دانلود رمان دیدبان ذهن جلد ۱ اختصاصی یک رمان

 

didebane zehnnegahdl - دانلود رمان دیدبان ذهن جلد 1 اختصاصی یک رمان

 

خلاصه :

دانلود رمان دیدبان ذهن جلد ۱ اختصاصی یک رمان داستان از جایی شروع میشه که پوپک شخصیت اصلی داستان دچار خواب هایی میشه . خواب هایی که مربوط به خودش نیست. ولی کاملا ملموسه. دنبال کار می گرده که به کمک یکی از آشنایان میتونه به شرکتی راه پیدا کنه.شخصیت دوم محمد: همیشه چشم های دختری رو میتونه ببینه و قدرت دیگری هم که

نام : دیده بان ذهن ( جلد ۱ )

نویسنده : sepeedeh

راوی:اول شخص
نقل قول:دو نفر. ۱-پوپک ۲-محمد
سبک:فانتزی داستان تخیلی و عاشقانه و …

داره اینه که صدای افکار دور و بری هاشو به راحتی میشنوه که این براش دردناکه. طی یه سری اتفاقاتی بالاخره میتونه صاحب چشمایی رو که همیشه می دیده پیدا کنه اما…..ازاین رمانهای تخیلی شبیه رمان بازگشت و راه حل

صفحه ی اول رمان:

اه طبق معمول بازم مزاحم همیشگی ! با صدای داد و فریاد چکاوک بیدار میشم.

ای خدا آخه کی گفته این صداش قشنگه؟!کی گفته اسمش چکاوکه باید بخ و نه! من کی از دست این زلزله راحت میشم؟! یه لحظه مخم هنگ کرد. من چرا انقده زر زرو شدم؟!

با کشو قوسی که به تنم میدم از تخت میام پایین اصلا به اطرافم نگاه نمی کنم. چون اگه فقط نگاهم به خرت و پرت های اطرافم بیوفته اعصابم خط خطی میشه.

اتاق منو چکاوک مشترکه.تعدادمون زیاد نیست یه خانواده ی چهار نفره ، من ، چکاوک ، مامان و بابا . ولی از اونجایی که خ و نمون یه نمه کوچیکه ولی خدا رو شکر دلمون به همون اندازه بزرگه، منو این صدا قشنگ تو یه اتاق همدیگرو تحمل میکنیم.

خواهر خوبیه ولی گاهی اوقات شلختگیش از حد خارج میشه ، اونوقته که نمی تونم تحمل کنم.

یه راست میرم طرف دستشویی و نگاهی از تو آینه به خودم میندازم. چشم های قهوه ای تیره که به مشکی میزنه .ابروهای پر و کمونی ،لب هامم نه تو پرن و نه نازک، معمولین. چشمامم کشیدست وقتی به قول چکاوک خبیث میشم مثل گربه ها میشه موهای صاف تا کمرم .کم کم دارم اول صبحی خودشیفته میشم.

 

قسمت دانلود

دانلود رمان