دانلود رمان لجبازی اقابزرگ۱کامپیوتر

 

دانلود رمان لجبازی اقابزرگ1کامپیوتر

 

خلاصه:
دانلود رمان لجبازی اقابزرگ۱ تصمیم بزرگ آقا بزرگ همه را در بهت عظیمی فرو می برد. تلاش ها برای تغییر این تصمیم بی نتیجه می ماندو زندگی مریم و رضا در مسیر جدیدی قدم می گذارد…

پیشنهاد می شود

رمان اسمش رو سام گذاشتم (جلد دوم رمان فرزند خاموش) | Fatemeh.M

رمان عقیق فیروزه ای | فاطمه شکیبا(فرات)

رمان نبرد جاودانگی | Tannaz

خلاصه:
تصمیم بزرگ آقا بزرگ همه را در بهت عظیمی فرو می برد. تلاش ها برای تغییر این تصمیم بی نتیجه می ماند
و زندگی مریم و رضا در مسیر جدیدی قدم می گذارد…

دانلودرمان لجبازی اقابزرگ ن۱ نوشته شاهتوت کاربرنودهشتیابرای موبایل وکامپیوتر

اوایل فصل بهار بود و درختان و گل‌ها بال و برگ سبز زیبایی گرفته بودند.

میوه‌ها و خوشه‌ها عطری خاص را در باغ پدید آورده بودند که بوی خوشش مشام هر کسی را مست می‌کرد.

صبح بود خورشید نورش بر باغ می‌تابید و زیبایی دو چندانی را به فضای روشن باغ داده بود.

زمین پر از برگ‌های سبز فصل بهاری بود. گل‌ها شکوفه داده بودند و رویشی خاص را در طمانینه به وجود آوردند.

مردی جادوگر در این باغ سلطنت می‌کرد و محوطه باغ را متعلق به خود می‌دانست.

هر کسی هم بی اجازه در این باغ قدم می‌نهاد مرد با فربه ی خود آن‌ها را نابود می‌کرد

. نام این مرد جادوگر ثولن بود مردی زیبا و فریب کار که توانایی آنچنانی در سِحر و جادو داشت.

او در این سرزمین خدایی می‌کرد و سرزمین را فقط از آن خودش می‌دانست.

درختی تنومند در این باغ بود که قدمت آن بیش از هزاران سال بود و نوشته‌ای رمز آلود

بر آن هک شده بود و هیچ کس جز ثولن قدرت خواندن آن را نداشت. او همیشه

خود را برتر و بهترین می‌داند و خودش را در جایگاهی عظیم و مقام و منزلت بالایی تصور می‌کند.

آغازین رمان هیرکان:

 رمان هیرکان

در سر زمین سو وِژ

صبح بود. آفتابی سوزان تمام شهر را در بر گرفته بود و تمام روشنایی را به روز داده بود

آسمان از زیبایی نور خورشید می‌درخشید. ابرها در آسمان شکل زیبایی را پدید آورده بود.

ثولن در باغ بر کنار درخت تنومند و بزرگی نشسته بود که دور و اطرافش پر

قسمت دانلود

 

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید