دانلود رمان سنگ قلب مغرور ⭐️

میخوام بنویسم از یه جفت دل که گشتنو گشتن تا به هم رسیدن شاید هیچ کودوم به ته خط فکر نمیکردن داستان من ماله یه جفت دله که فاصلشون از اینجا تا آسمونه یه دل که دریای محبت و از خود گذشتگیهو دلی که سراسر غرور و سرد و نفوذ ناپذیر مثل سنگ…..عشقولانه ..کل کلی…پایان خوش

اهل اصلاح نبودم. درواقع موهای صورتم درواقع بیشتر پرز بودند
تا مو . منم از خداخداسته بی خیالشون شدم.
اصلا برام مهم نبودن خیلی وقته زیاد به تیپم نمیرسم .
صورت تقریبا گردی داشتم که تو پره.بینی کشیده و کمی پر،
اما تو ذوق نمیزد خدارو شکر!همیشه از لبام

میومد چون هم کوچیک بودم هم قلوه ای یعنی یه کلام خواستنی!

هر روز وقتی روبروی آیینه میشینم اینارو مرور میکنم و دست آخر

یه خدارو شکر میادروی زبونم اما بعد گفتنش

چشمام بارونی میشه مثل الان!

حاضر بودم تمام زندگیمو ، تمام اونچه که دارم الان بدم ولی بشم

 

دانلود رمان سنگ قلب مغرور

دانلود رمان سنگ قلب مغرور

 

مهرای سه سال پیش دختری که خنده هاش

ار اعماق وجودش بود.دختری که بند بند وجودش به باباییشو به نگاه گرم

مامانیشو به خندهاو شوخیهای

خواهرو برادرش وصل بود. سه سال پیش توی تصادف از دستشون

داده بودم.چرا باید توی اون سفر لعنتی من

پیش خوانوادم نباشم که الان مجبور باشم تنهایی این زندگی رو تحمل کنم؟

چرا هنوز زنده ام؟چرا هنوز نفس میکشم؟ چرااا؟

آره چکید.بالاخره قطره اشکی که هر روز سهمیه

این آیینه و اتاقه غلت خورد از چشمام افتاد.

حالا آروم شدم. حالا باید بگم خداجون شکرت. تو ازم همه زندگیمو گرفتی

اما خودتو نمیونی ازم بگیری .پس هنوزم میخندم . میگم عاشقتم.

مستقیم خورشید رنگشون خیلی روشن میشه . نمیدونم چرا؟ولی میشدند دیگه!

ابروهای تقریبا پهن و کوتاهی داشتم جالبه هر کسی که میدید فکر میکرد که کوتاهشون کردم ولی من حتی بهشون دستم نزده بودم. همینجوری مرتب و تمیز و البته کوتاه بودن.

وموهای قهوه ای روشن حالت داری داشتم که بلندیش به روی باسنم میرسیدو موقع حموم باید قبلش حسابی عزا میگرفتم واسه ی شستنشون اما خب بعد از خشک کردنشون کلی ذوق مرگ میشدم از داشتنشون!

اهل اصلاح نبودم. درواقع موهای صورتم درواقع بیشتر پرز بودند تا مو . منم از خداخداسته بی خیالشون شدم. اصلا برام مهم نبودن خیلی وقته زیاد به تیپم نمیرسم .

صورت تقریبا گردی داشتم که تو پره.بینی کشیده و کمی پر،اما تو ذوق نمیزد خدارو شکر!همیشه از لبام خوشم میومد چون هم کوچیک بودم هم قلوه ای یعنی یه کلام خواستنی!

هر روز وقتی روبروی آیینه میشینم اینارو مرور میکنم و دست آخر یه خدارو شکر میادروی زبونم اما بعد گفتنش چشمام بارونی میشه مثل الان!

حاضر بودم تمام زندگیمو ، تمام اونچه که دارم الان بدم ولی بشم مهرای سه سال پیش دختری که خنده هاش ار اعماق وجودش بود.دختری که

 

منتشر شده توسط :REZA_M در 201 روز پیش

بازدید :6782 نمایش

برچسب ها : , , , , , ,

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نام رمان:سنگ قلب مغرور

نویسنده

نویسنده:asiyeh69

ژانر

موضوع:عاشقانه،اجتماعی،کل کلی

طراح

طراح:PARISA_R

تعداد صفحات

تعداد صفحات:800



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 21 )


  1. آیدان گفت:

    عـــــــــــــــــــــالی مرسی خیلی زیبابوددددددد……

  2. رضوان گفت:

    شماهایی ک اومدین گیر ب رمان بقیه میدین و اسمش و نقد میذارین۸ خودتون میگین رمان رمان یعنی تخیل وقتی یه رمان اینقد تصویر سازی خوبی داره معلومه نویسندش خیلی خوب بوده شماها هم برید خودتون رمان بنویسید بعد اینجوری نقد کنین….رمانت عالی بود عزیزم من خیلی زیاد رمان خوندم کلا دوتا رمان این با یکی دیگه تونست من و اینقد جذب خودش کنه ک دوس داشته باشم دوباره بخونمش همینجوری ادامه بده…

  3. فروغ گفت:

    واقعا لذت بردم واقعا دوست داشتم. یه عاشقانه قشنگ و عالی. دست مریزاد . ای کاش میشد چاپ بشه. ای کاش میشد فیلمش ساخته بشه. ادامه بده به نوشتن این قلم باید حالا حالا ها بنویسه و خونده بشه. مشتاق رمان های بعدیتون هستم. ممنونم

  4. ?SHAMIM? گفت:

    عالیییییییییییییییی بود من خیلی رمان خوندم اما این…??????

  5. ?SHAMIM? گفت:

    عالیییییییییییییییی بود

  6. Mozhgan گفت:

    خیلی عاااااااالی بود مرسی ازنویسنده?…

  7. Mozhgan گفت:

    این نویسنده دیگه چه رمان های نوشته ؟؟؟؟؟

  8. فرزانه گفت:

    سلام من عاشق این رمان هستم واقعا قلم شیوا و قوی داره
    اگه میشه رمان های دیگه این نویسنده رو به من معرفی کنید
    ممنون

  9. غزاله گفت:

    رمان بینهایت آبکی ،بدون فکری بود
    تو هر قسمتش آدم میگفت آخه مگه همچین مسخره بازی ای هم میشه
    ماشالله همه هم عاشق دختره میشدن
    یعنی افکار یه دختر ۱۵ ساله از این زمان بالغ تره
    حتی دلیل برای رابطه اول خیلی مبتدی و ضایع بود
    کمی فکر برای نوشتن بد نیست
    نویسنده زیادی فیلم ترکیه ای دیده علی الخصوص سریال هزارویک شبش

  10. مصطفی گفت:

    رمانش حرف نداره خیلی باحاله باید به نویسندش آفرین گفت

  11. لی لی گفت:

    یه جاهاییش خیلی دور از واقعیت بود.مثلا اینهمه فداکاری و از پس انداز و خونه و خودش بخاطر مامان بزرگ دوستش گذشتن؛اونم یه دختر تنها که هیچ پشتوانه ای نداره خیلی غلوامیز و بیشتر حرص دربیار بود.و اینکه از زبان دونفر بود من دوست نداشتم.

  12. غزال گفت:

    کسی اگه دنبال رمانای چرت و عاشقانه ی چرت تر و اتفاقات چرت تر از همه میگرده این رمانو بخونه …

  13. wizerd گفت:

    من قبلا این رنمان رو خوندم
    اگر چه که خیلی ایراد ها داشت و نسبتا ابتدایی بود اما قلم خوبی داشت و برای یک بار مطالعه سرسری برای وقت کشی بد نبود.
    میتونست خیلی بهتر بشه و واقع گرایانه تر.
    در هر صورت امیدوارم نویسندش موفق باشه و بتونه رمان های بهتری ارائه بده

  14. رویا گفت:

    از بهترینهای هست که برام تکراری نمیشه

  15. ساریسا گفت:

    چندش اور تریننننن رمانی که به امرم خوندم اه اه اه اه
    واقعا که یه کم فکر کنین بعد نظر بدین ادم بی خودی اینترنت مصرف نکنه😡😡😡😡😡😡

  16. tara گفت:

    mishe ye roman shbih in moarefi konin

  17. sahel گفت:

    معمولا وقتی میخام رمان بخانم میام نظر هارو نگاه میکنم ببینم راضی بودن حالا من میرم دانلود میکنم قشنگه باشه بهتون میگممم بریممممم رمان خاندننن

  18. Asiyeh69 گفت:

    الان نمیدونم بخونمش یا نه😂
    نصف تون گفتین عالی
    نصف تون هم راضی نبودین

  19. مدا گفت:

    واقعا نمی دونم به این نویسنده ها چی بگم .ایراداشو الان میگم.
    ۱.اینکه تو این رمان دخترارو ضعیف نشون داده که مردا برای احساسات و وجود دختر ارزش قایل نیستن و این از نظر من دختر خیلی خیلی بد و ازار دهندس
    ۲.چرا وقتی دختره پول داره و خانواده ش هم پولدارن حاضر شد همچین کار زننده ای کنه اخه کی حاضره همچین کاری کنه؟
    ۳.و اینکه حرفای دختره اصلا خنده دار نبود که بقیه از حرفاش ریسه میرفتن
    توی این رمان از یه پسر مزخرف و روانی و یه دختر لوس و مسخره گفته بود
    من اصلا از این رمان خوشم نیومده و طوسیه میکنم نخونین .واسه نویسنده هم متاسفم برای این اثر مزخرفش.
    😒😒😒

  20. M.P.Peace گفت:

    واقن از نظر من جزو رمان هایی بود که فوق العاده نوشته شده بودن
    ولی خب مطمئنا من نمیتونم نظر اون کسی رو که از تین رمان خوشش نیومده عوض کنم فقط میتونم بگم که یکم فقط یه کوچولو به نظر بقیه توجه کنه و اینکه اگر خودتون رمانی مینوشتید آیا از تین لحن تند و زننده منتقدانتان خوشحال میشدید
    کتاب فوق العاده ای بود اما خواهشا یکم دختر هایی با شخصیت قوی تر بسازید یه دختر مغرور و در عین حال خجالتی