا،لب وبینی خوش فرم هستم خلاصه هرچی زیبایی تودنیاهس توصورت من خلاصه شده(اعتمادبه

سقفو!) شایدهمین ظاهری که دارم باعث شده خیلی مغرورباشم.راستش من دوستای زیادی ندارم تنهادوستم ستارس

که ازبچگی رفت وآمد خانوادگی داشتیم

ستاره دخترشیطون وپرجنب وجوشیه برعکس من که آرومم و زیادباهمه کس گرم نمیگیرم.تو فامیل اکثردختراازمن

خوششون نمیادراستش بهم حسادت میکنن چون پسری توفامیل نبوده که ازمن خواستگاری نکرده باشه ولی من ازهیچ

کدومشون خوشم نمیاداصلاعشق برای من مفهومی نداره نمیدونم شایدم چون کسیودرحدخودم نمیبینم اینطوره. به

هرحال چه من خوشم بیادچه نیادخونه ما همیشه این خواستگارای سمج رفت وآمدداشتن چون پدرم معتقده نبایددرخونه

رو به روی خواستگارابست.تودانشگاهم اکثر پسرایابرای دوستی یاازدواج جلو اومدن ولی خب برای من جذابیتی

ندارن،برعکس دخترای دیگه که همش ازسروکول این پسرای به قول خودشون تیکه بالامیرن

باصدای آلارم گوشیم ازخواب پریدم ای خدابازاین شوکت خانم یادش رفت صدام بزنه (شوکت یه خانم مسنه که چندین

ساله توخونه ماکارمیکنه)کش وقوسی به بدنم دادم وازتخت اومدم پایین همونموقع

 

 

 

 

دانلود رمان