دانلود رمان تحفه نجس اختصاصی یک رمان

 

دانلود رمان تحفه نجس اختصاصی یک رمان

 

رمان دوم این نویسنده به اسم پسر حاجی در انجمن در حال تایپ هست .

می‌خواهم از دردی بگویم که بوی گنــاه و نجاستش، تمام شهر را پر کرده است.
دخترکی نوجوان و شهرستانى، با مشکلاتی در پرورشگاه مواجه می‌شود و مشکلاتی که او را مجبور می‌کنند تا برای تامین

آینده و خوشبختیِ برادر کوچکترش، از آنجا فرار کند.
دست سرنوشت، او را به خانه‌ای می‌کشاند که خانهء فساد می‌خوانیمش. در مابین این کشاکش‌ها، آشنایی با فردی، تقدیر دیگری برای دخترک رقم می‌زند.

پ.ن: این رمان برای افراد احساسى و روحیهء لطیف توصیه نمی‌شود.

پیش گفتار:
می خواهید بخوانید این نوشته‌های مرا… بدانید که دست رنج فکر، شب و روز من است.
پوزخندی زنید! تحقیری کنید، توهینی کنید، بدانید حاصل افکار من است!
اگر این نوشته‌های بنده‌ی حقیر بر دلتان نشست و لبخند بر لبتان آورد؛ با صلواتی بر اموات حلال کنید لبخندهایتان را!
من آن دست به قلم که می‌نویسد افکارش را؛ نه آن کس که نویسد برای جذب خواننده؛ متنش را.
من آن فرد لبخند زنان که می‌خواند عقایدتان را، نه آن خوش اندیش که می‌بیند فحاشیتان را.
به نقد خوب و درستتان محتاج هستم. نخواهم بخشید آن تخریب ساز نوشته‌هایم را.
بخوانید ز این نجاست روزگار لاکن؛ بدانید، ندارد “تحفه نجس” قصد توهین، به فرد و یا قومیت خاصی را.
#پریا_قاسمى
***
مقدمه:
می‌دانستیم نگاهت سر آغاز حبه‌ای شیرین بود.
آن‌ چنان شیرین که به نام عشق خواندیمش؛ لکن چنان از چشمان تو مست شده بودیم که یادمان رفت این زهری که دارد ما را سست، مغزمان را فلج و قلبمان را تسخیر می‌کند، همان گناه تلخی است که به اشتباه عشق شیرین خواندیمش.
جاوید آن قلب تپنده‌ای است که هرم نفس‌هایمان را مدیونش هستیم.
می‌دانی جاوید، تو آن حبه‌ی شیرینی که با تحفه‌ی نجسی عوضت کردیم.
گفتی از بطن تولد نافمان را با
 

این مطلب را به اشتراک بگذارید