دانلود رمان لمس خوشبختی

دانلود رمان لمس خوشبختی

 

دانلود رمان لمس خوشبختی

دانلود رمان لمس خوشبختی

 

خلاصه :

رمان راجع به دختریه که پدرش به علت قتل زندانه و دختر برای بیرون آوردن پدرش کاری می کنه که… پایان خوشمامان اخمی کرد و همون طور که ظرفارو جمع می کرد گفت:بعدازظهر برو خرید میری خونه این یارو سر تا پات باید نو باشه. فردا هم بهش بگو ببرتت خونشو ببینی که بریم سریع جاهازتو کامل کنیم.مامان مارو باش تو چه فکرایه، لباس نو می خوام چی کار یه کمد لباس دست نخورده دارم. به ناچار باشه ای گفتم و به

 

پیشنهاد می شود

دانلود رمان نفرین قرمز اختصاصی یک رمان

 

مقدمه:

ﺧﺪﺍﻳا …
ﺩﻟﻢ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺁﺩﻡ …
ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﭘﻴﭽﻴﺪﮔﻲ …
ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻜﻠﻒ …
ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻗﻔﻞ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻗﺼﺪ ﺑﺎﺯ ﺷﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﻥ …
ﻓﻘﻂ ﻛﻤﻲ ﺳﺎﺩﮔﻲ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ …
ﻭ ﺩﻟﻢ ﻛﺴﻲ ﺭﺍ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﻛﻪ ﻧﭙﺮﺳﺪ:
” ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ من هست “
ﻓﻘﻂ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺍﻧﺪﻛﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﻮﻳد:
” ﺣﻮﺍﺳﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ “
ﺩﻟﻢ …
ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ …
ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺿﻤﻴﺮ …
ﺩﻟﻢ …
ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ …
ﺩﺭ ﺣﺪ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺑﻮﺩﻧﺖ …
ﺩﻟﻢ …
ﻛﻤﻲ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ …
ﺁﺭﺍﻣﺸﻲ ﻋﻤﻴﻖ …
ﭘﺮ ﺍﺯ ﺣﻀﻮﺭ ﺗﻮ …
ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻮ …
ﻧﻔﺴﻬﺎﻱ ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪ ﺗﻮ …
ﺭﺍﺳﺘﻲ ﺧﺪﺍﻱ ﺧﻮﺏ ﻣﻦ …
ﺩﻟﻢ ﻫﻮﺍﻱ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﺭﺍ ﻛﺮﺩﻩ …
ﺩﻳﺮﻭﺯ ﺭﺍ …
ﻳﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ؟؟؟
ﻫﻮﺍﻱ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﺭﺍ …
ﺩﻟﻢ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ…
ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻢ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺗﻤﺮﻳﻦ ﻛﻨﻢ …
ﺩﻟﻢ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺜﻞ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻗﺎﺻﺪﻛﻲ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ …
ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺴﭙﺎﺭﻡ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ …
ﺍﻟﻔﺒﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻢ ﺧﻂ ﺧﻄﻲ ﻛﻨﻢ …
ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﻝ ﺷﻜﺴﺘﻢ ﻭ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺷﻜﺴﺘﻨﺪ …

ﻟﻢ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺜﻞ

ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻗﺎﺻﺪﻛﻲ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ …
ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ

ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺴﭙﺎﺭﻡ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ …
ﺍﻟﻔﺒﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻢ

ﺧﻂ ﺧﻄﻲ ﻛﻨﻢ …
ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ

ﺩﻝ ﺷﻜﺴﺘﻢ ﻭ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺷﻜﺴﺘﻨﺪ

پیشنهاد می شود

رمان به طراوت باران | Elif کاربر انجمن یک رمان

 

منتشر شده توسط :PARISA در 1204 روز پیش

بازدید :3663 نمایش

برچسب ها :

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 3 )


  1. تنها گفت:

    سلام رمان واقعا خوبی هستش?☺

  2. جان گفت:

    سلام .رمان عاالی بود .ممنون از نویسنده

  3. پارميدا گفت:

    سلام
    من هر وقت بخوام رمانی رو بخونم اصولا اول به نظرات توجه میکنم ببینم نظر بقیه دربارش چی بوده
    خب امده بودن برای این رمان گفته بودن که عالی و …
    اما به نظرم یکم تغییر بدید این رماناتون رو
    چرا همیشه دخترا کتک خور شوهرشون باید باشن چرا با نوشتن همچین رمان های سبکی اسم خودتون رو خراب میکنید
    چرا دختره باید تاوان کار پدرشو بده واقعا متوجه نمیشم
    شما فکر غرور یک زن نیستید فقط مردا غرور دارن فکر نمیکنید ممکنه یه پسر هم این رمان رو بخونه و شخصیت مرده براش جالب به نظر بیاد و الگو بگیره شما خودت دوست داری خون بها پدرت باشی از طرف خانوادت فروخته بشی و کتک خور شوهرت باشی
    فقط مردان که غرور دارن فقط مردان که میتونن هر کاری بکنن مهمونی برن دوست دختر داشته باشن زنه هم بهش هیچی نگه
    اما زنا که غرور ندارن زنا باید با اجازه همسرشون همه کاری بکنن حتی اگه میخوان برن سرکار هم باید از شوهرشون اجازه بگیرن مهمونی که هیچی
    زنا نباید یه پسر تو زندگیشون باشه
    لباس دلخواهشون رو نپوشن چون غیرت شوهرشون اجازه نمیده
    به نظرم بسه فکرتون رو باز کنید توی کتاباتون احترام گذاشتن بهم رو یاد بدید اینکه ادم اگه کسیو دوست داره بهش بگه نکه غرور و این چرت و پرتا داره و نمیگه
    یاد بدین مردا باید به نظر پوشش و علایق و گذشته زنشون احترام بزارن و همینطور زنها
    نه اینکه شوهره بزنش چرا چون بدون شال میرقصه??