یک رمان | دانلود رمان

1Roman
فهرست

مطالب سایت

دانلود رمان به جرم کدام گناه نکرده

بازدیدها: 1,991 بازدید
0 نظر
PARISA
۱۱ اسفند, ۱۳۹۵

دانلود رمان به جرم کدام گناه نکرده

500x585 140480385557705544 - دانلود رمان به جرم کدام گناه نکرده دانلود رمان به جرم کدام گناه نکرده

نام رمان : به جرم کدام گناه نکرده

نویسنده : angelical

این رمان جلد دوم هم داره .

خلاصه :

به جرم کدام گناه نکـرده ، حرف آدمهایی هست که هیچ چیزی توی دنیاشون نیست …تمام آرزو ها ، حرفها ، و رفتارهاشون رنگ نا امیدی رو در پی داره . من اومدم اینجا تا حرفاشون رو بزنم … حرفایی که همه میدونن اما فراموشش کردند.
میخوام نبش اشک کنم. میخوام چیزایی رو به شما یادآور کنـم که به ظاهر خیلی وقتـه فراموش کردید… میخوام از آدمایی بگم که هنوزم هستند اما دیگه یادمون نیست که هستند… زنده اند … نفس میکشند … اما ما دیگه نمیبینیمشون … قشنگتـر بگم ، نمی فهمیمشون ! میخوام از مادری بگم که خیلـی وقته فراموش کرده فرزندی داره … نه برای این که در پی خوشگزرونی باشد … بلکه از روی اجبار… اجبار از جانب پدری که پدر نبود…مرد نبود…مردانگی نکرد …همسرش رو !!پاره ی تنش رو !!هدیه داد … بدونِ کادو پیچ …من ، سرنوشته کاتیا رو مینویسم … دختری که ثمره ی این زندگی بود …


دخترکی ساده دل … با حرفها ی نگفته … با رازهایی که در آینده ، نبش میشوند و به همگان می فهمانند … سرنوشت اسیر عدالت است … زندگی بدونِ عدل ، محال بوده و هست … پس از سنگسار شدنه احساساته کودکِ دوازده ساله … بـــایدچاهی بوجود آید تا تنگنا های میان زندگی اش را از هم جدا کند ..
و حالا چگونگیِ بوجود آمدنِ چاهی که احساساتــ را از سنگسـار بودن نجات میدهد را برایتان بازگو خواهم کرد …

مقدمه :

من هم انسان هستم … به اندازه ی تو از این دنیا سهم میبرم . نفس میکشم مانند تو … حرف میزنم مانند تو … راه میروم … میخندم … میبخشم …
درست مثلِ تو !!! فقط اندکی نه!خیلی بیشتر از تو درد کشیده ام … حق مرا خورده اند … همان هایی که مرا اسیرِ جهنم کرده اند…!!!
می دانی …؟؟ جرم من پدرم بود …پدری که پدری نکرد … و مادری که تنش را در ازای کتک های پدرم فروخت .. پدرِ بی غیرتم … مگر من چکار کرده بودم که این شد سرنوشتم ؟ گناه من پدرم بود … ؟؟ چرا نفهمید من هم آدمم ؟؟ من ۴ سالم بیشتر نبود … حقم این نبود …
**
این قانونِ زندگیه … همه چیز بر اساس عدالت پیش میرود … اگر فقیرِ فقیری … روزی به اوج میرسی و اگر دارای دارایی … روزی از آن بالا نگاهت خواهم کرد…
پس به زندگی و حال و روز امروزت نگاه مکن …زندگی پر از پیچ و خم و پستی و بلندی است …صبر کن تا آخرش را ببینی…رسم است … آیین است … قانون است …

 

قسمت دانلود

دانلود رمان

    نظر خود را در مورد این پست ارسال فرمایید.


    دانلود رمان