دانلود رمان عشقم را باور کن

 

دانلود رمان عشقم را باور کن

خلاصه رمان :
درباره پسر دانشجویی به نام بهراد که برای گرفتن حق و حقوق مادرش که چندین سال خدمتکار یک خانه است به عنوان یک عاشق دلباخته وارد زندگی دختر کوچکتر خانواده(یاسمین) میشود تا در آخر تمام اسناد و ثروت آن هارو به نام خود و مادرش کند اما در این بین اتفاقات زیادی می اوفتد که بعد از ماه ها بهراد نظرش درباره یاسمین تغییر میکند و به تدریج واقعا عاشق یاسمین میشود ، اما….

با خنده گفتم:
حالا کارت رو بگو که بدجوری اعصابم قاراشمیشه . –
کی قاراشمیش نبوده؟
هانیییییی! خفت می کنما، زود کارت رو بگو .
باشه، باشه… خواستم بگم امروز با بروبچ قرار داریم بریم بیرون. پایه ای؟
ساعت چند؟
حول و حوش دو و نیم. واس ناهار، همه هم مهمون مهتابیم .
جدی؟ خب پس. حالا که اینجوریه میام.
خسیس !
هههههه !
مرض! دو و نیم بیا سرکوچه تون!
اوکی! بای !
بای !
۳
گوشی رو روی تخت پرت کردم. جلوی آیینه رفتم و نگاهی به سر و وضع ژولیدم انداختم. به قدری خنده دار شده بودم که حد نداشت. شونه رو
برداشتم و مشغول شونه کردن موهای ژولیدم شدم .
یاسمین جان! خانومی! ساعت یازدهه! بیدار شو بیا صبحانه بخور !
جانم گوهربانو! بیدارم. الان میام .
باشه عزیزم .
موهام رو شونه کردم و با کلیپس جمع شون کردم. از اتاق بیرون اومدم و بعد از شستن دست و صورتم پایین رفتم .
به به! بالاخره بیدار شدی !
بعله !
بیا بشین تا برات چایی بریزم .
دست شما درد نکنه .
سرت درد نکنه .
لبخندی زد و همونطور که چایی رو جلوم می ذاشت، گفت :
راستی! یه خبر خوش .
چی؟
بهراد زنگ زد گفت راه افتاده. یکی دوساعت دیگه تهرانه .
یه لقمه برای خودم گرفتم .
واقعاً؟! چقدر خوب، به سلامتی .

پیشنهاد می شود

دانلود رمان معاون (جلد دوم رمان شانزده سال فکر سیاه)

 

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید