دانلود رمان حریر باران نوشته مریم .خ اختصاصی یک رمان

 

500x584 1430845119287377%D8%B7 - دانلود رمان حریر باران نوشته مریم .خ اختصاصی یک رمان

 

 

خلاصه ی  رمان:

دانلود رمان حریر باران داستان درباره زندگی دختری به اسم تابان هستش که به اجبار خواسته ها و رسومات قدیمی خانودشو میپذیره و باعث تغییراتی زیادی تو زندگیش میشه که…نگاهم را از پنجره هواپیما به بیرون دوختم .هواپیما آرام به حرکت آمد.مهماندار مشغول کمک به مسافران برای بستن کمـ ـربندشان بود و این یعنی آمادگی برای پرواز…..

صفحه ی اول رمان:کمربندمو از دو طرف می گیرم و می بندم و به صندلی هواپیما تکیه می دم نگاهم به سحر بود که مشغول خاموش کردن تلفن همراهش بود لبخندی می زنم می دونم که خاموش کردن موبایلش که لحظه ای از زنگ خوردن خلاصی نداشت چقدر برایش سخت است.
-ناراحتی؟اشاره به گوشی اش می کنم…لبخند پر رنگی می زند و می گوید
-نه ولی مثله اینکه تو خیلی خوشحالی….

دانلود رمان حریر باران
جوابش را می داند…سکوت می کنم..ادامه می دهد….
سحر:اصلا دلم نمی خواد برگردم چقدر زود این یه هفته تموم شد..
آهی می کشد و ادامه می دهد….
سحر:خیلی خوش گذشت کاش بازم مرخصی داشتیم…..
همیشه همینطور بود تنها چیزی که خوشحالش می کرد

و باعث تجدید روحیه اش می شد سفر بود….مسافرت

تنها چیزی بود که او را از خود بی خود می کردو کیفش

را کوک…اما من چی؟چرا نمی تونستم از سفرم لذت

ببرم چرا وانمود می کردم که خوشحالم و خوش گذشته

و احوالم دگرگون شده چرا بایهلبخند تصنعی وانمود

می کردم همه چیز خوب است و هیچ اتفاقی نیفتاده…

چرا نمی تونستم همه چیز رو فراموش کنم…

همه گذشته رو…گذشته ای که باعث این همه

عذاب و درگیری های ذهنی ام شده..و اینگونه

روح پر دردم رو شکنجه می دهد…از اول هم می دانستم

این سفر چیزی را در من تغییر نمی دهد…با تمام اصرار های

سحر راضی به این سفر شدم تا تغییری در من…در روزگارم..دز زندگیم حاصل شود

اما نه تنها هیچ تغییری نکرد بلکه من را بیشتر

در گذشته امگذشته ای که تمام این چند سال

از یادآوریش دوری می کردم فرو می برد.نگاهم را

دوباره به پنجره دوختم و آسمانی که دیگر به

چشم صاف و ابری نبود را برانداز کردم..خیلی

وقت است که دیگر آسمان برایم رنگی ندارد.دانلود رمان حریر باران

.حتی دیگر تیره هم نیست.شاید من دچار کور

رنگی شدم.چشمانم را می بندم سعی میکنم این چند ساعت تا رسیدن به مقصد را بخوابم اما تلاشم بی نتیجه است.سیل خاطرات یکباره بر سرم هجوم می آورد…حتی دیگر نمی توانم محوشان کنم. پاک نمی شود که هیچ در گوشه ای از ذهنم عجیب جای گرفته اند و هر بار می خواهند مرور شوند تا این عذاب و شکجه را شدت بخشند ولی اینبار پرنگ تر و واضح تر در ذهنم می رقصندو برایم خود نمایی می کنند. 

قسمت دانلود

فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

دانلود رمان حریر باران از مریم.خ با فرمت pdf برای کامپیوتر و لپتاپ

دانلود رمان حریر باران از مریم.خ با فرمت apk  برای گوشی های اندرویدی

دانلود رمان حریر باران از مریم.خ با فرمت java برای گوشی های سازگار با جاوا

دانلود رمان حریر باران از مریم.خ با فرمت jad

دانلود رمان حریر باران از مریم.خ با فرمت java (پرنیان)

دانلود رمان حریر باران از مریم.خ با فرمت epub برای آیفون ها,آیپد و کتابخوان ها

 

 

دانلود رمان