دانلود رمان حماقت عاشق

 

دانلود رمان حماقت عاشق از المیرا اختصاصی یک رمان

 

 

خلاصه  :

دانلود رمان حماقت عاشق داستان در مورد یه دختر به اسم ساراست که پدر و مادرش فوت کردن و با مادر بزرگش زندگی میکنه زندگی عادی داره تا اینکه یک روز یه اتفاق کوچیک باعث به وجود اومدن اتفاقات بزرگتری تو زندگیش میشه و ……..پایان خوب

رمان های دیگر ما:

شروع میکنم نمیدونم چرا دارم مینویسم ..یــه حسی وادار به نوشتنم کرد

یــه حسی منو کشوند سمت قلمم تا بنویسم تا این بغض که داره خفم میکنه 

رو بیارم رو کاغذ و با سیاه کردن این برگه ها خودمو خالی کنم شاید همین برگه ها 

بهترین شنونده برای درد دلم هستن دلی که خیلی وقته بعد اون دیگه کار نمیده

نمیدونم از کجا شروع کنم…اصلا از کجا شروع شد..!! 

یـــــه آهـــــــ میکشم و خودم رو واسه ی مرور گذشته آماده میکنم..

همه چیز از یــه شب بارونی و سرد شروع شــــد….:

_ تاکسی؟؟!! ای بابا حالا که داره بارون میاد یــه تــاکسی گیر نمیاد.

صدای بوق متمم یه ماشین رو اعصابم …اهــــ عجب گیریه هـــــــــــا

خب وقتی میبینی محل نمیدم یعنی نمیخوام سوار شم برو دیگه…..فکر کرده 

پشت شاســی بلند نشسته الان با کلــه میرم سوار میشم زهــی خیال باطل 

آقائی ما از اوناش نیستیم..!!!

_آقــا برو دیــگه نمیبینی نمیخوام سوار شم؟؟؟!!!

_خانم زیر بارون خیــس شدین این وقت شبم تاکسی گیرتون نمیاد بیائید حداقل تا یه 

تاکسی سرویس برسونمتون..

_ ممنون از لطفتون بالاخره تاکسی گیر میاد شــــما بــــــفرمایئـــد..

_باشه هرجور میلتونه خداحافظ.

دیگه چیزی نگفتم اونم رفت..

اهـــــ ساعت داره ۱۲ میشه… تاکسی هم که نیست باید پیاده برم چاره ای نیست 

از اینجا تا خونه نیم ساعت راهه وایــــــی کی میره این همه راهـــو ….. من باید برم 

دیگه…

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید