دانلود رمان دزدی عاشقانه

 

دانلود رمان دزدی عاشقانه

 

خلاصه:

دانلود رمان دزدی عاشقانه داستان این رمان درباره ختری که به خاطر پدرش میره دزدی و گیر یه پسر بداخلاق میفته و مجبورش میکنه تو خونش کار کنه و نگاهمو دوختم به بابا به در تکیه داد  داشت سر میخورددستش که رفت طرف قل*ب*ش قلب منم ریخت…سریع دویدم طرفش تو راه چند بار سکندری خوردم تا رسیدم بابام سرخورد وافتاد رو زمین

رمان های دیگر ما:

بابا بابا چی شد  فقط شنیدم که گفت بدبخت شدم وبیهوش شد 

درحالی که گریه میکردم گفتم

مامان مامان بیا گریه میکردم ومامانمو صدا میکردم مامانم از آشپزخونه اومد بیرون وگفت 

چی شد..تاچشمش به بابا خورد ادامه ی حرفشو نگفت ودوید طرف بابا  علی علی پاشو

گریه میکرد وبابارو صدا میزد برگشت طرفمو گفت دلارام چرا وایسادی زنگ بزن آمبولانس

دویدم طرفه خونه وبا آمبولانس تماس گرفتم الو ..الوبفرمایید

آقا تو روخدا کمک کنید پدرم حالش بده 

آروم باشید آدرستون رو بگید  خیابون..باشه سریع میایم

تلفن رو گذاشتم رومیز ورفتم پیش بابا بعد چند دقیقه آیفون به صدا دراومد با عجله رفتم درو باز کردم وگفتم 

آقا توروخدا کمک کنید بابام دخانم به اعصابتون مسلط باشید برید کنار 

رفتن پیش بابا وگذاشتنش رو برانکاردوبردنش خواستم باهاشون برم که مامانم گفت 

نمیخواد تو بیای  اما مامان منم میخوام بیام

همین که گفتم تو نمیای یه نفر باید پیش بابات بمونه پس من میمونم اینو گفت ورفت….

توحیاط وایساده بودم دیگه جونی تو پاهام نبودپاهام سست شد وافتادم

زمین چند دقیقه تو همون حالت بودم که بافکری که به ذهنم اومد

سریع پاشدم ورفتم تو خونه موبایلمو برداشتم وبه امیر زنگ زدم  الو سلام امیر

سلام دلارام چراگریه میکنی  امیر با..بام دلارام عمو چیزیش شده 

بغضم گرفت دیگه نتونستم حرف بزنم وموبایل ازدستم افتاد وصدای بدی داد

بعد چند دقیقه صدای آیفون بلند شد رفتم ودرو باز کردم امیر بود  دلارام چی شده عمو خوبه امیر

بغضم ترکید ونتونستم حرف بزنم  وگفت هیییس آروم باش چی شده 

رمان های در حال تایپ:

رمان عشق معلم | سهیلا زاهدی

 رمان جنگل خیال | jasmine

رمان بقا: مرگ دوباره! | Fatemeh.M

این مطلب را به اشتراک بگذارید