دانلود رمان روح

 

دانلود رمان روح

خلاصه:
رمان در مورد یک مادر و دختره که به یک عمارت متروکه می روند و اونجا با یک روح رو به رو می شوند زندگیمون داشت خوب پیش میرفت حتی بدون پدرم ,تا اینکه مادرم شغلشو از دست داد و تصمیم گرفت که برای مدتی به عمارت قدیمیه پدرِ, پدر بزرگش که من تا به حال ندیدیمش و کوچیک ترین اطلاعی درموردش ندارم بریم تا از شر اجاره

خونه خلاص بشیم و در اونجا بتونیم با هزینه کم تری زندگی کنیم

اونم تنهایی توی گوشه ای از یک روستای دور افتاده !
خب من هم موافقت کردم و فکر کردم برای یک تابستون بد نیست

زود تموم میشه تازه با تعریف و تمجید هایی که مادرم
میکرد, فکر میکردم قراره با یک قصره با شکوه پر از خدمه رو به رو بشوم

تا اینکه توی ماشینِ مادرم نشستیم و بعد از ده
ساعت رانندگیش توی جاده های پیچ در پیچ به یک عمارتِ متروکه.وسط ویک

جنگل سرد رسیدیم مادرم با هیجان خاصی
گفت : بالاخره رسیدیم.
و از ماشین پیاده شد به سمت در اهنی و مشکی رفت که از پشت میله

هاش میشد عمارت را دید , با دسته کلیدی بزرگ
قفل در را باز کرد و در سمت راست را به جلو حل داد و بعد در سمت چپ ,

سوار ماشین شد دست هایش را به هم مالید و
گفت : وای چقد سرده .
وارد حیاط عمارت شدیم و من پیاده شدم دور تا دور عمارت دیوار های بلند

و سفیدی بود و خود عمارت نیز دیوار های سفید
و رنگ و رو رفته ای داشت که بعضی از قسمت هایش از پیچک های خشک

شده پوشیده شده بود زیر لب گفتم : مثل قلعه
ی ارواح میمونه .
مادرم از پشت سر داد زد : آیدا بیا کمک چمدونا رو برداریم .

پیشنهاد می شود

رمان سلاطین اغواگران | ASIL کاربر انجمن یک رمان

این مطلب را به اشتراک بگذارید