دانلود رمان قصر متروکه ی خون آشام ⭐️

1 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 5 (1 کل رای ها )
ratingsLoading...

خلاصه:

دانلود رمان قصر متروکه ی خون آشام ربکا کمی از این حرف تعجب کرد و آلیس نمیخواست بیش از این او را منتظر بگذارد. درباره ی دخترمه،ماریا سپس همه چیز را برای او تعریف کرد،از نگاه های بد جی گرفته تا چشم چرانی ها و حرف هایش برای او گفت،در تمام مدت ربکا با دقت به حرف هایش گوش میداد و در بعضی لحظات از روی تعجب

ابروانش را بالا میبرد. وقتی آلیس حرفش را تمام کرد گفت:نمیدونم این

درخواستی که ازت میکنم درسته یا نه اما امیدوارم بخاطر دوستت که چیزی به مردنش نمونده درخواستش رو قبول کنی،بعد از مرگ شوهرم،ماریا تمام زندگیه منه و من نمیتونم بدبختیش رو ببینم.

ادامه دادن حرف ها برایش سخت شده بود چون بغضی بزرگ در گلویش نشست

ولی با سماجت ادامه داد:ازت میخوام ببریش،از اینجا دورش کنی نزار بمونه،من بهت اعتماد دارم

که مواظبشی این تنها خواهشمه…دیگر نتوانست حرف بزند،گریه کرد و اشک هایش

از گونه های چروکش جاری شدند. ربکا با ناراحتی به او نگاه کرد صورتش مانند کسانی بود که میخواهند بزرگترین تصمیم عمرشان را بگیرند،اما بعد از چندلحظه صورتش مصمم بود،شانه های آلیس را گرفت و به او گفت:گریه نکن..باشه میبرمش با اینکه میدونم کار سختیه ولی انجامش میدم قول میدم..
آلیس از خوشحالی در پوست خود نمیگنجید: جدا؟

اره عزیزم،فقط بگو کی جی میخواد بیاد جوابشو بگیره؟

پس فردا صبح 

-خب پس فردا نصف شب ماریا رو بیار حاشیه جنگل من اونجامنتظرتون میمونم،
الیس تو میتونی بهم اعتماد کنی،من بهت اینوثابت میکنم…

 مامان ما الان داریم کجا میریم؟ ماریا این سوال را چندبار تکرار کرده بود،اما جوابی از مادرش دریافت نکرده بود.

-مامان اگر نگی کجا داریم میریم ادامه راه رو همراهت نمیام.

دانلود رمان قصر متروکه ی خون آشام

دانلود رمان قصرمتروکه ی خون آشام

 

 ماریا کنار یک درخت بلند ایستاد،خانم اسمالوود با دودلی به او نگاه کرد،در تمام روز با خود فکر کرده بود،آیا ربکا میتوانست از ماریا دربرابر جی محافظت کند؟یا اورا به کجا خواهد برد؟ایا جایش امن و امان خواهد بود؟ایا او میتوانست بازدخترش را ببیند؟او بلاخره به حرف امد: -میفهمی.

 او خوب میدانست این جواب برای راضی کردن ماریا کافی نیست.

-من الان میخوام بفهمم،وگرنه بقیه راهو نمیرم.

-باشه،باشه اومم یادته بهت قول دادم دست جی بهت نمیرسه؟

با این حرف رنگ از رخسار ماریا پرید ولی با تحکم جواب داد:آره… 

-الان میخوام به قولم عمل کنم.

 -واقعا؟ولی ما داریم کجا میریم؟

رمان ترسناک -میفهمی عزیزم میفهمی.. سپس از دوباره به سمت حاشیه جنگل به راه افتادند.
..دیگر چیزی نمانده بود که برسند که از دوباره شروع به حرف زدن کرد:ماریا تو تا حالا چندتا کتاب خوندی؟ ماریا از این سوال ناگهانی تعجب کرد ولی به روی خود نیاورد:خیلی…

-چه ژانرایی بودن؟ 

-عاشقانه،غمگین،پلیسی،ترسناک و تخیلی و.. 

-کتاب های ترسناک و تخیلی که خوندی درچه موردی بودن؟ 

-امم درباره ی ادم های ترسناک یا موجودات فضایی و اینجور چیزها. 

مکثی کرد:درباره ی خون اشام ها و گرگینه ها چی؟

 قدم های ماریا اهسته تر شدند. -نه،ولی دربارشون شنیدم و..میدونم که تخیلی اند.. اکنون انها به حاشیه جنگل رسیدند،خانم اسمال وود حدس میزد ربکا همین اطراف باشد،نفس عمیقی کشید:اگر بهت بگم همه ی اینا واقعین باور میکنی؟ احساس کرد که بدن ماریا یخ زده چون هیچ حرکتی نمیکرد. 

 

پیشنهاد می‌شود

خلاصه رمان بده اسم تحویل بگیر

رمان مستغرق | یکتا عنصری 

رمان بی‌شعوران | فاطمه پناهی

دانلود رمان این عشق مرد می‌خواهد

دانلود رمان همان همیشگی

رمان یاغی

منتشر شده توسط :REZA_M در 444 روز پیش

بازدید :10255 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

قصر متروکه ی خون آشام

نویسنده

مریم دغاغله

ژانر

ترسناک

طراح

نگار

تعداد صفحات

450

منبع

کافه تک

اندروید

دانلود فایل apk

پی دی اف

دانلود فایل pdf



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 15 )


  1. Sarina گفت:

    داستانی جذاب با قلمی زیبا در کل عالی بود اما می‌تونست بهتر باشه اما به نوبه خودش محشر بود با سپاس از نویسنده

  2. شایسته گفت:

    چرا انقدر کوتاه بود موضوعش واقعاً جالب بود حیف بود انقدر زود تموم شه هم نویسنده قلم زیبایی داشت هم موضوع جالبی رو انتخاب کرده بود فقط پایانش بد بود جلد دوم داره این کتاب؟ممنون میشم اگه جلد دوم داره معرفیش کنید ? سپاس

  3. پرشنگ گفت:

    به نظر میاد این رمان ادامه داره و نویسنده انگار از نوشتن بقیه رمان خسته شده و خواسته تمومش کنه

  4. masoud گفت:

    سلام اره داره قصر متروکه ۲ اسمشه

  5. Hana گفت:

    قلم نویسنده عالی بود ولی خیلی کوتاه بود !
    جلد دو داره این رمان ؟ اسمش چیه ؟

  6. مریم گفت:

    جلد دوم و سوم هم داره

  7. Shirin گفت:

    داستان کوتاه زیبایی بود اگر ادامه بده و تبدیل به رمان بشه عالیه

  8. مریم گفت:

    سلام این رمان ادامه داره جلد دوم و سومش توی کانال نویسندس

  9. کی درامر♡ گفت:

    بسیار زیبا

  10. نویسنده گفت:

    سلام خسته نباشید فصل سوم رمان رو کی میزارید

  11. مهلا گفت:

    سلام خسته نباشید فصل سوم رمان رو کی میزارید

    • REZA_M گفت:

      سلام
      ممنون از این که جلد های قبلی را مطالعه کردید و دنبال جلد سوم هستید هر زمان بیاد ما در اختیار مخاطبین خودمون قرار خواهیم داد

  12. Fatemehshahrokhi گفت:

    ترسناک بود؟؟؟؟اگه هست بخونم؟راستی من خیلی رمانا دیده بودم از اسم های خارجی استفاده می کنن بازم میگم مگه ما خارجی هستیم که اسم خارجی میزارید برای شخصیت هاتون خیلی اسم های ایرانی هست که صد برابر این خارجکی ها قشنگه
    لطف کنید اگه فرهنگ سازی نمی کنید فرهنگ از بین نبرید
    با عرض پوزش

  13. ناهید گفت:

    میشه لطفا اسم کانال نویسنده رو بگید

  14. تنور گفت:

    برو بابا،رمان حرف نداشت.

افزودن نظر