دانلود رمان دخیه نابغه اختصاصی یک رمان

 

350 - دانلود رمان دخیه نابغه اختصاصی یک رمان

 

خلاصه:
نازنین از دیاره فقره. که پدر و مادرش معتاد هستن. اونا به‌خاطر این‌که یه ذره مواد به دست بیارن، هر کاری می‌کنن، هر کاری! نازنین هر روز تو مدرسه دوستاش مسخرش می‌کنن. خیلی زیاد اذیت می‌شه. ولی اون یه دختره قوی و محکمه که با این بادها نمی‌لرزه. یه روز که از مدرسه به خونه میاد، خسته پشته دره اتاق که رسید، متوجه صحبت‌هایه پدر مادرش شد و کیفش از دستش افتاد. دنیا دوره سرش چرخید. خودش رو لعنت کرد به‌خاطر این سرنوشت سیاهش.
بقیش رو خودتون بخونید ؛)

 

پیشنهاد می شود

دانلود رمان بازگشت سه تفنگدار 

قسمتی از متن رمان :

”نازنین“
امروز تو مدرسه خیلی مسخره شدم. با این کفشای کهنه و کیف پاره‌ای که صدبار دوختمش. خسته از همه جا، در خونه که همیشه خدا باز بود رو باز کردم رفتم تو حیاط. سکوت بدی حاکم بود .‌ تنم به لرزه افتاد. آروم آروم رفتم سمت دره اتاق. همین که خواستم بازش کنم، صدای بابا و مامان رو شنیدم:
بابا: موادمون تموم شده. پولم نداریم که بخریم!
مامان: یه کار هست که می‌تونیم بکنیم!
بابا: چه کاری؟
مامان: نازنین رو بفروشیم و به جاش مواد بخریم.
بابا: آره فکره خوبیه. امشب ترتیبش رو می‌دم.
کیفم از دستم افتاد و دنیا دور سرم چرخید. خدایا! چرا، چرا من پدر مادرم بخاطر مواد می‌خوان من رو بفروشن؟ خدا من رو بکش! تو یه تصمیم آنی، بلند شدم و رفتم تو اتاقم. لباسام رو برداشتم و ریختم تو کیفم. کتابام رو هم برداشتم و رفتم تو آشپزخونه. یه چند تا نون برداشتم و از خونه زدم بیرون. اون‌جا دیگه جای من نیست. باید یه فکری برای خودم بکنم. خدا کمکم کن!

 

پیشنهاد می شود

دانلود رمان بازگشت سه تفنگدار 

 

 

 

دانلود رمان