دانلود رمان بازگشت سه تفنگدار جلد دوم

دانلود رمان بازگشت سه تفنگدار جلد دوم

دانلود رمان بازگشت سه تفنگدار جلد دوم

دانلود رمان بازگشت سه تفنگدار جلد دوم

 

اینم جلد دوم سه تفنگدار شیطون خدمت عزیزان

خلاصه :دانلود رمان بازگشت سه تفنگدار جلد دوم سه تفنگدار شیطون رو که یادتونه ؟ همونایی که همه رو دیوونه کرده بودن و تو شیطونی و خرابکاری نظیر نداشتن . حالا این سه تا شیطون بازم به هم رسیدن ، اون هم بعد از ده سال . تو این ده سال خیلی چیزا تو این سه تا فرق کرده . رفتار هاشون ، اخلاقاشون ، کاراشون و … همه فرق کرده اما هنوز هم سه تفنگدارن . سه تفنگدار که قراره ماجراهای عاشقانه و پلیسی رو دنبال کنن .

دانلود جلد اول

دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندروید نوشته فاطمه موسوی

مقدمه :
تنگ که میگویم …
نه مثل تنگی پیراهن …
دلتنگی من …
شبیه حال نهنگی است …
که به جای اقیانوس …
او را در تنگ ماهی انداخته اند …
دلم برایت تنگ شده است …
این یعنی ریه های من …
دم و باز دم …
نفس های تورا کم آورده اند …
دلم برایت تنگ شده است …​

قسمتی از رمان :

♥آیدا♥
نگاهی به داخل کاپوت انداختم . انگارنه انگار . هیچی نمی فهمم . شانسی دستم رو بردم داخل تا سیمی قطعه ای چیزی رو تکون بدم که با خراشیده شدن مچ دستم جیغم به هوا رفت . دستم رو با شدت از کاپوت بیرون کشیدم و سرم رو بلند کردم اما لبه ی تیز کاپوت محکم خورد پشت گردنم . دیگه اشکم در اومده بود . صدای خندون ارش رو از کنار ماشین شنیدم :
ارش – کمک لازم ندارین خانوم دست و پا چلفتی ؟
من – اشتباه گرفتی . بنده یه پا مکانیکم واسه خودم .

راست می‌گفت؛ باید می‌ذاشتم تنها باشه. دیگه بزرگ شده بود، نمی‌شد مثل بچگی سرش رو گرم کرد. به  دانلود رمان

دانلود جلد اول

دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندروید نوشته فاطمه موسوی

ذکر منبع در ابن رمان اجباری است

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 12 )


  1. ... گفت:

    اگه ایدا بمیره اونوقت شخصیت اصلی رمان کیه
    چرا پایان تلخ

  2. شایلین گفت:

    عاااااااااااالی بود مرسی آیدا جووووووووووووووون

  3. علی گفت:

    بابا من پدرم در اومد از بس خواهش کردم جلد دوم بیاد بعدن میگین ایدا مرد؟!؟!؟!
    نویسنده ببین داستانه دیگه توش همچی میشه
    جون هرکی دوست داری تو جلد سوم زندش کن
    خواهش میکنم حداقل اگر نمی خواهید یه نفر دیگه هم به لیست افسرده ها اضافه بشه ایدا رو زندش کن

  4. sajjad گفت:

    رحمتیک یاخجی قیزیدی حیف شد مرد…

  5. nastaran گفت:

    چرا نمیتونم دانلود کنم؟

  6. الینا گفت:

    آخه آیدا چرا؟؟؟؟ارسام روکه کشتید. آیدا روهم کشتید.ارش هم کشتید زندش کردید .خوب مامان باباش با آیهان هم می‌میرند دیگه از نبود بچه هاشون و خواهر برادر.لطفا جلد سوم آیدا و زنده کنید اون بچه ها گناه دارند.

  7. yas گفت:

    ببخشید واقعا در حال تایپ هست این رمان؟کی میاد؟

  8. رقیه گفت:

    اوفففففففف من الان یه ساله منتظر جلد سومم چرا نمیذارینش
    بعدشم ینی چی که آیدا مرد همینجور کشکی کشکی که نمیشه
    تازه نبینم تو جلدسوم متین زن بگیره ها گفته باشم

  9. حنانه گفت:

    من هنوز این رمان رو نخوندم ولی از نویسنده عزیز و دوستاشدنیش خواهش میکنم ک ایدارو زنده کنه ک من و دوستانی ک دارن این رمان رو میخونن افسرده نشن ممنونم از نویسنده این رمان خوب

  10. tarane گفت:

    رمان قشنکى بود ولی خیلى غمکین میشد یه جاهاییش ولى کاش ایدا زنده میبود و توى فصل بعد حضور داشت جون یه جورایى ایدا شخصیت اصلى بود
    من عاشق فصل اولش بودم و یه لحظه خنده و از لباى ما باک نکرد