دانلود رمان دل من با تو کوکه

 

photo 2018 02 235اد5 03 21 57 - دانلود رمان دل من با تو کوکه

 

خلاصه:

آرشام مرد مغرور و خشکی که عاشق کارمند شرکتش میشه، شبی که قرار بود به عشقش بگه دوستش داره میفهمه که بهترین و نزدیکترین دوستش با عشقش میخوان نامزد بشن، آرشام سکوت میکنه اما دست سرنوشت آرشام رو با عشقش روبه رو میکنه اما‌…

نیم ساعت ورزش می کنم و میام خونه بعد اینکه دوش گرفتم و لباس پوشیدم میرم پایین. میشینم پشت میزصبحانه

مامان_صبح بخیر عسلم

_صبح بخیر مادر‌

نون و برمیدارم

_بابا نیست؟

نه عزیزم بامداد بود که بهش زنگ زدن یه بیمار اورژانسی داشت

یکم از چایی شو میخوره

خداروشکر که تو ادامه ندادی

_میدونی که فقط بخاطر بابا تجربی و انتخاب کردم

آره عزیزم میدونم

سری تکون میدم صبحانم که تموم میشه بلند میشم

_من میرم 

بسلامت عزیزم

کیفم و برمیدارم و از خونه میام بیرون

راننده درو برام باز می کنه

_باماشین خودم میرم

سوار ماشین میشم نگهبان درو باز می کنه و از خونه خارج میشم.

پشت چراغ قرمز میزنم روی ترمز چراغ سبز میشه و حرکت می کنم سمت شرکت.

وارد شرکت میشم همه سلام می کنن و من به تکون دادن سر اکتفا می کنم.

وارد اتاقم میشم ساشا پشت میز نشسته بود.

کتمو آویزون می کنم روی چوب لباس و میشینم روی صندلی.

__از اینجا تهران زیر پاته

پرونده ای که منشی گذاشته بود و برمیدارم

اینو که دیروز نگاه کردم.

تلفن و برمیدارم و میگم بیاد پیشم.

تقه ای به در میزنه و وارد اتاق میشه.

_خانوم احمدی اینو که من دیروز امضا کردم چرا دوباره روی میزمنه؟

خودکار تو دستشو فشار میده

ببخشید‌ فراموش کردم بردارم

دهن باز می کنم تا مواخذش کنم که ساشا دخالت می کنه

اشکال نداره برو بیرون

باترس پرونده رو برمیداره و از اتاق خارج میشه

_چرا تو هرکاری خودتو دخالت میدی؟

با دستش اشاره می کنه که یعنی برو بابا

 

پیشنهاد می شود

رمان ملکه مصر | Ariyana کاربر انجمن یک رمان

 

دانلود رمان