دانلود رمان سرنوشت آتنا 

 

 دانلود رمان سرنوشت آتنا

 

خلاصه :

دانلود رمان سرنوشت آتنا داستان درباره دختری به اسم آتناست که ازطرف عشقش طرد شده وبرای ادامه تحصیل به تهران میره……و اونجا اتفاقاتی میفته که مسیر زندگیش رو عوض میکنه….چه اتفاقاتی در راه است؟ آتنا میتونه سرنوشتش اونجور که میخواد عوض کنه؟

موضوع عاشقانه

نام رمان : سرنوشت آتنا

نویسنده : غزاله ۷۱

با این که می خورد راحت از مادرم ده- پونزده سال بزرگتر باشه،

ولی عجیب خوش تیپ بود، یه کت زرشکی پوشیده بود و یه دامن مشکی میدی،

جلوی موهاش رو هم به حالت بانمکی بیرون ریخته بود، جوراب پارازین

مشکی نازکی هم پوشیده بود که مثلا حجاب پاهاش باشه، حالا مادرِ من… بذار نگم اشکم در اومد.

مامان رو به من گفت: 

– خانوم خطیبی صاحبخونه هستن.

لبخند پهنی زدم وگفتم: 

– خطیبی! باید مال طرف های نور باشین نه؟!

لبخندش خشک شد و با سردی گفت: 

– آره

و سریع نگاهش رو از من گرفت و با تعارفِ مامان رفتن طرف آشپزخونه.

شونه هام رو بالا انداختم و برگشتم توی اتاق و رو به کامران گفتم: 

– تو می خوای بری، برو. بقیه کارها جابه جا کردن چیزهای کوچیکه، بابا میاد باهم از پسش برمیایم.

کامران از ته دل ذوق کرد و حتی یه تعارف کوچیک هم نکرد و گفت: 

– پس من می رم، کاری داشتی باهام تماس بگیر.

و خداحافظی کرد و رفت. از این فرصت که مامان با خانوم خطیبی

سرگرمه استفاده کردم و رفتم سر وقت وسایل های خودم و کارتون کتاب هام رو گرفتم و بردم توی اتاقی که برای خودم مشخص کرده بودم و در اتاق رو هم باز گذاشتم تا اگه مامان صدام کرد بشنوم.

قسمت دانلود

این مطلب را به اشتراک بگذارید