دانلود رمان قصر متروکه ی خون آشام جلد دوم ⭐️

امروز،۱۵ دسامبر است و سال روز های سردش را سپری می کند؛چیزی به شروع کریسمس نمانده است.اما عجیب است که اینجا هم آن را جشن می گیرند!دیروز خانم بنت با صدای بلند و البته ترسناکش،به همه درباره ی برنامه های کریسمسش توضیح  می داد:هرتنبلی و کم کاری که تا امروز کرده اید،

دیگه تمومه! از فردا باید سخت کار کنید؛همان طور که میدونید کریسمس نزدیک شده

و ما توی قصر یک جشن مفصل داریم.

شما باید کل قصر را تزئین کنید و تدارکات دیگر را انجام بدید و…. لوسی!(Lucy)

لوسی،دختری شوخ طبع بود که با وجود این همه مشکلات، توانسته بود

خودش را با اینجا سازگار کند؛اما با این وجود،با هر حرفش دردسری جدید

برای خود می آفرید! او آرام مشغول حرف زدن با بغل دستی اش بود

و نخودی می خندید.خانم بنت به سمت او رفت و محکم گوشش را کشید

 

دانلود رمان قصر متروکه ی خون آشام جلد دوم

 

دانلود رمان قصر متروکه ی خون آشام جلد دوم

 

او بلند تشر زد: دختره ی احمق خل و چل!چند بار باید به تو گوشزد کنم که

وقتی من حرف می زنم باید  اون دهنت رو ببندی و خفه شی؟

لوسی با استرس لبخندی زد و گفت:سعی کردم خفه شم،اما نشد!راستش

نتونستم نفسم رو بگیرم،چون  آخرش داشتم خفه می شدم!

خانم بنت بیشتر گوشش را کشید و داد زد:اگه فقط یک بار دیگه،فقط یکبار دیگه تو

حرفم بپری،با دستای خودم زبونت رو می برم و خوراک گرگ ها می کنم،فهمیدی!

–‌فهمیدم خانم بنت،قول میدم…یعنی…یعنی سعی می کنم دیگه حرف نزنم.

خانم بنت لوسی را هل یا به تعبیر دیگری،او را روی یکی از دخترها پرت کرد و با

صدای بلند ادامه داد:خوبه! از فردا کارها رو شروع می کنیم.البته

یک موضوع مهم دیگه هم هست که باید بدونید.

 

پیشنهاد می شود

دانلود رمان همخونه شیطون من

 رمان شهر سنگی | نرگس میرعارفین(نورا)

رمان زان دَم که دیدمت | میم_سین 

دَردْمآن | افسانه نوروزی

منتشر شده توسط :REZA_M در 332 روز پیش

بازدید :2478 نمایش

برچسب ها : , , ,

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 3 )


  1. مانلی گفت:

    رمان قشنگی هستش درضمن دوستان هرکسی ممکنه نظری داشته باشه من این رمان را از دیدگاه خودم دوسش داشتم واز نویسندش تشکر می کنم

  2. fatemeh619 گفت:

    خوشگله فقط جلدسوم نوشته شده اسمش چیه؟از نویسنده بابت نوشتن این رمان زیبا تشکر میکنم🌹🌹🌹

  3. جمجمه خندان گفت:

    واقعا رمان قشنگیه.
    نه اینکه هیجان انگیز باشه ،یه روال خیلی عادی و آرومی داره ،از اون دسته کتاب ها که دوست دارم قبل از خواب بخونم.
    nice