دانلود رمان سنت شکن نوشته الناز محمدی

دانلود رمان سنت شکن نوشته الناز محمدی

خلاصه داستان: به روزهای کهنه که برمی گردی ردپایی از اشتباهات می

بینیم. اشتباهات کوچیک وبزرگی که گاهی سایه اش تا ابد دنبالمون

میاد.درست مثل سایه ی مرگ سرد و وحشت آور… قصه ی یک زن،یک

مرد،یک کودک ویک قوم تکرار میشه. هرکس به دنبال حرمت خودش می

دوه.یکی حرمت دل ودیگری حرمت خون و هم خونی… یک قصه ای که

ساده شروع میشه. ساده رو این روزها شاید طور دیگری باید معنا کرد.

چون سادگی و بغض ودلتنگی همراه هم میاد. دو روایت داریم از دوزمان که سپری شده و درحال سپری شدنه اما نقطه ی اتصال این اتفاقات گذشته ودرحال گذر زندگی و آینده رو شکل میده. اتفاقاتی که حقیقت ها رو باز میکنه.چشمها رو بینا می کنه و می بینیم که هر سنتی حق نیست و …” قسمتی از داستان: آفتاب مثل شمشیری آبگین شده ؛ تیغ تیزش را به رویش می کشید اما هنوز چشمهایش خیره به مسیر قدم هایی بود که حتی رد پایش راجا نگذاشت . رفت. بی مکث. پرشتاب. بی رحم .. یخ زد میان جهنم داغی که گاهی نفس ها را به گرو می گرفت ، اما حالا… چه کسی معنای سوختن میان جهنم را می فهمید؟ شاید آن روایاتی که از زبان جهنم شعله می کشید ، از همین یخ زدگی ها بود. می سوزاند.درعین منجمد کردن می سوزاند.می برید.می کشت . غارت میکرد… . قدمی عقب کشید و چرخ خورد. صداها درگوشش تکرار شد. فریادها … تهدیدها ولی نه یک صدا بلند تر بود. کُشنده تر بود. بی رحم تر بود. همان صدایی که زمزمه کرد وقلبش رابه تپیدن انداخت، همان صدا نبضش را هم غارت کرد.مردمک چشمهایش لرزید. بغض درتمام تنش پیچید. سینه اش جوابگو نبود.درد داشت. این زخم درد داشت.حتی بیشتر در 
قسمت د انلود