دانلود رمان باتلاق عشق

 

دانلود رمان باتلاق عشق

 

 

خلاصه:
دانلود رمان باتلاق عشق پوپک ابتکار، یه دختر پرورشگاهی که ۲۲سال زیر نظر یه خانواده‌ی پولدار بزرگ شده و زمانی که پوپک تو پروشگاه بود، تمام مخارج مالی پوپک رو خانواده‌ی ابتکار پرداخت کردند، حتی فامیلی خودشون رو هم به اون دادند. با این که دادن عنوان خانوادگی ابتکار‌ها به پوپک سخت بود؛

رمان های دیگر ما:

 

رمان: باتلاق عشق
نویسنده: pariya***75 کاربر نگاه دانلود
ویراستار: ZrYan
ژانر: اجتماعی، عاشقانه

ولی بهروز ابتکار، پدر خانواده، این کار رو کرد. حالا بعد از ۲۲سال تصمیم گرفتند

پوپک رو به آغوش خانواده‌ی خودشون ببرند و مثل دختر خودشون ازش حمایت کنند؛

اما حضور بی‌موقع هومن ابتکار، تنها پسر خانواده ابتکار، یه پسر معتاد که

تموم زندگیش رو با ندونم‌کاری‌هاش به فنا داده، برای دخترک تازه‌وارد داستان

ما کابوسی میشه و این جا شروعی برای داستان زندگی پوپکه.

مقدمه:
دستم را روی پیانو می‌کشم؛ صدای ریتم ناهماهنگش
فضای عمارت خاک‌خورده را می‌شکند.
همه جا پر از خاک بود.
هجوم خاطرات را که یک‌باره به سمتم حمله‌ور شده‌اند،
به خوبی حس می‌کنم. بغضم به دیواره‌ی گلویم چنگ می‌اندازد.
خاطراتم یکی یکی مقابل چشم‌هایم رد می‌شوند.
و صدای خنده‌هایی در گوشم اکو می‌شود.
و جمله‌‌ای در مغزم مرتب تکرار می‌شود:
«دوستت دارم…. دوستت دارم»
قطره‌ای اشک بر روی گونه‌ام چکید.
همانند باتلاق میان خاطرات برای رهایی از خاطرات گذشته دست و پنجه نرم می‌کنم.
و در آخر میان باتلاق خاطرات غرق می‌شوم.
و یک‌بار دیگر از سرفصل اول، این داستان را شروع می‌کنم.

قسمتی از متن :

فصل اول

پوپک:
دسته‌ی چمدونم رو تا جایی که امکان داشت با دستم فشار دادم. نگاهم

رو دور تا دور عمارت چرخوندم. درست مثل قصر بود؛ قصری که تا یک ساعت پیش فقط مثل یک رویا بود.
-چرا اون‌جا ایستادی دخترم؟

 

پیشنهاد می شود

 رمان شهر سنگی | نرگس میرعارفین(نورا)

رمان زان دَم که دیدمت | میم_سین 

دَردْمآن | افسانه نوروزی

 

قسمت دانلود

لینک دانلود به درخواست نویسنده پاک شده است

منبع نگاه دانلود

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نام رمان:

نویسنده

نویسنده:

موضوع

موضوع:

طراح

طراح:

تعداد صفحات

تعداد صفحات:

منبع

منبع: