دانلود رمان خانم زبون دراز

دانلود رمان خانم زبون دراز

 

دانلود رمان خانم زبون دراز

 

 

خلاصه:

دانلود رمان خانم زبون دراز  من حال این پسره ی یالغوز نگیرم دریا نیسم اقیانوسم اِاِاِپسره ی سه نقطه برگشته به من میگه بیا فرقونت جمع کن خوب شد جوابش دادما منم گفتم خوبه من همین فرقون دارم حالا اینجای ماجرا آقا دیدم ریموت زد رفت کنار یه کوپه وایساد به به عالم ضایعگی خودش هوایی داره وای یاد پوزخندش که میفتم ولی من بادی نیسم که با این بیدا بلرزم اَی ددم یاندی اِشتب شدا

پیشنهاد می شود

دانلود رمان عروس اجباری

دانلود رمان خاتمه بهار

دانلود رمان نانحس 

خلاصه منم پوزخند زدم به ماشینش اشاره کردم و گفتم باشه بابا فهمیدم تو هم فرقون داری

تا اینو گفتم مث خر وحشی اهم اهم گاو وحشی شد یا حضرت هاشم

گفت به ماشین من میگی فرقون گفتم اِوا ببخشید گاری خوبه دیگه

مهلتش ندادم و رفتم سمت ??? سفیدم که مث رخش خوابیده بود و گازش گرفتم سمت خونه

تارسیدم خونه مث همیشه لحنم لاتی کردم و صدام انداختم پس کلم

آهای منزل کوجایی

دانلود رمان خانم زبون دراز

زن کجا رفتی در همین حین مادر گرام ملاقه به دست از اشپزخونه اومد و با عصبانیت بهم زل زد

منم که همیشه ازمرحله شوتم نیشم باز کردم و باهمون لحن گفتم احوالت جفت و جور است تا اینو گفتم مامانم با ملاقه گذاشت دنبالم

یا امامزاده هوشنگ الفرار

حالا مگه کوتاه میومد جلو در بودیم که مامانم ملاقه برد بالا بکوبه تو سرم که در باز شد

و دو داداش بنده دایان و داران تشریف فرما شدن منم در رفتم و ملاقه روی سر مبارک دایان فرود دانلود رمان خانم زبون دراز

اومد وای داشتم میپکیدم موقعیت مناسب دیدم و یواشکی جیم شدم تو اتاقم

رفتم سمت گوشیم به به مخاطب خاص من یار همیشگی من پیام داده بود قربونش برم ایرانسل بود همیشه به یادمه

یعنی مردم دوست دارن ما هم خر داریم وای یعنی دوست داریم سال تا سال اون صاب مرده

شماره من نمیگیره چه کنیم که خراب رفاقتیم هی

بذار یه زنگ بکشیم واس معصومه

جانم عزیزم

دانلود رمان خانم زبون دراز

ایزی دیزاین

عععععععععققق

کوفت

خاک بر سر منو با کدوم خری اشتباه گرفتی

برو بابا

زن بابا

هیششش پیشش

راستی من نیومدم دانشگاه چیکارا کردی

هی دست رو لوزالمعدم نذار که داغه دانلود رمان خانم زبون دراز

چرا

محض آرا

دریا

بی دریا شی ایشالله منم کل ماجرا رو تعریف کردم

نه

آره

چه صحنه هایی آره جای تو فضول کم بود

بی ادب

بابا باادب خب دیگه مزاحم نشو شرت کم

دریا خیلی بیشعوری خوبه خودت زنگ زدی

حرف نباشه قربونم بری

بای

زهرمارو بای خدافس

بعداز اینکه با این خل و چل حرفیدم دیدم این حندق بلا خیلی داره ویبره میره

تصمیم گرفتم از پناهگاه بیام بیرون کلا من تو زندگی تصمیم های بزرگی میگیرم بعدازاینکه

با بدبختی اومدم تو آشپزخونه رفتم سر یخچال عشخم درشو که باز کردم تا چشمم

به قورمه سبزی خورد دقیقا قیافم مثل لاک پشت شده بود مث عقب افتاده ها یه پرش کردم

دانلود رمان خانم زبون دراز

و ظرف رو برداشتم همونجا نشستم از خجالت شیکم در اومدم بعداز اینکه

سیر شدم بلند شدم که به پناهگاه برگردم آقا چشمتون روز بدنبینه تا ما لنگمون از آشپزخونه

گذاشتیم بیرون یک عدد دمپایی ابری سایز ?? به وزن ??گرم روی صورت اینجانب

فرود اومد وقتی از شک بیرون اومدم دیدم این دایان گور به گوری هرو کرش روهواست

منم که عمرا بدون تلافی کپم ببندم تا اومد برگرده نامردی نگردم با همون دمپایی

معروف یک طی یک ضربه انتحاری کوبیدم رو کتفش و در رفتم آخیش چقد حال میده ها دیدم زیادی دارم هذیون میگم گفتم بذار یه کم بکپم اهم اهم بخفتم

 

پیشنهاد می شود

 رمان جای مادرم زندان نیست | مریم علیخانی

 رمان کاش نبودم | مهلا جعفری

رمان به دنبال انتقام | Mahbanoo_A

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نام رمان:خانم زبون دراز

نویسنده

نویسنده:فاطمه همايون

ژانر

موضوع: عاشقانه،کل کلی

طراح

طراح:فرزانه رجبی

تعداد صفحات

تعداد صفحات:313

اندروید

دانلود فایل apk

پی دی اف

دانلود فایل pdf

رمان هایی که پیشنهاد میشود



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 21 )


  1. طهورا۵ گفت:

    قشنگ بود

  2. طهورا۵ گفت:

    خوب بودبه امیدرمانهابیشتر

  3. ss گفت:

    چرا نسل این رمانای سخیف منقرض نمیشه؟ همش فحاشی و کلکل
    واقعا چی این رمانا جذابه که هنوزم بعضی از نویسنده ها اصرار به نوشتنش دارن؟!

  4. ghazal.p گفت:

    خوب بود

  5. Ana گفت:

    سما میتونی نخونی گل من.من خودم ب شخصه طرفدارشونم.اخه با خوندنشون همه سختیای زندگیو برا لحظه ای زیر پا میزاری

  6. Sajjad گفت:

    میای دانلود کنی اینستا دانلود میکنه من سهبار اینستا دانلوپ کردم به اسم رمان بسه دیگه عه

  7. فاطمه گفت:

    مسخره بوووود ذره ای ارزش خوندن نداره..تخیلات داغون

  8. mehrsana گفت:

    وااااااااایی اصلا افتضاح .. خیلی بد بود . ذره ای ارزش خوندنو و وقت گذاشتن نداره .. من نمیدونم هر کی از راه میرسه فکر میکنه قلمش خوبه و زرت یه رمان میده بیرون . یکی نیست بگه بابا اول برو دو تا رمان از هما پور اصفهانی و فرشته ۲۷ بخون بعد بیا رمان بنویس

  9. ناشناس گفت:

    همین که دوصفحه شو خوندم حذفش کردم:|
    به نویسنده خیلی حس خوشمزه بودن دست داده بود:/

  10. z khani گفت:

    یکم رمانای پر محتوا بنویسید که ب دنیای واقعی ادما نزدیک باشه شخصیت همه رمانا شده ی دختر دلقک یکم ب شعور خودتون و خواننده احترام بزارید

  11. movahedi گفت:

    رمان خوبیه ..دانلودش کنم؟؟

  12. SARI گفت:

    شخصیت دختره رو دوست داشتم شجاع شیطون و دنبال هیجان هرچند اینم قبلا خوندم و دقیق داستان و یادم نیس اما قلمت و دوس داشتم

  13. Hanie گفت:

    خوب بود

  14. Hanie گفت:

    قشنگ بود
    من بیشتر دنبال رمان های طنز و عاشقنه ام به نظر رمان خوبی بود

  15. Lina گفت:

    به امید روزی که بفهمیم نوشتن چرت و پرت و خزعبلات و لغات رکیک و فحاشی و دعوا و کل کلای مسخره ی شخصیتا باهم موجب طنز داستان نمیشه?من خودم طرفدار این سبک رمانم و خوشم میاد شخصیتا حال همو بگیرنو کل کل باشه ولی این دعوا ها و مسخره بازیا دیگ خیییلییی ابکین??رمانم الکی و بی مورد کش پیدا کرده بود و برای خواننده خسته کننده شده بود.
    امیدوارم رمانای بعدی نویسنده بهتر باشن.
    باتشکر☺

  16. الیسا گفت:

    یه سوال کلش همینه؟

  17. Anahita گفت:

    یه جوری نوشتی اصلا نمیشه خوندش |:
    بخوام رمانو خلاصه کنم یه سری فحش و مسخره بازی بود که پشت سر هم ردیف کرده بودن. من خودم طرفدار رمانای طنز و کل کلی و عاشقانم ولی این دیگه خیلی مزخرف بود. از اول تا آخرش چرت و پرت بود اصلا خلاقانه نبود، در کل ورژن پر فحش و چرت و پرت رمانای کل کلی و عاشقانه دیگه بود

  18. sahar گفت:

    اقا بعضی از رمانا اصن انگار سر و ته ندارن … خب ینی چ من خوراکم رمانه …. از نخیلی و عاشقانه و پلیسی تااا کلی چیز دیگه….. ولی واقعا بعضی رمانا رو میخونی تا فقط تموم شن . رمان خوب اونه ک انقدررر جذاب نوشته شده باشه که حاضر نباشی تموم شه … پیشنهاد میکنم رمان پایگاه ویژه و آزاد و روزگار رو بخونین تا بفهمین رمان ینی چ

  19. yas گفت:

    رمان کلکلی و عاشقانه و طنز باحاله … ولی ی سری رمانا دیگه خعلی شبیه همن مثه این .. مثلا رمان کلاهداران هم کلکلی بود هم طنز هم عاشقانه نمیگم خوب بود ولی متفاوت نوشته شده بود ….
    دوستان مدعی در نویسندگی یکم خلاقیت لطفا/: