دانلود رمان لبه ی پرتگاه اختصاصی یک رمان

 

دانلود رمان لبه ی پرتگاه اختصاصی یک رمان

 

 

خلاصه:

دانلود رمان لبه ی پرتگاه این رمان درباره ی دختری به نام پریسا هست که شخصیت خیلی مهربون و پاکی داشت!! میگم داشت چون دست تقدیر اون رو به جایی رسوند که از اون شخصیتی بر خلاف قبلش ساخت پریسا به دختر شیطونی تبدیل شد که همه جوره سواری با هر ماشین باکلاس و مدل بالا و دور دور زدن با پسرا رو تجربه کرد.

رمان های دیگر ما:

نام رمان : لبه پرتگاه

نویسنده : teresa-n

پریسا به کاراش ادامه میده ( و تنها افتخارش اینه که دختره!!!) تا این که یه شب

دست سرنوشت دوباره اون رو روبروی آرش قرار میده پریسا که حالا عاشق

عرشیا شده میخواد که کاراش و کنار بزاره و با عرشیا زندگیه تازه ای رو شروع کنه اما قبل از جبران کاراش…..

چه خیالی، چه خیالی … می دانم
پرده ام بی جان است.
خوب می دانم،
حوض نقاشی من بی ماهی است.
بار خود را بستم،
رفتم از شهر خیالات سبک بیرون
دلم از غربت سنجاقک پر.

من به آغاز زمین نزدیکم
نبض گل ها را می گیرم
آشنا هستم با
سرنوشت تر آب، عادت سبز درخت
 نردبانی که از آن  
عشق
می رفت
 به بام ملکوت …
اهل کاشانم ، اما
شهر من کاشان نیست
نشهر من گم شده است
نه آهنگ پر از موج صدائی
من با تاب
من با تب
خانه ای
در طرف دیگر شب ساخته ام …
زندگی
بال و پری دارد با
وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه ی عشق …
زندگی چیزی نیست
که لب طاقچه ی عادت
از یاد من و تو
برود…
چه خیالی، چه خیالی … می دانم
پرده ام بی جان است.
خوب می دانم،
حوض نقاشی من بی ماهی است.
هر کجا هستم، باشم
آسمان مال من است
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است
چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچ های غربت؟
چشم ها را
باید شست
جور دیگر باید
دید …

منبع رمان» رمان لبه ی پرتگاه | teresa_n کاربر انجمن نودهشتیا

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید