دانلود رمان طوفانی تر از دریا

 

9jhz طوفانیقق - دانلود رمان طوفانی تر از دریا

 

 

خلاصه:

 دانلود رمان طوفانی تر از دریا  یک دختری به اسم دریا… روزی که مثل همیشه توی یه روز برفی میزنه بیرون از خونه…با کسی روبرو میشه که هیچ وقت فکر نمیکرد اینقدر براش با اهمیت بشه…..همه با هم دیگه خندیدیم.. کیارش یه بشکن زد و به من اشاره کرد.. کیارش: خودش بود بابا.. دستگیرش کنم؟؟
بابا: نه چون دخمل بابا بود ایراد نداره..

از جام بلند شدم و یه قر کمر اومدم و دو دور، دوره کیارش چرخیدم..
یک – صفر.. به نفع کی؟؟
کیارش: من!!
نخیرم.. این دفعه ریاضیت اشتباه جواب داد.. یک صفر به نفع دریا خانم خوشگل!!
کیارش: قربون اعتماد به سقفت!!
قربونم شی پسرم..
کیارش: ننه..
ادای پیرزنا رو در آوردم و گفتم: جونم ننه؟؟
کیارش: چقد تو ریاضیت خوبه با این سنت؟؟
با دستم یکی زدم پس گردنش و گفتم: اِی بی ادب.. کور شی..

دانلود رمان طوفانی تر از دریا

من درسم از بچگی خوب بود.. رو نکردم که ریا نشه ننه!!!
همه خندیدیم و مثل آدم نشستم و روی صندلی و شروع کردم به شیرینی خوردن..
کیارشم اومد کنارم نشست و اونم داشت میخورد که تلفن خونه زنگ خورد..
پروانه دوئید رفت و تلفن رو داد به مامانم..
مامان: سلام..

مامان: چند لحظه صبر کنید گوشی رو بدم دست باباش!!
با تعجب به مامانم نگاه کردم و بعدش به کیارش که با اخم به ظرف شیرینیش
خیره شده و با پاهش داره ضرب میگیره.. مامانم رفت در گوش بابام یه چیزی
گفت و دوتایی رفتن سمت اتاق کار بابا.. یه طعنه به کیارش زدم و دیدم توجه
نکرد..
نوشین.ک طوفانی تر از دریا
کیارش.. قضیه چیه؟؟
کیارش یه نگاه با خشم بهم کرد و گفت: نوید خان..
چشمام تا سر حد مرگ باز شد.. چی؟؟
چرت چرا میگی؟؟
کیارش: چرت نیست.. قراره آقا با خونواده گرامیشون بیان خواستگاری..
چی؟؟ خواستگاری؟؟؟ برای کی؟؟
کیارش: برای من، نکنه الان فکر کردی منم دخترم؟؟.. خب میخوان بیان خواستگاری خانم..
به من اشاره کرد..
به خودم اشاره زدم و گفتم: من؟؟
کیارش: بله با اجازتون..

دانلود رمان