دانلود رمان عشق مساوی دردسر ⭐️

دختری که به طور ناخواسته، با پسری توی فرودگاه که برخورد بدی باهاش داشته آشنا میشه و از قضا میفهمه پسر عمشه ! کم کم عاشق هم میشن.ولی بعد از عروسیشون توی ماه عسلی که قرار بود بهترین مسافرت عمرشون باشه اتفاقی میفته که همه چی بهم میریزه

با بیشترین سرعت ممکن لباس هام رو پوشیدم و از حمام نازنینم  بیرون زدم.

بدون اینکه نگاهی به سر و وضعم بکنم سریع از اتاق خارج شدم و سمت اتاق

شهریار رفتم. می خواستم ببینم حاضر شده یا نه .

چون مامان گفت سر ساعت هشت حاضر باشیم. ول من تازه که ساعت

یک ربع به هشت شد، از حمام بیرون زدم.یک در

کوچولو زدم و  سرم رو داخل اتاق بردم. شهریار جلوی آیینه ی قدی اتاقش

ایستاده بود و داشت دکمه های پیراهنش رو می بست..

«حاضری؟ای بترکی چی می شه مثل یک پسر حاضر بشی؟

همیشه ده دقیقه جلوتر حاضره.خرس گنده» 

رفتم داخل اتاق و شروع کردم : 

«ببین شهریار می ری پایین سر مامان رو یکم گرم می کنی تا حاضر بشم .باشه؟»

 

دانلود رمان عشق مساوی دردسر

 

دانلود رمان عشق مساوی دردسر

 

 

شهریار با چشم های گرد شده و متعجب زل زده بود به من .صداش زدم : « شهریار» 

جواب نداد وفقط با چشم هاش از بالا به پایین و برعکس به من نگاه می کرد.د

و بار دستم رو جلوی صورتش تکون دادم .وا اصلا داداش ما هم خل بود ها

کم کم داشت عصبیم می کرد .یهو خیلی بلند و با عصبانیت اسمش رو زدم :« شهریار» 

اونم اول به چشم هام نگاه کرد و بعد پقی زیر خنده زد.حالا نخند کی بخند.

یه جوری می خندید انگاری واسش یک جوک خیلی باحال تعریف کرده باشن..

«می شه بگی به چی می خندی؟»

سریع دستش رو بالا آورد  و به سر تا پام اشاره کرد و مثل جت از اتاق زد بیرون .

هه هه هه رو آب بخندی پسره ی خل و چل. دیوانس بابا

 

پیشنهاد می شود

رمان آپاندیس | بهار قربانی

رمان بوی غریب عشق | فائقه حسینی

رمان رهاورد سهو | A.F.KH 

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نام رمان: عشق مساوی دردسر

نویسنده

نویسنده:فائزه

ژانر

موضوع:عاشقانه ،کل کلی

طراح

طراح:فرزانه رجبی

تعداد صفحات

تعداد صفحات:663

اندروید

دانلود فایل apk

پی دی اف

دانلود فایل pdf



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 6 )


  1. Sarina گفت:

    سلام و عرض خسته نباشید به نویسنده
    رمان قشنگی بود ولی میتونست خیلی بهتر باشه.
    درکل موضوع متفاونی داشت و کمی غیر قابل پیش بینی بود.

  2. atia گفت:

    رمان خوبی بود ارزش خوندن داشت از اون رمان های ابکی نبود خواشکر اخرش هم خوب بود اما بهتر میتونست باشه در کل موفق باشی عزیزم

  3. آتنا گفت:

    رمان خیلی قشنگی بود ولی خیلی خوب میشد یکم ادامه شد وای در کل خوب و زیبا بود ممنونم

  4. پویا گفت:

    واقعا رمان بی نهایت عالی بود واقعا دست نویسنده درد نکنه عالی بود رمان فقط ایرادی که داشت آخرش یکم از بعضی جاها زده بود و تقریبا میخواست خلاصه کنه ولی اصلا تو عالی بودن رمان تاثیری نداره. دلم میخواد نویسندرو ماچ کنم دمت گرم.

  5. نازی گفت:

    سلام
    رمان خوبیه
    ولی چقدر با لحجه نوشته شده
    فکر کنم نویسنده خراسانی باشه

  6. Fatemeh8rf گفت:

    خیلی خوب بود
    هم طنزش هم عاشقانه هاش
    من خیلی دوست داشتم
    دست نویسنده درد نکنه